

مالارياي انساني كه به نامهاي پالوديسم(Paludism) ،
تب حارَه اي، تب نوبه، تب و لرز، تب متناوب و تب جنگل هم ناميده مي شود،
يك بيماري عفوني خوني است كه توسط تك ياخته اي از جنس پلاسموديوم (Plasmodium) ايجاد و توسط پشه هاي جنس آنوفل(Anopheles) منتقل مي گردد.
علائم مالاريا (Paroxysm) :

علامت
متداول بيماري تب شديدي است كه همراه با ساير علائم مربوطه (لرز ، عرق)
براي مدت 5 تا 8 ساعت ادامه يافته و سپس هر 2 يا 3 روز يكبار باز مي گردد.
هر يك از اين حملات، نيروي بيمار را به شدت تحليل برده و باعث كاهش شديد
فعاليت هاي بيمار در طي دوران بيماري مي گردد. حملات اوليه مالارياي حاد
حداقل 2 هفته يا بيشتر طول مي كشد و در اثر ابتلاهاي مكرر و همراه با
پيشرفت بيماري ، كم خوني و بزرگي طحال حادث شده كه در اكثر بيماران در طي
يك يا دو هفته بعد از حمله اوليه مي توان آنرا لمس نمود. در صورتيكه عامل
ابتلا انگل گونه فالسيپارم باشد مي تواند منجر به گلومرولونفريت ، افزايش
شديد پارازيتمي، پديده جداسازي مويرگي (Sequestration)،
گيجي ، تشنج ، كاهش فشارخون ، ادم ريوي، علائم گوارشي (مثل استفراغ ،
دردهاي شكمي ، اسهال ، خونريزي روده اي) ، سندرم نفروتيك، كولاپس گردش خون،
سيانوز و مرگ شود.
دوره نهفتگي بيماري(Incubation Period)
بطور معمول از 9 تا 30 روز متفاوت است و ممكن است تا چندين ماه طول بكشد.
گونه هاي پلاسموديوم ويواكس در مناطق معين جغرافيايي دوره نهفته طولاني و
بيشتر از 10 ماه دارند.
1
يا 2 روز قبل از شروع علائم تعداد كمي انگل در گردش خون ظاهر مي شوند سپس
با افزايش تعداد انگلها ، علائم مختلف شروع به تظاهر مي كنند كه عبارتند از
سردرد ، خستگي ، دردهاي مبهم در عضلات و استخوانها و مفاصل ، احساس لرز و
تب كه بدليل شبيه بودن علائم با بيماريهاي ويروسي مثل سرماخوردگي و
آنفلوانزا(Influenza) بخصوص
در مناطق غير آندميك تشخيص را بر مبناي اين بيماريها مي گذارند. در طي
چند روز آينده وقتي كه تعداد انگلها در خون به حد كافي رسيد علائم مالاريا
بروز مي نمايد
علايم متداول مالاريا در بين مراجعين به Virtual Naval Hospital در آمريكا

ابتدا الگو هاي تب بصورت منظم نيست ولي بعدا در صورتي كه دوره هاي شيزوگوني همزمان شود رفته رفته اين الگو ها حالت منظمي را به خود مي گيرد كه به آنSynchronized مي گويند. بطور كلي يك حملة مالاريا شامل مراحل زير است:
1- مرحله سرما (Cold Stage )
: ناگهاني شروع مي شود. بيمار شديداً احساس كسالت نموده، دچار سردرد و
دردهاي استخواني شده و تمام بدن با سرماي شديد و غير قابل تحملي به مدت 1
ساعت شروع به لرز مي نمايد.
2- مرحله گرما ( Hot Stage )
: با بالا رفتن دماي بدن به حدود 40 تا 41 درجه سانتيگراد لرز متوقف شده و
تب شديدي بدن را فرا مي گيرد كه مدت 1 تا 2 ساعت اين وضعيت ادامه دارد .
دورة تب بر حسب گونه هاي مختلف پلاسموديوم متفاوت و به صورت زير مي باشد.
- تب 3 به 1 : حملات تب يك روز درميان روي مي دهد. عامل آن پلاسموديوم اووال ، ويواكس و فالسيپارم ميباشد.
- تب 4 به 1 : حملات تب دو روز درميان و توسط پلاسموديوم مالاريه ايجاد مي گردد.
3- مرحله تعريق ( Sweating Stage )
: پس از گذشت 1 تا 2 ساعت از شروع تب ، بيمار شروع به عرق نمودن كرده كه
در پايان اين مرحله و با گذشت 5 الي 8 ساعت از شروع تب ، درجه حرارت بدن به
حد طبيعي باز مي گردد، بيمار خسته اما بدون علامت است و تا شروع مرحلة
بعدي احساس آرامش مي كند.
روشهاي انتقال مالاريا :

شيوع
و انتقال هر نوع مالاريا چه در مناطق اندميك و چه به صورت اپيدميك به
عوامل بيشماري مثل نوع و سوش انگل ، ميزان ايمني انسانها ، عادات زيستي پشه
ها ، عادات زيستي انسانها ، شرايط محيطي از قبيل درجه حرارت، رطوبت، ميزان
بارندگي،
نوع گياهان منطقه نوع و روشهاي مبارزه و . . . بستگي دارد كه اين عوامل
را ميتوان در ارتباط با سه عامل شخص سالم و آلوده بعنوان گيرنده و دهندة
بيماري ، انگل پلاسموديوم بعنوان عامل ايجاد كنندة بيماري و پشه آنوفل
بعنوان انتقال دهندة بيماري طبقه بندي نمود. بطور كلي انتقال مالاريا از
طرق زير مي تواند صورت بگيرد:
· انتقال طبيعي : انتقال از طريق نيش پشه آنوفل
· انتقال اكتسبي : انتقال از طريق تلقيح
انتقال طبيعي مالاريا (انتقال از طريق نيش پشه آنوفل):
عمده ترين راه انتقال بيماري مالاريا انتقال از طريق نيش پشه آنوفل ماده مي باشد كه در سال 1897
توسط رونالد راس ثابت شد. اين پشه ها در اكثر كشورهاي مناطق معتدله و حاره
و هر جا كه محل زيست مناسبي براي آنها فراهم شود وجود دارند.
نحوة
انتقال به اين صورت مي باشد كـه پشه هاي ماده در طي خونخواري از شخص
آلــوده، انگل را بلعيده و انگل در بدن پشه پس از طي دوره و زمان خاصي
مجدداَ به فرم آلوده كننده درآمده و همراه با محتويـات بزاق طــي
خونخواري بعدي بـه افراد سالم جامعه منتقـل مي گـردد و اين چرخه تا جايي
كه توسط عامل بخصوصي قطع نگردد ادامـه پيدا ميكند.
در اين چرخه براي آلوده شدن پشه ها، علاوه بر وجود ناقل مناسب وجود انسان مخزن ( (Human reservoir
داراي مقدار لازم گامتوسيت در خون وي ضروري مي باشد. بنابراين انسانهايي
كه به تازگي آلوده شده اند نمي توانند بيماري مالاريا را انتقال دهند.
انتقال اكتسابي ( انتقال از طريق تلقيح ):
در
صورتيكه مالاريا غير از انتقال توسط نيش پشه آنوفل از طُرق ديگر منتقل شود
به اين نوع مالاريا، مالارياي تلقيحي مي گويند. در سال 1884 انتقال
مالاريا از طريق انتقال خون توسطGerhardet ثابت گرديد. در سال 1911 اولين مورد مالارياي ناشي از انتقال خون در آمريكا بوسيله Woolsey مشاهده شد.
در
مناطقي كه انتقال مالاريا بوسيله پشه آنوفل انجام مي گيرد اهميت انتقال
مالاريا از ساير راهها تحت الشعاع موارد انتقال عادي آن قرار ميگيرد، ولي
در مناطقي كه انتقال طبيعي مالاريا بوسيله پشه آنوفل قطع شده است ولي
حاملان انگل وجود دارند در صورتيكه عامل مالاريا پلاسموديوم فالسيپارم
باشد و بموقع تشخيص داده و درمان نگردند، مي تواند به مرگ بيمار منجر شود.
مكانيزم
عمل اين نوع انتقال به اين صورت است كه در افراد مبتلا به مالاريا در
صورتيكه درمان كامل يا اساسي انجام نگرفته باشد پس از توسعه مصونيت نسبي (Premunition)
، تعداد انگل در خون به حداقل رسيده و مانع بروز علائم باليني مي شود و
گاهي تعداد انگل در خون به حدي كم است كه در آزمايش ميكروسكپي معمولي نمونه
خون نمي توان آنها را ديد ولي اگر خون اين افراد حامل انگل به افراد سالم
از نظر بيماري تلقيح گردد، انگلهاي مرحله شيزوگوني خوني موجود در گلبول
قرمز شروع به تكثير كرده و در گيرنده خون علائم مالاريا ظاهر مي گردد .
انواع
پلاسموديوم هاي انساني در مالارياي ناشي از انتقال خون به ترتيب
پلاسموديوم ويواكس، پلاسموديوم مالاريه ، پلاسموديوم فالسيپارم و
پلاسموديوم اووال بوده اند كه در سالهاي اخير جاي خود را به پلاسموديوم
مالاريه داده است، بنابراين در مالارياي ناشي از انتقال خون پلاسموديوم
مالاريه نقش اصلي را دارد. مالارياي تلقيحي موارد زير را شامل مي گردد :
انتقال از طريق انتقال خون
انتقال از طريق پيوند اعضاء
انتقال از طريق مالاريا تراپي
انتقال از طريق هموتراپي
انتقال از طريق مادر به جنين
انتقال از طريق سرنگ آلوده
انتقال بصورت تصادفي ( آلودگي شغلي )
پیشگیری
پيشگيري با واكسن:

ساخت
و تهية واكسن موثر مالاريا نشانگر يك روش با ارزش علاوه بر روشهاي موجود
در كنترل مالاريا مي باشد. تهية واكسن مالاريا در دست آزمايش و مطالعه مي
باشد ولي بدليل اينكه انگل
پلاسموديوم داراي سوش هاي مختلف و آنتي ژنهاي خيلي زيادي است، شانس دستيابي
به واكسني كه با يكبار مصرف مصونيت طولاني را ايجاد نمايد بسيار ضعيف است.
مرحلة اول استراتژي تهية واكسن مالاريا بر پاية شناسايي آنتي ژنهايي است كه به طور اختصاصي پاسخ ايمني محافظتي پايدار را تحريك كند و در مرحلة دوم مستلزم كد كردن ژنهاي سازندة آنتي ژنها مي باشد.
واكسنهاي مالاريا را ميتوان از مراحل مختلف زندگي انگل مانند مرحلة اسپروزوئيت (Sporozoite Vaccine) ، مرحلة غيرجنسي خوني (Asexual Erythrocytic Vaccine) و مرحلة گامتوسيت Gametocyte Vaccine)) تهيه نمود. از انواع واكسن هاي مالاريا كه ساخته و بصورت آزمايشي مورد استفاده قرار گرفته است مي توان انواع زير را نام برد:
1- واكسن SPF66 + Alum: ساخته شده از مرحلة غيرجنسي انگل يعني مروزوئيت ها و اسپروزوئيت ها است.
2- واكسن PFS25 + Alum: از گامتوسيت ها تهيه شده است و انتقال را بلوكه مي كند. اين واكسن در دفعات تزريق بعدي بعنوانBooster Dose عمل نموده و سلولهاي خاطره اي را تقويت مي كند.
3- واكسن NYVAC- PF7: اين واكسن Multi Stage و Polyvalentبوده و هر دو ايمني سلولي و هومورال را ايجاد مي كند
پيشگيري دارويي :

پيشگيري
دارويي در سطح گسترده تاكنون بكار رفته و بسيار نيز با ارزش بوده است.
درمان دسته جمعي با كينين در پروژه هاي اوليه كنترل مالاريا در ايتاليا و
ديگر كشورها از اهميت خاصي برخوردار بوده است. متاسفانه پيشگيري دارويي در
بسياري از مناطق گرمسيري ديگر قابل استفاده نيست زيرا مسئله مقاومت دارويي
بسيار فراگير شده است و روزبروز نيز در حال افزايش است. داروهاي پيشگيري
شامل داروهايي هستند كه براي متوقف كردن شيزوگوني نسجي و يا خوني بكار
ميروند . چند نمونه از اين داروها كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مي
گيرد در زير آمده است.
P.vivax, P.malariae, P.ovale, P.falciparum حساس به کلروکين:
Chloroquine Phosphate (Aralen) 300 mg base weekly, base on~5 mg base/kg
یک هفته قبل از شروع به مسافرت تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن
مقاوم به کلروکين:
Mefloquine (Lariam) 250 mg (225 mg base) weekly
یک هفته قبل از شروع به مسافرت تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن
-------------------------------------------------------
Doxycycline (Vibramycin) 100 mg /day
یک روز قبل از شروع به مسافرت و ادامه آن با روزانه 1 قرص تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن
-------------------------------------------------------
Proguanil (Paludrine) 200 mg /day in combination with weekly Chloroquine
از شروع مسافرت تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن
-------------------------------------------------------
Primaquine 0.5 mg base/kg/day
درمان

درمان كامل مالاريا نياز به
چند روز درمان با چند دارو دارد. جهت درمان ابتدا بايد نوع انگل را تشخيص
داد. در مناطق هيپرآندميك و هولوآندميك در صورتيكه آزمايشگاهي براي تشخيص
در دسترس نباشد مي توان بيماران را با توجه به علائم باليني و شيوع
مالارياي منطقه (با احتمال 50% ابتلا) مستقيماَ درمان نمود.
از آنجاييكه انگل پلاسموديوم
داراي 3 فرم آلودگي (مرحلة كبدي هيپنوزوئيت ، مرحلة خوني غير جنسي و
گامتوسيت) است، لذا داروهايي كه بكار برده مي شود متنوع بوده و بعضي بر روي
يك مرحلة انگل و بعضي بر روي تمام مراحل با تاثيرات كم و زياد اثر مي
گذارد. داروهايي كه در درمان مالاريا بكار ميروند مي بايست ضمن موثر بودن
برروي انگل ، در دسترس همگان بوده و بيمار قدرت خريد آنرا داشته باشد
همچنين خوردن آن براي بيمار و بخصوص بچه ها قابل تحمل باشد و عوارض جانبي
زيادي را ايجاد نكند. در هر کشوری درمان مالاریا مطابق با دستورالعمل های
آن کشور انجام میشود زيرا مسئله مقاومت دارویی وجود دارد که در هر کشوری
متفاوت است.
داروهای ضد مالاریا

داروهاي
ضد مالاريا را مي توان بر حسب اثرشان بر روي انگل و يا از نظر تركيبات
شيميايي گروه بندي نمود. در زير داروهاي ضد مالاريا از نظر اثر بروي انگل
تقسيم بندي شده است.
1- اسپرونتوسيد (Sporontocide)
: برروي گامتوسيت ها اثر كرده و وقتي وارد بدن پشه شوند از طي دورة
اسپوروگوني جلوگيري ميكنند مثل پريماكين و پريمتامين ( داراپريم ).
2- شيزونتوسيد نسجي اوليه (Schizontocide (Primary Tissue : برروي شيزونت هاي كبدي اثر كرده و معمولاَ جهت پيشگيري استفاده مي شوند مثل پروگوانيل و پريمتامين.
3- شيزونتوسيد نسجي ثانويه (Secondary Tissue Schizontocide) : بر روي هيپنوزوئيت ها در كبد موثر است و از عود بيماري جلوگيري مي كند مثل پريماكين و پاماكين.
4- شيزونتوسيد خوني (Blood Schizontocide)
: برروي اشكال خوني اثر كرده و جهت درمان استفاده مي شوند مثل كلروكين،
كينين، فنسيدار، مفلوكين، هالوفانترين، آرتميسنين، آمودياكين.
5- گامتوسيتوسيد ((Gametocytocide
: بر روي گامتوسيت ها اثر كرده مثل پريماكين كه بر روي گامتوسيت فالسيپارم
موثر بوده و كينين و كلروكين كه بر روي گامتوسيت ويواكس و مالاريه و
گامتوسيت نارس فالسيپارم موثر است.
مقاومت انگل به داروهای ضد مالاریا

يكي
از بزرگترين مشكلات كنترل جهاني مالاريا گستردگي و شدت مقاومت انگل به
داروهاي ضد مالاريا است. اين مقاومت باعث گرديده تا تعداد معدودي از اين
داروها سبب بروز مشكلاتي در درمان و كنترل بيماري شود. ظهور مقاومت دارويي
به معني افزايش خطر عوارض جانبي و يا مخارج بيشتر در استفاده از داروهاي
جديد مي باشد.
مقاومت
دارويي در مالاريا يعني “ توانايي سويه انگل در زنده ماندن و تكثير در
حضور غلظت هايي از دارو كه بطور معمول انگلهاي همان نوع از پلاسموديوم را
از بين برده و يا از تكثير آنها جلوگيري مي نمايد” . مقاومت دارويي تحت
تاثير دو عامل قدرت سازگاري پلاسموديوم و استفاده از داروهاي ضد مالاريا در
پيشگيري و درمان در مناطق بومي بوجود مي آيد .
الگوهاي مقاومت :
سازمان
جهاني بهداشت بر اساس دو عامل پاك شدن اولية خون از انگل و ظهور مجدد انگل
در خون الگوهاي مقاومت را به شرح زير طبقه بندي نموده است:
*S : سوش پلاسموديوم به داروي مصرف شده حساس است و خون در عرض يك هفته از انگل پاك شده و انگل مجددا ظاهر نمي شود.
*R1 : مقاوم
مرحلة 1 ، پس از پاك شدن اولية انگل از خون عليرغم ادامة درمان، انگل ها
مجدداً در عرض هفت روز و يا بيشتر، در خون ظاهر مي شوند.
*R2: مقاوم مرحلة 2 ، ابتدا تعداد انگل ها در خون كاهش يافته ولي بعد از 7 روز و يا بيشتر ، در خون ظاهر ميشوند.
*R3 : مقاوم مرحلة 3، دارو اثر بسيار كمي بر تعداد انگل در خون دارد.
*S= Sensitive *R= Resistance

الگوي مقاومت دارويي در پلاسموديوم فالسيپارم
عود مالاریا(بازگشت انگل)

در
پلاسموديوم فالسيپارم كه فرم هيپنوزوئيت وجود ندارد بندرت ممكن است كه
انگل بيش از یک سال در بدن دوام بياورد. طول عمر متوسط انگل 222 روز و
طولاني ترين دورة عفونت مشاهده شده 503 روز بوده است. در پلاسموديوم ويواكس
مدت دوام انگل معمولا 5- 3 سال و در پلاسموديوم مالاريه مدت دوام انگل
30-10 سال مي باشد.
در
پلاسموديوم ويواكس و اووال ، بعضي از اسپروزوئيت ها كه به داخل كبد وارد
شده اند بلافاصله رشد نمي كنند و در سلولهاي پارانشيم كبد تبديل به انگلهاي
خفته اي بنام هيپنوزوئيت (Hypnozoite or Dormant) مي شوند كه اين مرحله ميتواند ماهها و سالها طول كشيده و با فعال شدن و تكثير مجدد انگل عود مشخص بيماري مالاريا (Relapse) را بوجود آورند. علاوه
بر فرم هيپنوزوئيت، در تمام پلاسموديوم ها بعلت درمان ناقص يا پاسخهاي
ايمني ميزبان ممكن است تعداد خيلي كمي انگل در خون باقي بماند. در اين
موارد معمولا علائم باليني مالاريا وجود ندارد و در آزمايش ميكروسكپي نمونه
خون انگل ديده نمي شود ولي بعد از بين رفتن اثر دارو يا مصونيت نسبي ، انگل تكثير پيدا ميكند و ظهور مجدد مالاريا (Recrudescence) را بوجود مي آورند . اين حالت بيشتر در پلاسموديوم فالسيپارم بعلت مقاومتي كه به داروهاي ضد مالاريا وجود دارد ، ديده مي شود.
در
پلاسموديوم مالاريا انگل مي تواند 30 سال و يا بيشتر بدون اينكه در
آزمايشات ميكروسكپي گسترده هاي خوني ديده شود در سطح پائيني در خون باقي
مانده و از طريق انتقال خون ( Induced (Malaria از يك شخص به شخص سالم منتقل گردد.
دکتر امید عابدی-9 فوریه 2013-سئول کره جنوبی