تبليغاتX
پــــــاورچیــن
وبلاگ پزشکی سلامت دکتر امید عابدی - 건강 블로그
http://sallysulbo1.mireene.com/idisk/atomy/can_pan.gif




این سرطان در تمامی گروه های سنی، در جوانان ۱۵ ساله تا سالمندان ۹۰ ساله دیده می شود ولی حداکثر شیوع آن در سنین ۵۵ تا ۸۵ سالگی است. علت واقعی بروز این سرطان هنوز شناخته شده نیست ولی دیده شده است که سیگار می تواند احتمال بروز آن را افزایش دهد. مطالعات نشان می دهد که غذاهای با چربی فراوان همچنین موادی که در صنایع شیمیائی، کک سازی و فلزی استفاده می شوند، در ایجاد این سرطان نقش دارند.

درمان اولیه سرطان لوزالمعده، جراحی می باشد که در طی آن تمام یا قسمتی از لوزالمعده برداشته می شود. پیشرفت های جدید در زمینه روش های جراحی و بی هوشی و مراقبت های قبل و بعد از عمل باعث شده است که امروزه این جراحی به راحتی انجام گیرد. این بروشور به سئوال های شما درباره سرطان لوزالمعده پاسخ می دهد. در این بروشور شرح داده می شود که لوزالمعده چیست و سرطان آن چگونه می باشد. همچنین راجع به روش های تشخیص و درمان آن صحبت خواهد شد.

لوزالمعده چیست؟

http://pharma.kolon.co.kr:8080/test/upload/news_infor/panc-1.jpg

لوز المعده یک غده صورتی رنگ است که درست در پشت معده قرار گرفته است. سر این غده در خم دوازده (اولین قسمت روده باریک) قرار گرفته و تنه و دم آن تا نزدیک طحال کشیده شده است. لوزالمعده پشت بسیاری از ارگان های شکمی قرا گرفته است، بنابراین دسترسی به آن مشکل می باشد.

لوزالمعده به دو فرآیند اصلی کمک می کند:

هضم غذا

تنظیم قند خون

برای انجام این فعالیت ها، دو دسته از مواد شامل آنزیم های هضم کننده و هورمون ها که شامل انسولین نیز می باشد، از آن ترشح می شود.

سلول هائی که آنزیم های گوارشی می سازند، در دسته هائی به نام آسینی قرار گرفته اند که ترشحات خود را از طریق مجرای پانکراس به دوازده می ریزند. این مجرا با مجرائی که صفرا را از کبد می آورد به دوازده باز می شود.

سلول هائی که هورمون ها را می سازند، به صورت دسته هائی از سلول که به آنها جزایر لانگرهانس می گویند، قرار دارند.

این جزایر شامل سلول هائی هستند که هورمون های انسولین و گلوکاگون را به داخل خون ترشح می کنند. نقش این هورمون های کنترل سوخت و ساز قندها می باشد.

انسولین با تحریک سلول های بدن برای سوختن قندها و به دست آوردن انرژی، سطح قند خون را پائین می آورد و گلوکاگون اثر معکوس دارد. این هورمون با تحریک کبد برای آزاد کردن قند به داخل خون باعث افزایش قند خون می شود.

سرطان لوز المعده

http://www.smc.or.kr/health/10/images/1005.jpg

بیش از ۹۰% از سرطان های لوزالمعده از سلول های مجاری که مسئول انتقال آنزیم های گوارشی به دوازده است، سرچشمه می گیرد. دو سوم تومورهای مجرا در سر و یک سوم بقیه در تنه و دم لوزالمعده ایجاد می گردد. معمولاً این سرطان ها توسط بافت های ملتهب لوزالمعده مشکل ایجاد می کنند. تومورهای لوزالمعده می توانند انسداد مجرای صفراوی مشترک ایجاد کرده باعث زردی شوند. سلول های سرطانی معمولاً به بافت های اطراف، غدد لنفاوی ناحیه ای و کبد گسترش می یابند. گاه سلول های جزایر لانگرهانس سرطانی می شوند ولی بیشتر تومورهای این سلول ها خوش خیم هستند. تومور سلول های این جزایر وقتی ترشح کننده هورمون باشند تومور فعال نامیده می شوند. در صورتی که تومور ترشح کننده انسولین باشد باعث ترشح مقادیر زیاد انسولین و ایجاد علائم کاهش قند خون می گردد. البته باید توجه داشت که علل مختلفی به جز سرطان نیز می توانند باعث کاهش قند خون شوند. به ندرت تومورهای لوزالمعده هورمون های دیگری مثل گاسترین یا VIP را ترشح می کنند که باعث زخم های شدید در معده و دوازدهه (سندروم زولینگرالیسون) و یا اسهال شدید شبه و با (سندرم ورنرموسیون) می شوند.

نوع دیگری از سرطان های جزایر لانگرهانس، تومورهای بدون فعالیت می باشند این تومورها نمی توانند مقادیر زیاد انسولین، که باعث افت قند خون شود تولید کنند. این نوع سرطان لوزالمعده گرچه بسیار نادر است ولی معمولاً نسبت به سرطان های مجرا شانس بیشتری برای بهبودی دارد.

علل سرطان لوزالمعده

http://healthinfo.amc.seoul.kr/healthinfo/health/attach/32094_A000051.jpg

علت شناخته شده ای برای سرطان لوزالمعده وجود ندارد. دانشمندان دریافته اند که عوامل خاصی احتمال ایجاد این نوع سرطان را می افزاید. تحقیقات بیانگر این مطلب است که افراد سیگاری دو برابر افراد غیر سیگاری به سرطان لوزالمعده مبتلا می شوند.

رژیم غذائی نیز ممکن است در ایجاد سرطان لوزالمعده دخالت داشته باشد. به طوری که این سرطان در افرادی که کافئین مصرف می کنند و همچنین افرادی که غذاهای حاوی چربی فراوان به خصوص چربی های حیوانی مصرف می کنند، بیشتر می باشد. برای جلوگیری از ابتلا به سرطان لوزالمعده پیشنهاد می شود که رژیم های غذائی متنوع، کم چربی و با فیبرهای غذائی فراوان مصرف شده و از استعمال دخانیات پرهیز شود. دیابت نیز با سرطان لوزالمعده ارتباط دارد. بعضی گزارش ها بیان می دارند که زنان دیابتی ممکن است شانس بیشتری برای ابتلا به سرطان لوزالمعده داشته باشند.

سرطان لوزالمعده با مواد صنعتی ارتباط دارد. ترکیبات صنعتی خاصی که در صنایع شیمیائی، کک سازی، فلزی و گاز استفاده می شود، می توانند باعث افزایش احتمال ابتلا به سرطان لوزالمعده گردند.

علائم

http://health.mw.go.kr/AttachFiles/Content/Image/s04_040_i03.jpg

سرطان لوزالمعده به سرعت رشد می کند و گاه وجود خود را با یک درد مبهم شکم نشان می دهد. بسیاری از بیماران این درد مبهم در شکم را با ناراحتی های معده اشتباه می کنند. در صورتی که سرطان لوزالمعده تشخیص داده نشود و به موقع درمان گردد، از لوزالمعده خارج شده، غدد لنفاوی، کبد و سایر نقاط بدن را درگیر می کند.

گرچه علائمی که در زیر ذکر می گردد، می تواند مربوط به بیماری هائی غیر از سرطان لوزالمعده باشد ولی اگر بیش از دو هفته به طول بیانجامد، باید مشورت پزشکی صورت پذیرد:

درد مبهم در قسمت فوقانی شکم که گاه به پشت انتشار می بابد.

درد پشت، معمولاً دائمی که هنگام خوردن و دراز کشیدن بدتر می شود و با نشستن و خم شدن به جلو بهتر می شود.

زردی (اگر این علامت ظاهر شد، بلافاصله به پزشک مراجعه کنید)

کاهش وزن شدید و سریع با رژیم غذائی در ارتباط نباشد.

علائم افت قندخون مثل خستگی، لرزش، سردرد و اضطراب

پزشک به علائم شما گوش خواهد داد و تاریخچه پزشکی اخذ خواهد کرد. اگر شک به سرطان لوزالمعده وجود داشته باشد، آزمایشاتی به عمل خواهد آمد.

روش های تشخیصی سونوگرافی

این روش بدون درد و غیر تهاجمی بر اساس اصول رادار کار می کند. امواج صوتی به سمت لوزالمعده گسیل شده، بازگشت آنها دریافت می شود و توسط کامپیوتر به تصویری از بافت لوزالمعده تبدیل می گردد. امواج صوتی هیچ عارضه شناخته شده ای ندارد. این روش به عنوان بهترین وسیله غربالگری سرطان لوزالمعده شناخته شده است.

آندوسکوپی

http://www.bebinin.com/wp-content/uploads/2011/06/126.jpg

در این روش تحت بی حسی موضعی، یک لوله بلند، قابل ارتجاع و باریک که به آن آندوسکوپ می گویند، ازطریق دهان، به داخل معده و دوازدهه فرستاده می شود. آنگاه از طریق آندوسکوپ یک لوله باریک تر به نام کانولا وارد مجرای لوزالمعده می شود. در این روش دو کار انجام می شود:

سلول های لوزالمعده که در شیره گوارشی وجود دارند، برای مطالعات بیشتر گرفته می شود.

ماده حاجب داخل مجرا تزریق می گردد تا با گرفتن عکس رادیولوژی مشخص گردد که آیا مجرای لوزالمعده تنگی و انسداد دارد یا خیز.

سی تی اسکن

http://www.mehradhospital.com/images/Darmany/Radiology/CT/CT3.jpg

در این روش یک دسته باریک از اشعه X به وسیله کامپیوتر در اطراف شکم بیمار گردانده می شود و تصاویر به دست آمده توسط کامپیوتر تجزیه و تحلیل شده و براساس آن تصویری از مقطع عضو به دست می آید. این تصویر می تواند تغییرات مجاری لوزالمعده و تومور لوزالمعده را نمایش دهد.

بیوپسی (نمونه برداری)

http://www.pasteurvetlab.com/images/5b.jpg

این آزمایشی است که برای تشخیص سرطان های لوزالمعده به کار می رود. برای بررسی میکروسکوپی دقیق، سلول ها از دو طریق به دست می آیند اولی اینکه تحت بی حسی موضعی لوله نازکی از طریق شکم برای گرفتن نمونه به سمت پانکراس عبور داده می شود. دوم اینکه تحت بی هوشی عمومی قسمتی از بافت لوزالمعده با جراحی برداشته می شود.

درمان

http://health.chosun.com/site/data/img_dir/2011/05/31/2011053101284_0.jpg

درمان اصلی این سرطان عمل جراحی است. پیشرفت های جدید در روش های جراحی و مراقبت های پیش و بعد از عمل باعث شده است که این جراحی نسبتاً وسیع با ایمنی انجام شود.

محل قرار گرفتن تومور و اینکه آیا سلول ها سرطانی به کبد و یا سایر اعضاء مجاوری گسترش یافته اند، میزان برداشتن بافت لوزالمعده را مشخص می کند. اگر تومور در سر لوزالمعده قرار داشته باشد، سرلوزالمعده، قسمت اول روده باریک، قسمتی از معده و مجرای صفراوی مشترک همگی برداشته می شوند. با درمان داروئی پس از جراحی بسیاری از بیماران زندگی نسبتاً طبیعی خواهند داشت.

بعضی از تومورها آنجنان لوزالمعده را در برگرفته اند که باید تمام غده برداشته شود. این عمل پانکراتکتومی توتال نامیده می شود. باید بیماران بعد از این عمل انسولین تزریق کنند تا وضعیت قند خون آنها طبیعی گردد. برای عمل گوارش نیز، باید کپسول های آنزیمی دریافت نمایند.

بعضی از تومورهای پانکراس غیرقابل عمل اند. در این موارد از جراحی برای از بین بردن زردی یا انسداد روده استفاده می شود.

استفاده از اشعه گاما یا X برای تخریب سلول های سرطانی با حداقل صدمه به بافت های اطراف (رادیوتراپی) و استفاده از داروهای ضد سرطان که در رشد و تقسیم سلول های سرطانی دخالت می کنند (شیمی درمانی)، ارزش محدودی در درمان سرطان لوزالمعده دارند ولی می توان از این روش ها به همراه جراحی برای از بین بردن علائم و ایجاد راحتی در بیمار استفاده کرد.

با تشکر -دکتر امید عابدی 12 ژانویه 2012 -ساعت20؛16  (سئول - کره جنوبی)

+ نوشته شده در  Thu 12 Jan 2012ساعت 16:22  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

با سلام- مطلبی که در زیر عنوان شده ،مربوط به بیماری مالتیپل اسکلروزیس یا همان بیماری MS است که در بین مردم بیشتر به این نام معروف است.این بیماری گرچه با پیشرفت های کنونی علم پزشکی تا حد زیادی قابل کنتر است ولی هنوز درمان کامل و قطعی آن وجود ندارد. ولی مطالب عنوان شده ذیل می تواند در کسب اطلاعات نسبت به این بیماری مفید باشد:

مالتيپل اسکلروزیس ( MS ) بيماري است که مغز ، طناب نخاعي و عصب بينايي را درگير مي نمايد و مي تواند موجب اختلالاتي در کنترل و قدرت عضلات ، سيستم بينايي ،‌ تعادل ، حس ( اختلالات حسي مثل سوزن سوزن شدن يا بي حسي در انگشتان دست و پا ) وعملکرد ذهني مثل فرآيند شناخت وعواطف گردد .

علائم MS  ناشي از التهاب در سيستم اعصاب مرکزي و در نتيجه تخريب ميلين ( Myelin )  بوجود مي آيند .

 ميلين ترکيبي است از جنس پروتئين که دورادور رشته هاي عصبي را فراگرفته است . فرآيند تخريب ميلين رادميلينیزاسيون مي گويند و درنتيجه اين فرآيند ، انتقال پيام عصبي در سلول عصبي دچار مشکل واختلال مي گردد . اسکلروز سيستميک اغلب در گروه سني جوانان و ميانسالان رخ مي دهد . در واقع دو سوم موارد MS بين سنين ۲۰ تا ۴۰ سالگي آغاز مي گردد و بيشترين احتمال ابتلا در سن ۳۰ سالگي است . بروز MS در کودکان و افراد بالاي ۶۰ سال بسيار نادر است .

  علت بيماري مالتيپل اسکلروز چيست ؟

http://msn.arums.ac.ir/Images/ArticleImages/ms_01_e%5B1%5D.jpg

علت اصلي بيماري MS ناشناخته است . ممکن است در اين ميان عوامل ژنتيک نقش داشته باشند چرا که احتمال ابتلاي فرزندان افراد مبتلا ، بيشتر مي شود . منطقه جغرافيايي محل زندگي نيز ممکن است داراي اهميت باشد .

محققين موفق به يافتن رابطه اي بين منطقه جغرافيايي محل زندگي فرد در کودکي و ابتلا به بيماري MS شده اند . شايد علت اين رابطه ،‌ شيوع بيماري هاي ويروسي دخيل در بيماري MS در مناطق جغرافيايي خاص بوده باشد .

ايجاد اختلال در سيستم ايمني که در سنين بالاتر بوقوع مي پيوندد موجب شعله ور شدن بيماري MS  در افرادي مي گردد که از کودکي مستعد ابتلا به بيماري MS  بوده اند .

  * علائم بيماري MS

علائم و نشانه ها بر حسب اين که کدام قسمت از مغز يا طناب نخاعي درگير شده باشند متفاوت است .

شايعترين علائم زودرس MS  شامل موارد زير است :

      - علائم عضلاني : ضعف عضلاني - لرزش پا - سفتي عضلات - احساس سنگيني - اختلالات تعادلي

       - علائم بينايي : ديد تيره و مه آلود - درد کره چشم بخصوص به هنگام حرکت چشم - کوري - دو بيني

علائم با شيوع کمتر :

     - علائم حسي : سوزن سوزن شدن و دردهاي سوزشي - بي حسي اندامها - احساس برق گرفتگي به هنگام خم شدن روبه جلو يا عقب

    - اختلالات تعادل : گيجي و سرگيجه دوراني

  * راههاي تشخيص MS کدامند ؟

پزشکان اغلب وقتي موفق به تشخيص بيماري MS  مي گردند که بيش از يک منطقه از بدن درگير شده باشد . غالباً هنگامي توجه به سمت MS جلب مي گردد که بيمار در مرحله فعاليت بيماري ، حداقل دو علامت يا نشانه از علائم و نشانه هاي شايع بيماري MS  را بروز داده باشد .

در بيماران مبتلا به MS تصاوير MRI غالباً شامل ضايعاتي در بيش از يک منطقه از سيستم اعصاب مرکزي مي باشد .

  * سير و پيش آگهي بيماري MS  چگونه است ؟

رفتار MS  در افراد مختلف متفاوت است . در بيماراني که مبتلا به نوع خفيف بيماري مي باشند ممکن است اختلالي در کارهاي روزمره بوجود نيايد در حالي که بيماران مبتلا به انواع شديد ممکن است بکلي ناتوان شوند .

بيشتر بيماران بين اين دو طيف قرار مي گيرند و مراحل متنوع بيماري شامل مرحله حمله ، مرحله فروکش کردن علائم وعود ، به تناوب اتفاق مي افتند . ممکن است بيماري سال ها بدون علامت باقي بماند در حالي که بيمار ديگري طي دوره اي کوتاه مکرراً مبتلا به حملات آزار دهنده MS  گردد .

  * راههاي درمان MS  کدامند ؟

داروهائي که روي سيستم ايمني تأثير مي گذارند موجب کاهش تناوب وشدت حملات MS  شده و ممکن است ميزان بروز ناتواني هاي ناشي از MS  در طول زمان را کاهش دهند . مصرف اين داروها بايد به محض تشخيص MS  آغاز گردد .

گاهي به هنگام عود بيماري از داروهاي کورتوني براي کاهش التهاب استفاده مي شود .

درمانهاي تکميلي مثل فیزیوتراپی، رژيم هاي تغذيه اي و مکمل هاي غذايي ، ماساژ‌درماني و روشهاي آسوده سازي ( Relaxation )   مورد استفاده قرار مي گيرند .

دکتر امید عابدی -3 نوامبر 2011- سئول کره جنوبی

+ نوشته شده در  Thu 3 Nov 2011ساعت 5:48  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 
http://extranet.acsysweb.com/vSiteManager/YNHH/Public/Upload/Images/Heart_Vascular/exterior_heart_anatomy.jpg       http://www.beijingcourtel.com/images/chinease_food.jpg

بيماري كرونر قلبي به صورت مشكلاتي از قبيل دردهاي آنژيني و انفاركتوس (حمله قلبي) بروز مي‌كند. آنچه كه سبب بروز بيماري قلبي مي‌شود، تشكيل تدريجي رسوب‌هاي چربي يا پلاك‌ها در لايه داخلي ديواره سرخرگ‌ها مي‌باشد. اين رسوب‌ها سبب محدودكردن عبور خون مي‌شوند كه اين پديده را تصلب شرايين يا سخت شدن رگ‌ها (آترواسكلروز) مي‌نامند.

در اين بيماري هيچ علامت واضحي وجود ندارد‌‌، اما اين تا هنگامي‌ است كه آسيب به سرخرگ‌ها آنقدر جدي شود كه جريان خون به قلب محدود شده و سبب بروز درد شود. مسدود شدن كامل يك سرخرگ خون‌رسان به قلب، منجر به حمله قلبي ناگهاني و كشنده مي‌شود. روش‌هاي متداول جهت پيشگيري از تصلب شرايين شامل كاهش فشارخون، دريافت رژيم غذايي كم‌چربي، كاهش وزن اضافي و ترك سيگار مي‌باشد. به برخي افراد نيز جهت كاهش كلسترول خون، دارو داده مي‌شود.

تحقيقات نشان مي‌دهند كه ارتباط مستقيمي‌‌ ميان رژيم غذايي و بيماري قلبي وجود دارد و با دريافت يك رژيم غذايي سالم مي‌توان سلامتي قلب و دستگاه گردش خون را حفظ كرد.

چه غذاهايي براي قلب مفيد هستند؟

كلم برگ، كلم قرمز، گل كلم، كلم بروكسل، بروكلي، ‌شلغم، چغندر، اسفناج، مارچوبه، لوبيا سبز، نخود سبز، لوبيا قرمز، لوبيا چشم بلبلي، نخود خشك و عصاره مخمر داراي ويتامين‌هاي گروه ب خصوصا اسيدفوليك هستند. تحقيقات متعددي نشان داده‌اند كه اسيد فوليكي كه بطور طبيعي در مواد غذايي يافت مي‌شود، مي‌تواند سبب كاهش ماده‌اي در خون به نام هموسيستئين شود و به اين ترتيب از ابتلا به تصلب شرايين پيشگيري كند. دانشمندان بر اين باور هستند كه اين ماده مستقيما به ديواره رگ‌ها آسيب مي‌رساند و سبب تشكيل رسوب‌هاي چربي مي‌شود. تخمين زده شده است كه افزايش دريافت روزانه اسيد فوليك به ميزان 100 ميكروگرم، سبب كاهش مرگ‌ مرتبط با بيماري هاي قلبي به ميزان 7 درصد  در مردان و 5 درصد در زنان مي‌شود.

در جوامعي كه مصرف كننده مقادير فراواني از ماهي‌هاي روغني هستند، مشاهده شده است كه شيوع بيماري‌هاي كرونر قلبي كمتر از جوامعي است كه مقدار خيلي كمي‌ ماهي مصرف مي‌كنند. ماهي‌هاي روغني از قبيل ماهي آزاد و ساير ماهي‌ها از قبيل قباد، حلوا، شير، كيلكا، و اوزون‌برون داراي اسيدهاي چرب مفيد مي‌باشند.  دانشمندان معتقد هستند كه اين مواد باعث كاهش خطر انعقاد خون و همچنين ممانعت از افزايش چربي‌هاي مضر خون مي‌شوند.

مصرف ماهي حداقل 3 بار در هفته، براي افرادي كه داراي سابقه بيماري قلبي و همچنين افرادي كه مايل به پيشگيري از ابتلا به اين بيماري هستند توصيه مي‌شود.

جو دوسر، حبوبات، سيب و گلابي غني از فيبر محلول هستند كه به كاهش سطوح كلسترول خون كمك مي‌كنند. ‌سير نيز اثر مشابهي دارد. افزايش كلسترول خون، به خصوص ال دي ال (كلسترول بد)، يكي از عوامل خطر عمده در بروز تصلب شرايين است. مصرف منظم چنين غذاهايي به كاهش ال دي ال كمك مي‌كند.

روغن زيتون، ‌روغن كانولا، مغزها و دانه‌ها حاوي نوعي از اسيدهاي چرب به نام موفا هستند كه به كاهش سطح ال دي ال كمك مي‌كنند.

ميوه‌ها و سبزي‌ها حاوي ويتامين‌هاي آنتي اكسيدان (ضد سرطان)، مواد معدني و مواد مغذي مفيدي هستند كه سبب متوقف‌كردن آسيب ناشي از عمل مواد سرطان‌زا به ديواره سرخرگ‌ها مي‌شوند.

مصرف حداقل روزانه 3 واحد از اين غذاها توصيه مي‌شود. سه چهارم ليوان آب ميوه يا سبزي‌ها به عنوان يك واحد محسوب مي‌شود كه معادل يك عدد ميوه متوسط يا يك ليوان سبزي خرد شده خام يا نصف ليوان پخته است.

از چه غذاهايي بايد پرهيز كنيم؟

گوشت و فرآورده‌هاي آن، لبنيات پرچربي و كره، ‌غني از نوعي چربي هستند كه باعث افزايش سطح ال دي ال  در خون مي‌شوند. مصرف اين غذاها را بايد به حداقل رساند.

همچنين مصرف كيك و بيسكويت به علت نوع چربي بكار رفته در آن‌ها سبب افزايش سطح ال دي ال   مي‌شود.

انواع غذاها و سوپ‌هاي آماده مصرف و يا كنسرو شده، ‌غذاهاي بيرون از منزل، سوسيس و كالباس و گوشت‌هاي نمك سود شده و بطور كلي گوشت و فرآورده‌هاي آن و همچنين تنقلات شور، سرشار از نمك (سديم كلرايد) هستند. دريافت زياد سديم با فشارخون بالا ارتباط دارد كه از عوامل خطر جدي در بروز بيماري قلبي مي‌باشد. كاهش مصرف اين نوع غذاها و نمك طعام سر سفره به كاهش فشارخون كمك مي‌كند.

چند نكته:

به سيگاري‌ها توصيه مي‌شود كه به ترك سيگار مبادرت ورزند زيرا نيكوتين سبب افزايش ضربان قلب، افزايش فشارخون و افزايش نياز بافت قلب به اكسيژن مي‌شود. با مصرف سيگار توانايي خون در حمل اكسيژن كاهش مي‌يابد. عوامل سرطان‌زاي دود سيگار به ديواره سرخرگ‌ها آسيب مي‌رسانند. استراحت و شل‌كردن عضلات، ‌جهت كاهش ميزان استرس لازم است. استرس از طريق افزايش هورمون‌هاي استرس (از جمله آدرنالين) سبب توليد و افزايش كلسترول مي‌شود.



  با تشکر-دکتر امید عابدی-سئول کره جنوبی

+ نوشته شده در  Thu 29 Sep 2011ساعت 19:2  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 
 


هدف :
هدف تربيت پزشك عمومي با خصوصيات زير است:
1)در راه آشنايي بيشتر با مكتب و تزكيه و تعالي روح كوشا باشد. كمك به تامين بهداشت و درمان دردهاي مردم را وسيله‌اي براي رضاي خدا و تقرب به او بداند.
2)با فرهنگ اسلامي و نظام جمهوري اسلامي آشنا باشد و خود را ملزم به رعايت قوانين و مقررات حاكم به جامعه اسلامي بداند.
3) از شناخت مسائل عمده بهداشت و درمان و نظام ارائه خدمات بهداشتي و درماني كشور به قدر كافي برخوردار و از مسئوليت‌ها و وظايف خود در اين نظام آگاه باشد.
4)قابليت علمي و عملي كافي در تشخيص بيماري‌ها و ارجاع بيماران به سطوح بالاتر بهداشتي و درماني كشور و شركت در برنامه‌هاي پيشگيري و بهداشت عمومي را دار باشد.
5) قادر به استفاده از آخرين منابع علمي و بهره‌گيري از اطلاعات جديد كار خود باشد.
دوره آموزش دكتراي حرفه‌اي پزشكي شامل مراحل زير است:
الف ) علوم پايه: طول اين دوره 2 سال است كه در پايان اين دوره دانشجو در آزموني شامل كليه دروس اين دوره شركت مي‌كند و در صورت موفقيت به دوره بعدي راه مي‌يابد. هر دانشجو حداكثر دوبار مي‌تواند در اين آزمون شركت كند.
ب ) فيزيوپاتولوژي : طول اين دوره 6 ماه است و طي آن دانشجو ضمن آگاهي از مباني فيزيولوژيك ، با مكانيزم بيماريها و عوامل موثر در آنها به طريق تحليل گرانه آشنا مي‌شود و نشانه‌هاي بيماريها و تشخيص و درمان آنها را ياد مي‌گيرد.
ج ) كارآموزي باليني : طول اين دوره 20 ماه است و هدف شناخت آثار و علائم بيماريها از ديدگاه باليني و آزمايشگاهي به دست آوردن توانايي‌هاي لازم در به كاربردن انديشه ، استدلال و نتيجه‌گيري سريع، به منظور برخورد منطقي و صحيح با بيمار و طراحي عمليات پيشگيري درماني است.
د) كارورزي باليني: طول دوره 18 ماه است و هدف پرورش مهارتها، تقويت قدرت تصميم‌گيري ، افزايش اتكاء به نفس و تكميل پرورش انديشه از طريق رويارويي مستقيم كارورز با مسائل بهداشتي ، درماني و تقبل مسووليت مستقيم امور بهداشتي، درماني به عهده همه است.
هـ ) كارورزي: دانشجويان قبل از شروع مرحله كارورزي ، در كنكور كارورزي كه شامل كلياتي از دروس پايه و اصلي و عمومي فيزيولوژي علوم باليني است و به طور سراسري برگزار مي‌شود شركت مي‌كنند چون گذراندن موفقيت‌آميز اين آزمون براي راه‌يابي به دوره كارورزي ضروري است. فارغ‌التحصيلان ملزم به خدمت در مناطق محروم كشور هستند.
تواناييهاي فارغ‌التحصيلان
فارغ‌التحصيلان اين رشته مي‌توانند بعد از پايان تحصيلات، مسووليتهاي متفاوتي را عهده‌دار شوند، از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:
1)تشخيص – درمان و پيگيري بيماران در مطبهاي شخصي، درمانگاهها و بيمارستانها.
2) مديريت و سرپرستي مراكز ارائه خدمات بهداشتي و درماني.
3)مشاركت در امر تحصيلي و پژوهشي در ارتباط با بيماريهاي مختلف.
دوره پزشكي شامل 4 مرحله : علوم پايه ، فيزيوپاتولوژي (نشانه‌شناسي) ، كارآموزي و كارورزي مي‌باشد. مرحله علوم پايه درواقع عامل ارتباطي‌اي بين درسهاي دبيرستان و پايه با درسهاي تخصصي پزشكي است، بدين ترتيب كه شامل آن قسمت از درسهاي پايه است كه به بدن انسان مربوط مي‌شود؛ براي مثال، بيوشيمي قسمتي از علم شيمي است كه در مورد شيمي بدن موجود زنده (در اين‌جا انسان)‌ صحبت مي‌كند و همين‌طور ساير درسهاي اين مرحله كه در بخش درسها شرح داده مي‌شوند. مرحله شناخت نشانه و علايم بيماري و چگونگي پيدايش علايم بيماري، در ارتباط با عامل بيماري‌زا و چگونگي پيدا كردن آن در معاينه‌ها و آموزش نظري دستگاههاي تشخيص ، بدون توجه به درمان است. در اين دوره ، دانشجو مفهوم بيماري و علايم آن و نحوه تشخيص آن را به صورت نظري مطالعه نموده،‌ چگونگي آن را با توجه به درسهاي علوم پايه فرا مي‌گيرد.
مرحله بعدي شامل دوره كارآموزي (استاژري) است كه دانشجو در اين مرحله ، به بيمارستان و بالين بيماران مي‌رود و در كنار درسهاي نظري، روشهاي تشخيص و درماني را در بالين بيمار مي‌آموزد. در اين قسمت، استادان در مورد هر بيمار، توضيحات لازم را به دانشجويان ارائه مي‌دهند و دانشجو نيز زيرنظر استاد، فرآيندهاي معاينه باليني و فنون تشخيص را به كار مي‌برد و شيوه درمان و تجويز دارو را نيز در هر مورد مي‌آموزد. در اين مرحله درسهاي نظري نيز ارائه مي‌شود كه مكمل كار باليني در بخش خواهد بود.
مرحله بعد دوره كارورزي (انترني) است ، دانشجو پس از فراگيري راههاي تشخيص و درمان به صورت مستقل و با نظارت كلي روزانه استادان ، اقدام به بيماريابي، تشخيص و درمان نموده، مواد آموخته شده در مرحله كارآموزي (استاژري) را در عمل به كار مي‌برد و تجربه مي‌اندوزد.
در كل دوره پزشكي عمومي دو امتحان اصلي (حياتي) وجود دارد كه شامل امتحان جامع علوم پايه و ديگري امتحان جامع پرانترني مي‌باشد. قبولي در اين دو امتحان، لازمه ورود به مرحله بعدي است.
آينده شغلي ، بازار كار ، درآمد:
عمده‌ترين موقعيتهاي شغلي كه بيشتر پزشكان مي‌توانند جذب آنها شوند، عبارتنداز:
الف ) مطبهاي شخصي كه بر حسب تمايل پزشك و نياز منطقه در شهرها و روستاها داير مي‌گردد و پزشكان ويزيت مراجعان را در مطبها انجام مي‌دهند.
ب ) بيمارستانها و درمانگاههاي خصوصي و دولتي كه در آنها پزشكان به تشخيص و درمان بيماريهاي مراجعان خود مي‌پردازند.
ج ) مراكز بهداشتي درماني شهري يا روستايي كه اغلب مديريت و سرپرستي اين مراكز به عهده پزشكان عمومي مي‌باشد و همچنين اين مراكز از پزشكان عمومي براي تشخيص، درمان و پيگيري بيماريها نيز استفاده مي‌نمايند.
توانايي‌هاي مورد نياز و قابل توصيه :
سلامت تن و روان برابر ضوابط مربوط به تشخيص كميسيون پزشكي متعهد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي براي داوطلبان رشته پزشكي امري ضروري است.
علاوه بر آن داوطلبان ورود به رشته پزشكي بايد از دانش و علاقه بالايي در زمينه درسهاي زيست‌شناسي و علوم پايه نيز برخوردار بوده، دقت كافي و حوصله زياد در زمينه فراگيري جزئيايت مربوط به بيماري‌هاي مختلف را داشته باشند.
وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر :
ادامه تحصيل دانشجويان رشته پزشكي بعد از اتمام دوره پزشكي عمومي در دو مرحله امكان‌پذير است:
الف ) ادامه تحصيل در رشته‌هاي تخصصي باليني كه داوطلب بعد از قبولي در امتحان پذيرش دستياري سراسري كشور مي‌تواند در رشته‌هاي تخصصي كه در حال حاضر در داخل كشور ارائه مي‌شوند ادامه تحصيل دهد.
رشته‌هاي تخصصي باليني در حال حاضر شامل 23 رشته مي‌باشد كه عبارتند از : جراحي عمومي ،‌ جراحي مغز و اعصاب، جراحي استخوان و مفاصل (ارتوپدي) ، جراحي كليه و مجاري ادراري تناسلي (ارولوژي) ، بيماريهاي اعصاب، بيماريهاي داخلي ، بيماريهاي عفوني و گرمسيري ، بيماريهاي قلب و عروق ، بيماريهاي كودكان، بي‌هوش ، پزشكي اجتماعي، پزشكي هسته‌اي ، آسيب‌شناسي (پاتولوژي) ، پوست ، پزشكي فيزيكي و توان‌بخشي، چشم‌پزشكي ، پرتودرماني (راديوتراپي) ، پرتوشناسي تشخيصي (راديولوژي) ، زنان و زايمان ، روان‌پزشكي، گوش و حلق و بيني ، پزشكي قانوني و طب كار مي‌باشد.
ب) ادامه تحصيل در رشته‌هاي علوم پايه ، فارغ‌التحصيلان رشته پزشكي مي‌توانند در تخصصهاي علوم پايه پزشكي نظير فيزيولوژي ، ايمونولوژي، ژنتيك، ويروس‌شناسي پزشكي، ميكروب‌شناسي پزشكي ، انگل‌شناسي پزشكي، بيوشيمي ، آمار حياتي و تغذيه نيز شركت نمايند.
دوره علوم پايه
مرحله علوم پايه، اولين مرحله آموزش پزشكي بوده، مدت اين مرحله دو سال است. در اين مرحله ، دانشجويان بخش اول درسهاي عمومي و درسهاي پايه و اصلي را مي‌گذرانند. هدف از اين مرحله، آموزش ساختمان بدن انسان و اعمال فيزيولوژيك و نقش آن در سلامت انسان و همچنين شناخت عوامل بيولوژيك بيماري‌زا و شيوه‌هاي دفاعي بدن در برابر آنها و اصول آسيبهاي بدن انسان و آشنا ساختن دانشجو با اصول مسائل بهداشتي است. دانشجويان بايد در هر نيمسال تحصيلي 20 واحد درسي ارائه شده از طرف دانشكده را به طور اجباري بگذرانند. حداكثر زمان مجاز براي گذراندن اين مرحله 3 سال است .
در ذيل به شرح برخي از اين درسها مي‌پردازيم :
بيوشيمي: مربوط به بدن موجودات زنده و انسان است. در اين درس، با شيمي آلي مولكولها و اتمها و واكنشهاي آنها در بدن آشنا مي‌شويم.
آناتومي: در آناتومي، دانشجو با كليه ساختهاي بدن شامل انواع ماهيچه‌ها ، استخوانها، اعصاب و احشا و با محل آنها و اعضاي مجاور آنها به طور دقيق و در حالت طبيعي بدن، آشنا مي‌شود، به طوري كه بتواند اجزاي هر ناحيه را به صورت سه بعدي شناسايي كند.
فيزيولوژي : در اين درس چگونگي عملكرد اندامها و بافتها مورد مطالعه قرار مي‌گيرد؛ به اين ترتيب كه دانشجو بعد از آشنايي با آناتومي و بافت‌شناسي اندامها با شيوه عمل آنها در شرايط مختلف و در وضعيتهاي ويژه آشنا مي‌شود.
ايمونولوژي: اين درس به بررسي سازمان دفاعي بدن ، سلولهاي دفاعي و واكنشهاي موثر در اين شبكه مي‌پردازد.
انگل‌شناسي: اين درس به انگلهاي موثر در ايجاد بيماريهاي انساني اعم از حشرات ، كرمها ، قارچهار و غيره مي‌پردازد. در اين درس‌، اين انگلها به طور دقيق شناسايي شده، در درس عملي نيز مورد بررسي قرار خواهد گرفت و به اين وسيله چشم دانشجو با انواع انگلها آشنا مي‌گردد.
پاتولوژي عمومي : در اين درس انواع آسيبهاي بافتي و تغييرهاي بافتهاي بدن در هنگام بروز يك ناهنجاري ، تحريك و يا آزار مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
دوره فيزيوپاتولوژي (نشانه شناسي)
مدت مرحله دوم شش ماه است. در اين مرحله دانشجو پس از اين كه با آموختن درسهاي فيزيولوژي به چگونگي عملكرد طبيعي سازمان بدن پي‌ برد و در درس پاتولوژي وضعيت واكنشهاي بدن در بيماري و تغييرهاي بافتها را در هنگام ورود عوامل مضر به خوبي فراگرفت، به مرحله‌اي مي‌رسد كه اكنون بايد بتواند با تلفيق اين دو ، واكنشهاي بدن را در هنگام يك بيماري از زمان شروع تا انتهاي آن دنبال كرده، سلسله توالي نشانه‌هاي آشكار و ماهيت يكايك آنها را شناسايي كند.
در اين قسمت دانشجو در مقطعهايي كه با عنوان كورس (دوره)‌از آن ياد مي‌شود، يك سرفصل از بيماريهاي داخلي مثل بيماريهاي خون را به طور مشروح مطالعه مي‌كند و در هر قسمت، عوامل شروع كننده، شيوه عمل، واكنش بدن ، سير بيماري و نشانه‌هاي اختصاصي مربوط را بررسي مي‌نمايد. اين مطالعه صرفا شامل نشانه‌شناسي بيماريهاست و شامل مباحث درمان و تشخيص در بالين بيمار و معاينه‌هاي فيزيكي نمي‌شود. در اين دوره دانشجو، فارماكولوژي را به صورت مروري كلي بر دسته‌هاي دارويي و چگونگي اثر داروها، مي‌گذراند. اين آشنايي با فارماكولوژي به صورت كلي بوده، دسته‌هاي اختصاصي داروها و راههاي تجويز آنها رد هر بيماري ، در فارماكولوژي اختصاصي به طور مشروح مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
دوره كارآموزي (استاژري)
دوره سوم كه از آن به عنوان دوره كارآموزي ياد مي‌شود، شامل دو مجموعه درسهاي نظري و كار عملي است. اساس تدريس درسهاي نظري مانند ساير درسهاي علوم پايه و فيزيوپاتولوژي است ولي در برنامه عملي، دانشجو در بالين بيمار با مجموعه‌اي از دانسته‌هاي نظري خود با نشانه‌هاي بيماي به صورت مستقيم مواجه مي‌شود و با صحبت با بيمار و به دست آوردن تاريخچه بيماري، نوع آن را تشخيص داده، اقدامهاي درماني لازم را فراخواهد گرفت. برنامه كار در دوره كارآموزي به طور خلاصه شامل كنفرانسهاي صبحگاهي در مورد بيماران بستري در بخش، صحبت در بالين توسط استاد مربوط و يادگيري معاينه‌ها و گرفتن شرح حال، انجام كارهاي تشخيصي و تا حدودي نسخه‌نويسي است. عموما درسهاي نظري بعد از ظهرها تدريس مي‌شود و صبحها به كار در بيمارستان و برنامه‌هاي آن اختصاص دارد. زمان گذراندن كارآموزي باليني به طور مطلوب 20 ماه و حداكثر 27 ماه است كه طي آن ، دوره‌هاي داخلي ، جراحي ،‌ كودكان ، زنان و زايمان ، چشم ، گوش و حلق و بيني ، روان‌پزشكي ، راديولوژي و پوست و واحدهاي باقي مانده درسهاي عمومي گذرانده مي‌شود. محل گذراندن كارآموزيها بيمارستانهاي آموزشي است.
دوره كارورزي (انترني)
دوره انترني يا كارورزي در واقع نقطه عطف آموزش باليني دانشجويان رشته پزشكي است. كارورز پس از آموختن علوم پزشكي و گذراندن يك دوره كارآموزي باليني در تمام بخشهاي بيمارستاني، اينك بدان حد از اطلاعات پزشكي و قضاوت باليني رسيده است كه به طور مستقل در مواجهه با بيماران قرار بگيرد و با به كار بستن عملي تمام آموخته‌ها ، به طور مستقيم با بيماران در تماس باشد و با انجام معاينه‌هاي باليني و دستور آزمايشهاي پاراكلينيك، به تشخ يص رسيده، به درمان بيمار بپردازد. اين فعاليتها همگي زير نظر استادان و دستياران مربوط صورت مي‌گيرد.
تواناييهاي فارغ‌التحصيلان دوره دكتراي تخصصي پزشكي و فرصتهاي شغلي آنان
اين فارغ‌التحصيلان مي‌توانند در بيمارستانهاي آموزشي يا غيرآموزشي كشور استخدام و كار درمان بيماران و آموزش دانشجويان رشته پزشكي و پيراپزشكي مشغول شوند. همچنين مي‌توانند به كار درمان بيماران در درمانگاههاي تخصصي يا مطبهاي خصوصي مبادرت ورزند.
رياست بيمارستانهاي دولتي يا خصوصي معمولا به عهده پزشكان متخصص است. همچنين رياست و معاونت دانشكده و دانشگاهها علوم پزشكي كشور نيز به عهده پزشكان متخصص مي‌باشد.


                                 با تشکر -دکتر امید عابدی -      행운을 빌어요 - 서울 - 한국   

                                                       2011/   6sep

+ نوشته شده در  Tue 6 Sep 2011ساعت 3:24  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 


       http://img.tebyan.net/big/1385/04/2552225814209794972981671271261525326.jpg      http://www.zahedan-tebyan.ir/userdata/news/user/52/A0772573.jpg 

                                         

هپاتیت B یک بیماری ویروسی است که از طریق تماس با خون و ترشحات بدن افراد مبتلا منتقل می شود. این بیماری معمولا خود به خود بهبود یافته و عوارض دراز مدت کبدی ندارد. اكثر افراد مبتلا به هپاتيت B حاد مي‌شوند كه در اين موارد اكثر بيماران خودبخود بهبود مي‌يابند. این بیماری در عده کمی حالت مزمن پیدا کرده و فرد ناقل بیماری می شود و ی می تواند بیماری را به دیگران منتقل کند. تعداد کمی از این افراد در آینده دچار عوارض بیماری مانند سیروز یا هپاتوسلولار کارسینوما می شوند.


علت 

 هپاتيت B یک بيماري کبدی است که در اثر آلودگي با ويروس هپاتيت B ايجاد مي‌شود و يكي از مسري‌ترين فرمهاي هپاتيت ویروسی مي‌باشد. عوامل ديگري مانند برخي داروها، استفاده طولاني مدّت از الكل، تجمع چربي دركبد و تماس با برخي مواد شيميايي صنعتي نيز مي‌توانند سبب هپاتيت شوند.


چگونگي گسترش هپاتيت B:

                                                                           

ويروس هپاتيت B از طريق تماس با خون، مايع مني، ترشحات واژينال و خون قاعدگي فرد مبتلا به بدن شخص سالم وارد مي‌شوند. راههاي انتقال عبارتند از:

 

تماس جنسي: وجود هر گونه خراش و زخم در ناحية دهانی ،مقعد، واژن و پيشا براه در هنگام رابطه جنسي مي‌تواند سبب ورود ويروس به بدن شود.

استفاده از سوزن مشترك باديگران جهت تزريق داروهاي غيرمجازدر معتادان تزریقی

تماس شغلي: تماس داشتن با خون ، فرو رفتن سوزن آلوده به خون فرد مبتلا بصورت ناگهاني به داخل بدن ، پاشيده شدن خون آلوده به چشم، دهان و يا زخمي روي پوست، همواره كاركنان مراکز بهداشتي بیمارستانی را تهديد مي‌‌كنند.

مادر مبتلا به هپاتيت B در حين زايمان سبب انتقال بيماري به نوزاد خود مي‌شود (هنگام عبور نوزاد از كانال زايماني). شيردادن به شيرخوار سبب انتقال بيماري نمي‌شود.

استفاده از ابزار نفوذ كننده در پوست بدن و تاتو در صورتيكه قبلاً استريليزه نشده باشند.

وسايل بهداشتي مانند تيغ اصلاح و مسواك در صورتيكه با خون فرد مبتلا آلوده شده باشند، مي‌توانند سبب انتقال ويروس شوند.

در گذشته، انتقال خون يكي از راههاي معمول آلوده شدن با ویروس هپاتيت B بود. اما امروزه تمام خونهاي اهدايي در سازمان انتقال خون از نظر هپاتيت B بررسي مي‌شود.


دوران سرايت و تكثير ويروس:

 علائم بيماري بطور متوسط 90 تا 60 روز ( 45 تا 180 روز) پس از ورود ويروس هپاتيت B به بدن ايجاد مي‌شود. اين دوران، دوره کومون ناميده مي‌شود. در دوره کومون و چند هفته پس از بروز علائم، ويروس از طريق خون، مايع مني، ترشحات واژينال ( شامل خون قاعدگي) و … فرد بيمار ( چه به صورت تازه و چه بصورت خشك شده) قابل انتقال است. خون بالاترين ميزان ويروس را دارا است. در صورت خشك شدن موارد نامبرده مي‌توانند براي يك هفته و يا بيشتر آلودگي را منتقل نمايند. در موارد ابتلا به هپاتيت B حاد، پس از توليد شدن آنتي بادي ضد آنتي ژن سطحي ويروس هپاتيت B در بدن (HBsAb) ديگر بيماري قابل سرايت نيست. در صورت ابتلا به هپاتيت B مزمن امكان انتقال ويروس در تمام عمر وجود دارد.


عواملی که احتمال ابتلا به هپاتيت B را افزایش می دهند  

 برخي عادات شخصي و بعضي از مشاغل خطر ابتلا به هپاتيت B را افزایش می دهند. افراد در معرض خطر حتماً باید واكسن هپاتيت B را دريافت نمایند. افراد در معرض خطر عباتند از:

 

افرادی که شریک جنسی آنها مبتلا به هپاتیت B است.

کسانی که شریک های جنسی متعدد دارند و از وضعیت سلامت آنها مطمئن نیستند.

کسانی که از سوزن مشترک برای تزريق مواد مخدر استفاده می کنند.

كاركنان بهداشتي مانند پزشكان و دندانپزشكان و پرستاران، تكنسين‌هاي آزمايشگاه و دانشجويان پزشكي

افرادي كه مسئوليت کفن ودفن اموات را دارند.

كاركنان و ساكنان مراكز نگهداري افراد عقب ‌مانده ذهني

كاركنان زندانها و زندانيان طولاني مدت

افرادي كه با مبتلایان به هپاتيت B مزمن زندگی می کنند.

افرادي كه از تاتو و ديگر ابزارهاي سوراخ كننده پوست كه چندان با دقت تميز نشده باشند استفاده کنند.

نوزادانی که از مادران مبتلا به هپاتيت B متولد می شوند.

بیمارانی که دارند و فاكتورهاي انعقادي دريافت میکنند.

بیمارانی که دياليز می شوند.

همجنس بازان


پیشگیری 

 جهت محافظت از خود در برابر آلوده شدن با ويروس هپاتيت B بايد از تماس با خون و ديگر ترشحات بدني افرادي كه سلامتی وسابقه جنسي آنها براي شما مشخص نمي‌باشد، پرهيز نمائيد. به نكات زير توجه نمائيد:

 

هنگام رابطة جنسي از كاندوم استفاده نمائيد.

از سوزن تزريقي مشترك با ديگران استفاده نکنید.

در هنگام كار با خون از دستكش استفاده نمائيد .

ازتیغ اصلاح ومسواک مشترک با دیگران استفاده نکنید.


پیشگیری قبل از تماس با ویروس هپاتیت B

                                                

واكسيناسيون عليه هپاتيت B موثرترين راه براي جلوگيري از ابتلا به هپاتيت B مي‌باشد. در صورتيكه 3 نوبت واكسن هپاتيت B را دريافت نمائيد تا 95% عليه اين بيماري ايمن خواهيد بود. ايمني واكسيناسيون براي حدود 15 سال باقي خواهد ماند، انجام واكسيناسيون در موارد زير پيشنهاد مي‌شود:

 

تمام نوزادان تازه متولّد شده

تمامي افراد 18 سال و يا كمتر كه تاكنون واكسن هپاتيت B را دريافت نكرده‌اند.

معتادان تزريقي

افرادي كه بيش از 1 شريك جنسي در 6 ماه اخير داشته‌اند و يا سابقة يكي از بيماري‌هاي مقاربتي را دارند.

مردان هم جنس باز

هم خانه بودن و يا تماس جنسي با فرد مبتلا به هپاتيت B

افرادي كه دچار اختلالات انعقادي هستند ( مثل هموفيلي) و فاكتورهاي انعقادي را از خونهای اهداشده دیگران دريافت مي‌كنند.

افراد مبتلا به نارسايي شديد كليه كه نياز به هموديانير دارند.

كاركنان مراكز بهداشتي و بيمارستان‌‌ها كه با خون بيماران تماس دارند.

افرادي كه در زندانها و موسسات نگهداري افراد ناتوان و عقب مانده كار و زندگي مي كنند.

اگر جزء هيچ كدام از گروههاي فوق نيستيد باز هم با پزشك خود راجع به دريافت واكسن مشورت نمائيد. 40 – 30% از مبتلايان به هپاتيت B در هيچ كدام از موارد فوق قرار نمي‌گيرند.

 

در موارد زير بعد از واكسينه شدن بايد آزمايش خون جهت اطمينان از ایمنی بخشی واكسن انجام شود:

 

افراد مبتلا به نقص ايمني

كاركنان مراكز بهداشتي

افرادي كه شريك جنسي شان به هپاتيت B مزمن مبتلاست.


پیشگیری در صورت تماس با ویروس هپاتیت B

 

اگر تا بحال واکسن هپاتیت B را در یافت نکرده اید بايد يك نوبت ايمونوگلوبولين هپاتيت B و نوبت اول از واكسن 3 مرحله‌اي هپاتيت B را دريافت نمائيد. اين درمان بايد در مدت حداکثر 7 روز پس از فرو رفتن سوزن آلوده به بدن و 2 هفته پس از تماس جنسي مشكوك صورت گيرد. هر چه زودتر درمان انجام شود كارائي درمان بالاتر خواهد رفت.

 

اگر قبل از تكميل شدن 3 دورة واكسن هپاتيت B، با ويروس تماس داشتيد مي‌توانيد سريعاً يك دوز ايمونوگلوبولين ضد هپاتيت B را دريافت كنيد و جهت تكميل واكسيناسيون خود در طي 14 روز اقدام نمائيد


واکسن                                                              

 واكسن هپاتيت B، تا حد زيادي از ابتلاي به این بيماري جلوگیری مي‌كند. در پاسخ به واكسن، بدن آنتي بادي ضد ويروس هپاتيت B را مي‌سازدكه يك نوع ايمني فعال محسوب مي‌شود. اين واكسن:

 در 3 مرحله تزريق مي‌شود.

منع مصرف در دوران بارداري و شيردهي ندارد.

حداقل براي مدت 15 سال بدون نياز به آزمايش يا دريافت واكسن مجدد، قادر به ايجاد ايمني خواهد بود.

سبب ايجاد هپاتيت B و ايدز نمي‌شود.

ممكن است احساس درد و ناراحتي در موضع تزريق و يا تب خفيف ايجاد نمايد.

اين واكسن براي تمامي كودكان از تولد تا 18 سالگي، و نيز بالغيني كه در معرض خطر هستند و سابقة ايمن سازي ندارند پيشنهاد مي‌شود. ممكن است آزمايش براي تعيين ايمني بدن (اندازه گیری سطح آنتی بادی )نسبت به ويروس هپاتيت B در بالغين كه از سابقة واكسيناسيون خود اطلاع ندارند لازم باشد.


علائم                                                        

                                                                     كمتر از نيمي از افراد مبتلا به هپاتيت B كوتاه مدت يا حاد علامتدارمیشوند. علائم شامل موارد زیر می باشد:

 يرقان (زرد شدن سفيدي چشم و پوست): يرقان نشانه تأييد كننده هپاتيت بوده ودراكثر بيماران رخ نمي‌دهد و معمولاً وقتي ظاهر مي‌شود كه ساير علائم هپاتيت B در حال فروكش كردن باشند.

خستگي شديد

تب خفيف

سردرد

بي‌اشتهايي

حالت تهوع

استفراغ

احساس ناراحتي مداوم در قسمت فوقاني راست شكم زير دنده‌ها (محل قرارگيري كبد): در اكثر موارد احساس ناراحتي در صورت وارد آمدن آسيب به بدن و يا فعاليت كردن افزايش مي‌يابد.

اسهال يا يبوست

دردهاي عضلاني

درد مفاصل

بثورات پوستي

 اكثر افراد مبتلا به هپاتيت B مزمن علامتي ندارند و تصادفاً در حین انجام آزمايش خون، اهدا خون و يا انتقال بیماری به يكي از افراد خانواده متوجه بیماری می شوند. حتی برخي بيماران تنها هنگام بروز عوارض بیماری مثل سيروز يا سرطان کبد (هپاتوسلولار كارسينوما) متوجه بیماری خود مي‌شوند كه البته این موارد شايع نيستند.


کی به پزشک مراجعه کنم؟  

 در صورت وجود موارد زير حتماً به پزشك مراجعه نمائيد:

 

اگر عوامل خطرساز هپاتیت ویا علایم این بیماری را دارید.

با بیمار هپاتیتی زندگی می کنید و یارابطه جنسی دارید.

با خون و ترشحات بدنی بیمار هپاتیتی مثل مایع منی،ترشحات واژینال،خون قاعدگی تماس داشته اید.

در صورتيكه مبتلا به هپاتیت Bهستید و در اثر استفراغ زیاد وتحمل نکردن مایات دچار کم آبی شده ایدو يا هر كدام از علائم زير كه حاكي از نارسائي در حال پيشرفت كبد مي‌باشد، راداریدبلافاصله به پزشك متخصص مراجعه نمائيد.

 

تحريك پذيري زياد

عدم توانايي در فكر كردن و كارهاي ذهني

خواب آلودگي شديد

تورم دستها و پاها، شكم با يا بدون ورم صورت

خونريزي از بيني، دهان،مقعد ( شامل وجود خون در مدفوع) و يا خونريزي زيرپوستي

در صورتيكه شاهد بيهوش شدن فرد مبتلا به هپاتيت B هستيد، حتماً با اورژانس پزشكي تماس بگيريد.

 

به چه كساني مي‌توان مراجعه نمود :

 پزشكان عمومي

متخصصين اطفال

متخصصين داخلي

متخصصين عفونی

اگر دچار عوارض هپاتيت شده‌ايد مجموعه‌اي از يك متخصص بيماري‌هاي گوارش و كبد و متخصص بيماري‌هاي عفوني مي‌توانند به شما كمك نمايند.


آزمون های تشخیصی  

 پزشک از راه پرسیدن تاریخچه پزشکی وبهداشتی شما،انجام معاینات دقیق جسمی وانجام یک سری آزمایش قادر به تشخیص بیماری شما خواهد بود.

 آزمایشات تشخیصی عبارتند از:

 اندازه گیری آنتی ژنها وآنتی بادیهای ویروس هپاتیت: این آزمایشات میتوانند سطح ایمنی شما را در برابر این ویروس و اینکه آیا جدیداً مبتلا شده اید یا بیماری در بدن شما حالت مزمن پیدا کرده است و قابلیت انتقال بیماری به دیگران رامشخص نمایند.

DNA ويروس هپاتيت B: كه از طريق بررسي ژنتيك مورد مطالعه قرار مي‌گيردو مشخص كننده تكثير ويروس در بدن شما ( فاز فعال) و نيز قابليت انتقال ويروس مي‌باشد.

در صورتيكه نتايج آزمايشات فوق منفي باشد، آ‍زمايشهايي جهت تشخيص ويروس هپاتيت A‌، هپاتيت C و ابشتاين ويروس ( عامل بيماري مونو نوكلئوز عفوني) كه همگي مي‌توانند سبب هپاتيت شوند، انجام خواهد شد. اگر هيچ گونه عامل ويروسي براي هپاتيت يافت نشد، بايد تستهاي ديگر كه علّت التهاب كبد را مشخص مي‌كنند انجام شوند. همچنين انجام تستهاي مشخص كننده ابتلا به هپاتيت D همزمان با هپاتيت B الزامي است.

 آزمايشات كبد عبارتند از:

 اندازه‌گيري بيلي روبين، آلبومين و زمان پروتروبين (PT) كه مشخص كننده كفايت عملكرد كبدي مي‌باشند همچنين ممكن است كلسترول نيز اندازه‌گيري شود.

آنزيم آلانين آمينوترانسفراز كبد (ALT) و آسپارتات آمينوترانسفراز (AST)، آلكالين فسفاتاز و لاكتيك دهيدروژناز (LDH) مي‌توانند در تعيين تخريب و يا التهاب كبد كمك كننده باشند. اين آزمایشات كه آنزيمهاي كبدي را اندازه‌گيري مي‌كنند به تنهايي جهت تشخيص هپاتيت B كافي نبوده و معمولاً آزمایشات تكميلي ديگري نيز لازم است.

آزمایشاتی نيز ممكن است زماني كه امكان مزمن شدن بيماري شما و نيز نياز به دريافت داروهاي ضدويروسي وجود دارد انجام شوند. تست‌هاي زير براي ارزيابي درمان و ميزان كنترل تخريب كبد در موارد هپاتيت B مزمن استفاده مي‌شوند:

 سونوگرافي شكم

سي‌تي اسكن

MRI ( در موارد معدودي استفاده مي‌شود)

نمونه‌گيري از كبد (بيوپسي)

اگر مستعد ابتلا به هپاتوسلولار کارسینوما هستيد بايد آلفافيتوپروتئين (AFP) براي شما اندازه‌گيري شود. در صورت بالابودن AFP امكان هپاتوسلولار کارسینوما بالا مي‌رود.

در صورت ابتلا به هپاتيت B مزمن بايد پزشك مرتباً شما را ويزيت نمايد و آزمايشات خون جهت ارزيابي عملكرد كبد شما و بررسي ميزان فعاليت ويروس در بدن شما انجام شود. برخي از آزمايشات، گوياي اين مساله هستند كه آيا ويروس هپاتيت Bدر كبد شما تكثير مي‌يابد؟ كه در اينصورت شانس هپاتيت B مزمن بالا مي‌رود. هپاتيت مزمن B مي‌تواند منجر به سيروز كبدي و يا كارسينوم هپاتوسلولار شود.

 


درمان  

 درمان عفونت ويروسي هپاتيت B بستگي به ميزان فعال بودن ويروس و ميزان در خطر بودن شما براي آسيب‌ كبدي مانند «سيروز» دارد. هپاتيت B حاد معمولاً خودبه‌خود بهبود مي‌يابد. درمان‌هاي خانگي براي فروكش كردن علائم آن استفاده مي‌شود و سبب جلوگيري از گسترش ويروس مي‌گردد. در عفونت مزمن هپاتيت B، درمان شامل بررسي شرايط و بيمار استفاده از داروهاي ضد ويروسي جهت جلوگيري از آسيب رساندن به كبد مي‌باشد. اگر بیماری به كبد آسيب جدي رسانده باشد، ممكن است جهت درمان پيوند كبد در نظر گرفته شود.

 مراقبت در منزل:

 كاهش فعاليت: كاستن از ميزان فعاليت و هماهنگ كردن آن با توان خود، نكته‌اي مهّم است. شما نبايد دائماً در بستر استراحت نمائيد اما بايد به نياز بدن خود، هنگامي كه خسته مي‌شويد توجه نمائيد. از رفتن به سركار و مدرسه مگر در صورتيكه حجم كارهايتان در توان شما باشد اجتناب كنيد. از ورزش شديد بپرهيزيد. بتدريج كه بهتر مي‌شويد مي‌توانيد رفته رفته به فعاليت معمولي خود باز گرديد، در صورتيكه سريعاً و بدون توجه به توان خود، فعاليتهاي عادي خود را شروع كنيد ممكن است مجدداً بيمار شويد.

تغذيه مناسب: اگر چه ممكن است اشتها نداشته باشيد امّا تغذيه مناسب لازم است، اكثر مبتلايان با گذشت روز دچار بدتر شدن حالت تهوع و بي‌اشتهايي مي‌شوند. خوردن يك وعدة غني و كامل در صبح و وعده‌هاي سبك‌تر در ساعات بعدي مفيد مي‌باشد. پزشكان رژيم غذايي پركالري – پرپروتئين را براي بيماران هپاتيتي توصيه مي‌كنند.

جلوگيري از كم آب شدن بدن: بسیار مهّم است هنگامي كه مبتلا به هپاتيت B هستيد مخصوصاً اگر استفراغ مي‌‌كنيد آب به ميزان زياد بنوشيد. اگر تحمل مي‌كنيد نوشيدن آب گوشت و ميوه با توجه به تامين كالري بيشتر براي شما، مفيد مي‌باشد. بسياري از نوشيدنيهايي كه ورزشكاران استفاده مي‌كنندو در فروشگاهها موجود مي‌باشد در صورت استفراغ می توانندمواد معدني و الكتروليت‌های ازدست رفته را جبران نمایند.

اجتناب از الكل و داروها: هپاتيت متابوليسم الكل و برخي داروها را مختل مي‌كند. این مواد روند تخريب كبد را تسريع مي‌كنند. اگر داروي تجويز شده توسط پزشك را استفاده مي‌كنيد ممكن است پزشك مصرف دارو را تا بهبود كامل كبد به تعويق اندازد. به هر حال بدون توصیه پزشك، خودسرانه دارو مصرف نكنيد. در مورد تمام داروهاي مصرفي خود اعم از تجويز شده، داروهاي گياهي و استامينوفن از پزشك خود سؤال كنيد. استامينوفن میتواند باعث تخريب كبد شود.

كنترل خارش بدن: برخي از افراد مبتلا به هپاتيت، گاهي دچار خارش پوست بدن مي‌شوند، كنترل اين وضعيت با خنك نگهداشتن پوست، اجتناب از در معرض آفتاب قرار گرفتن، پوشيدن لباسهاي نخي و استفاده از برخی داروها مقدور مي‌باشد. در صورت تمايل به استفاده از دارو حتماً با پزشك خود مشورت نمائيد و دستورات درج شده روي بسته دارو مطالعه كنيد و در صورت بروز هر گونه عارضه، مصرف دارو را قطع نمائيد.

 درمانهاي ديگر:

 برخي از افراد مبتلا به هپاتيت B حاد دچار استفراغ و از دست دادن شديد آب مي‌شوند در اين موارد شايد نياز به بستري در بيمارستان براي دريافت مايعات وريدي باشد.

 درمان دارويي:

 برای افراد مبتلا به هپاتيت B حاد استفاده از دارو های ضدويروسي توصيه نمي‌شود. در هپاتيت B مزمن كه ويروس داراي فعاليت تكثير شونده بوده و يا روند تخريبي كبد شروع شده باشد این دارو ها توصیه می شوند. در واقع دريافت داروهاي ضدويروسي در موارد مزمن هپاتيت B بستگي به حضور آنتي ژن سطحي ويروس هپاتيت B (HBSAg)، مقدار DNA اين ويروس و نيز ميزان آنزيمهاي كبدي در خون دارد.

 درمان جراحي:

 هپاتيت B كبد را آلوده مي‌كند و معمولا نیاز به درمان جراحي ندارد. بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن که مبتلا به آسيب كبدي جدي شه اند است ممكن است نياز به پيوند كبد داشته باشند. در موارد كمي هپاتيت B حاد سريعاً به سمت نارسائي كبد پيش مي‌رود كه هپاتيت برق آسا ناميده مي‌شود. در این موارد نیز شاید نياز به پيوند كبد باشد.


سير بيماري  

 علائم ابتلا به ويروس هپاتيت B، در صورت بروز، در فاصله 90-60 روز (ممكن است 180-45 روز) بعد از ورود ويروس به بدن بروز مي‌نمايد. اكثر افراد مبتلا به هپاتيت B حاد مي‌شوند كه در اين موارد اكثر بيماران بعد از 3-2 هفته به تدريج بهتر شده و بعد از8-4 هفته كاملاً بهبود مي‌يابند. دربدن بيماران آنتي ‌بادي عليه ويروس هپاتيت B ساخته مي‌شود كه سبب جلوگيري مادام‌العمر افراد از ابتلا مجدد مي‌شود. تنها افراد معدودی (اكثراً در سنين بالا) علائم طول كشنده دارند.

 

عده كمي علائم را براي مدت چند ماه خواهند داشت كه اين عده ممكن است نشانه‌هايي از نقص در عملكرد كبد قبل از اینکه كه كاملاً هپاتيت حادشان بهبود يابد داشته باشند.

 

حدود 25% از افراد مبتلا به هپاتيت B حاد دچار درد مفاصل و بثورات جلدي مي‌شوند. در موارد نادري ورم آنژيونوروتيك شامل تورم لبها، زبان ، تورم حنجره و تارهاي صوتي و يا درد در شكم رخ مي‌دهد.

 

در هپاتيت B مزمن بیمار حامل ويروس هپاتيت B براي مدت 6 ماه و يا بيشتر و گاهي تمام عمر خواهد بود. استعداد ابتلا به فرم مزمن بيماري بستگي به سن ابتلاي اوليه به هپاتيت B دارد.

 

90% از نوزاداني كه در بدو تولد آلوده به ويروس هپاتيت B شده‌اند، به فرم مزمن بيماري مبتلا خواهند شد. حدود 30% از كودكاني كه بعد از تولد در سنين بين 5-1 سالگی مبتلا شده‌اند و نيز 6% از كودكان بزرگتر، جوانان و بالغين به هپاتيت B مزمن مبتلا خواهند شد.

 

اگرچه اكثر مبتلايان به هپاتيت B مزمن دچار عوارض آن نمي‌شوند ولي 25-15% از مبتلايان در اثر سيروز يا سرطان كبد فوت خواهند نمود.

 

شانس ابتلا به سيروز در صورت دارا بودن آنتي‌ژن خاصي از ويروس هپاتيت (HBe)، سن بالاتر از 40 سال و بالا رفتن سطح آنزيم‌هاي كبدي در خون، بالاتر خواهد بود.

 

در موارد زير سن ابتلا به سرطان (هپاتوسلولار كارسينوما) افزايش مي‌يابد.

 

جنس مرد

داشتن سابقه فاميلي (ابتلا به سرطان كبد)

سن بالاي 40 سال

ابتلا به سيروز

ابتلا به هپاتيت C همزمان

مشكلات غير شايع ديگري كه در ارتباط با هپاتيت B رخ مي‌دهند عبارتند از :

 

عفونت هپاتيت D : كه فقط در افراد مبتلا به هپاتيت B رخ مي‌دهد و مي‌تواند سبب وخيم شدن هپاتيت B شود.

هپاتيت فولمیننت (برق‌آسا) : كه سبب آسیب ناگهاني و وخيم كبد شده و بستري در بيمارستان ضرورت دارد.

واسكوليت (تورم عروقي) : كه سبب بيماري كبد، آرتريت (تورم مفاصل)، درد شكم، التهاب عصب (مونونوريت) و بروز پديده رینود و التهاب و آسيب كليه مي‌شود.

 

  

آیا باید داروهای ضد ویروسی برای درمان هپاتیت مزمن خود دریافت کنم؟ 

 

 

با کمک این اطلاعات می توانید در روند تصمیم گیری در مورد درمانتان همکاری کنید و به توصیه های پزشکان اعتماد نمایید.


نكات مهم در تصميم گيري:

 

درمان ضد ويروسی براي تمامي بيماران مبتلا به هپاتيت B مزمن پيشنهاد نمي‌شود و مي‌تواند به عنوان يك انتخاب براي افرادي كه در معرض آسيب و تخريب كبدي مانند سيروز قرار دارند باشد .درمان ضدويروسي در صورتيكه آسيب جدي به كبد وارد شده باشد كمك كننده نخواهد بود. اگر يكبار درمان دارويي دريافت نموده‌ايد بهبودي حاصل نكرده و يا بيماري شما عود كرده است روند درمان شما تغییرخواهد کرد. با پزشك معالج خود در مورد نحوة تصميم گيري صحبت نمائيد. موارد زير را هنگام اخذ تصميم در نظر داشته باشيد:

 

اگر به هپاتيت B حاد مبتلا هستيد، نيازي به درمان دارويي نداريد و معمولاً خود به خودبیماری از بين مي‌رود.

در صورت ابتلا به هپاتيت B مزمن در موارد زير درمان دارويي پيشنهاد مي‌شود:

بالا بودن DNA ويروس هپاتيت B در خون

بالا بودن آنزيمهاي كبدي

وجود بيماري كبدي

در صورتيكه آنزيمهاي كبدي شما در حد طبيعي و يا اندكي بالاتر از طبيعي باشد و بيوپسي كبدتان نمايانگر آسيب و تخريب كبدي نباشد نيازي به درمان دارویي نداريد

دارو های ضد ویروسی

اينترفرونها (interferon alfa-2b و pegylated interferon alfa-2a) كه به صورت تزريقي استفاده مي‌شوند.

مهاركننده های نوكلئوزيد ترانس كريپتاز معكوس (NRTIS) مانند adefovir, lamivudine, و entecavir كه به شكل خوراکی استفاده مي‌شود.


                                                     دکتر امید عابدی -서울 - 한국-관심 에 대한 감사합니다!

                                                                                          23Aug/ 2011

+ نوشته شده در  Tue 23 Aug 2011ساعت 15:27  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

http://www.sargarmia.com/wp-content/uploads/2011/06/9sdeebw64tmnp35sctnm1.jpg!열사병

 

تعریف

بدن انسان بطور عادی ، دارای یک مکانیسم تنظیمی گرمایی میباشد و بر هم خوردن تعادل در این مکانیسم به نحوی که درجه حرارت بدن به طور غیر عادی بالا رود را گرمازدگی می نامند .

علائم

بالا رفتن دمای هوا موجب افزایش تبخیر آب بدن می شود و همراه با این تبخیرات، الکترولیت های سدیم و پتاسیم که جزء مواد ضروری بدن هستند نیز از بدن انسان خارج می شوند.

تبخیر بیش از حد آب از بدن به علت گرمای زیاد، سبب کاهش فشار خون می شود و درنتیجه خون به موقع به کلیه ها و مغز نخواهد رسید.

هنگامی خون به مقدار کافی و در زمان خود به کلیه ها نرسد، میزان ادرار کاهش یافته و مقدار سم های اوره و کراتین در بدن افزایش می یابد و در صورت زنده ماندن، فرد دچار نارسایی حاد کلیه خواهد شد که باید به طور مداوم دیالیز شود.

درصورت پایین آمدن فشار خون و نرسیدن خون به مغز فرد دچار سرگیجه شده و در این صورت فرد گرما زده با بی هوشی نیمه کامل بر زمین خواهد افتاد.

در صورت عدم تشخیص یا انجام ندادن مراقبت های لازم ، احتمال بروز عوارض و حتی مرگ و میر در این افراد بالاست.

فرد گرمازده اغلب خسته و گیج می شود و ممکن است دچار برخی علائم شاخص در گرما زدگی

اختلال در هوشیاری ، دمای بالای بدن که گاه تا 41 درجه می رسد ، در شرایط حاد عدم تعرق ، سردرد ، گرفتگی عضلات، پوست خشک و داغ ، تهوع یا استفراغ ، ، تشنج ، اختلالات ریتم قلب که میتواند منجر به سنکوپ گردد ، اختلال در تکلم و گاه هزیان ، رنگ پریدگی و افت فشار خون ، نبض ضعیف ، ، کاهش حجم ادرار

دربحث امدادی گرمازده شدن در دو طیف کلاسیک و فعالیتی مورد بررسی قرار میگیرد

الف - کلاسیک یا non exertional

در فرم کلاسیک گرمازده شدن مربوط به طیفی از افراد هستند که بدون داشتن فعالیت حرکتی خاص هستند پس از چند روز تماس با محیطهایی که داری هوای گرم و فاقد امکان تهویه مناسب هستند رخ میدهد .

این عزیزان معمولا بعلت استفاده از داروهای همچون ( آرامبخش و خواب آور، آنتی کولینرژیک، آنتی هیستامین و داورهای مدر) و یا دچار بودن به بیماریهایی همچون بیماری قلبی عروقی ، بیماریهای مزمن ، بیماریهای روانی و یا دچار بودن به چاقی مزمن و یا بالا بودن سن در معرض چنین خطری هستند .

ب ) فعالیتی یا exertional

در فرم فعالیتی شاهد گرمازدگی در سنین پائین تر هستیم معمولا این مشکل برای کارگران ساختمانی خصوصا آنان که در معرض تابش نور خورشید هستند و یا افرادی که مجبورا ساعتها در زیر آفتاب راه بروند و یا ورزشهای سنگینی همچون فوتبال انجام بدهند اتفاق می افتد..

آسيبهاي حاصل از گرما به تناسب شدت آن به سه گروه تقسيم مي شوند .

1- گرمازدگي خفيف 2- گرمازدگي متوسط 3- گرمازدگي شديد

1- گرمازدگي خفيف : اين حالت وقتي پيش مي آيد كه فردي به مدت طولاني در معرض حرارتي نسبتا بالا قرار گيرد. .

علايم آن اغلب به صورت: گرفتگي عضلاني، خستگي مفرط و گاهي سرگيجه و غش مي باشد .

كمكهاي اوليه :

http://www.pksafety.co.kr/edu-book/2005-img/508/img119.jpg

1- مصدوم را به محل خنكي منتقل سازيد.

2- به مصدوم محلول ORS يا محلول آب و نمك و شكر (1 قاشق چايخوري نمك با 8 قاشق چايخوري شكر در يك ليتر آب) بدهيد.

3- عضلات گرفته گرمازده را ماساژ دهيد.

4- حوله مرطوب روي پيشاني و عضلات گرفتار مصدوم قرار دهيد.

5- اگر علايم بهبود نيافت يا وخيمتر شد مصدوم را به مركز درماني منتقل كنيد.

6- بیمار باید استراحت نماید و در صورت لزوم از پنکه برای خنک کردن او استفاده شود.

2- گرمازدگي متوسط : اين حالت به دليل قرار گرفتن فرد در معرض گرماي زياد و فعاليت بدني شديد در محيط، مثل: ملاحان، كشاورزان، آتش نشانها، پيش مي آيد. علايم بصورت: سرگيجه و عدم هوشياري است و به دنبال آن پوست رنگ پريده مي شود . ساير علايم به صورت تنفس سريع و سطحي، نبض ضعيف، ضعف و تعريق بدن مي باشد.

كمكهاي اوليه

1- باید وی را به مکانی خنک مثل زیرسایه بان یا اتاق برده ، لباس های وی را از بدن خارج نمود .

2- مصدوم را وادار به دراز كشيدن كرده و پاهاي او را بالا آوريد .

3- بوسيله پارچه مرطوب و باد زدن و يا هر وسيله ديگر مصدوم را خنك كنيد . از روشهای متداول برای خنک کردن فرد گرمازده استفاده از یک ملحفه نازک مرطوب است بهتر است ابتدا ملحفه را خیس کرده و روی بدن وی کشیده و هر چند دقیقه یکبار ملحفه را مرطوب کرده و یا تکان دادن ملحفه مرطوب موجب پائین آمدن دمای بیمار شوید تا بتدریج بدن فرد گرما زده خنک شود .

4- به مصدوم محلول ORS يا محلول آب و نمك و شكر بدهيد. ( مشروط بر اينكه هوشيار بوده و استفراغ نكند)

5- به هنگام ضرورت باید از کپسول اکسیژن استفاده نمود و در نبود اکسیژن ، اگر لازم شد به مريض تنفس مصنوعي بدهيد .

6- همواره در این مواقع که با فرد گرما زده روبرو هستید توجه داشته باشید که استفاده از داروهای تب بر در اینگونه موارد هیچگونه اثری نمی گذارد چرا که در این افراد سیستم تنظیم مرکزی دما مشکلی ندارد و در واقع بالا بودن دمای بدن ناشی از محیط است.

7- و پس از انجام اقدامات اولیه میبایست در صورت عدم بهبودي فرد گرمازده او را سريعا به مركز درماني منتقل سازيد

3- گرمازدگي شديد : اين حالت بسيار خطرناك است بيشتر در روزهاي گرم و مرطوب اتفاق مي افتد .

علايم :

قيافه گرمازده، تب دار بوده، پوست گرم و خشك و تنفس سطحي و نبض ضعيف مي شود . درجه حرارت بدن مصدوم افزايش يافته، عدم هوشياري و احتمالا اغما و تشنج نيز جزو ساير علايم ميباشند.

اقدامات اوليه :

1- تمام لباسهاي مصدوم را درآورده و او را در حوله يا پارچه مرطوب قرار دهيد . مي توان مصدوم را داخل وان یا لگن آب سرد قرار داد .(مواظب باشيد مصدوم غرق نشود) در مواقع حاد با تجویز و نظارت پزشک می توان از قرار دادن كيسه هاي يخ در كشاله ران زير بغل زانو مچ دست و پا نيز استفاده كرد.

2- اگر مريض دچار شوك است شوك را درمان كنيد.

3- در صورت داشتن امکانتات استحمام توجه کنید که استحمام با آب سرد ممکن است سبب شوک و مرگ بیمارشود ، لذا بهتر است با آبی که ۲ تا ۳ درجه خنک تر از دمای بدن بیمار باشد بیمار را خنک کرد تا وقتی که دمای بدن او به ۳۹ درجه سانتیگراد برسد به این نکته توجه داشته باشید که از گذاشتن بیمار در وان یخ بدون دستور مستقیم پزشک جدا خوداری کنید !

4- در این مواقع باید به بیمار مایعات خنک خورانده شود تا دمای بدن وی به حدود دمای طبیعی برسد . توجه داشته باشید تا پائین آمدن دمای بدن ، مرطوب کردن ملحفه و بدن را می باید ادامه داده و پس از انجام کمک های اولیه حتما باید فرد مصدوم را به مرکز فوریت های پزشکی رساند .

چگونه از گرمازدگی پیشگیری کنیم

http://i2.media.daumcdn.net/photo-media/201107/18/seouleconomy/20110718180736300.jpg

۱ - پوشش افراد در دچار شدن انها به گرما زدگی بسیار تاثیر گذار است ! استفاده از البسه با زنگ روشن و خصوصا پنبه ای می تواند در حفاظت از جان شما موثر باشد ! از پوشیدن لباسهای تنگ و یا دارای الیاف مصنوعی جدا خوداری نموده و سعی کنید تا میتوانید از پوشیدن لباسهای تیره خوداری نمائید . از پوشیدن لباسهای ضخیم و غیرقابل نفود در فصل گرما که مانع تبخیر عرق و دفع گرما می شود جدا خودداری نمائید.

۲ –نوشیدن را هرگز فراموش نکنید !! در زمان فعالیت شدید بدنی به قدر کافی مایعات بنوشید .

۳ – میبایست توجه نمود که اگر مجبور به فعالیت سنگین در شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب به مدت طولانی هستید حتما میبایست برای احتمال دچار شدن به گرمازدگی دارای برنامه پیشگیری بوده و خصوصا با یک برنامه منظم سعی نمائید که بدن شما با فعالیت و شرایط سخت محیط کار خود امکان انطباق را پیدا نماید .

۴ – توجه داشته باشید در کارهایی که افراد در معرض گرمای مستقیم و یا تابش نور آفتاب قرار دارند همچون ، کارگاههای ساختمانی و یا فعالیت های ورزشی گروهی ، گرمازده شدن یکی از افراد به معنای هشدار جدی به تمامی کارگران و دوستانی است که سرگرم کار میباشند و می باید مسئولان در این مواقع اقدامات احتیاطی را برای بقیه افراد در نظر داشته باشند .

5- میبایست توجه داشته باشید که اگر هوا گرم و خشک باشد و تهویه کافی هم وجود داشته باشد احتمال گرمازدگی به نسبت از محیطهای گرم و مرطوب و یا دارای سیستم تهویه نامناسب کمتر میباشد

۶ - داروهائی که فرد را مستعد گرمازدگی می کند باید با نظر پزشک معالج با داروهای دیگری جایگزین شود یا به طرز مناسب از آنها استفاده شود

7- بهترین نوشیدنی بی گمان آب میباشد و بهتر است همواره قبل از احساس تشنگی آب نوشید . توجه داشته باشید برای افرادی که دارای فعالیتهای سنگین بدنی هستند توصیه می شود که در برنامه غذایی خود از نمک و شکر و لیموی تازه به طور متناوب استفاده نمایند

감사합니다-دکتر امید عابدی-۲۳ جولای ۲۰۱۱

+ نوشته شده در  Sun 24 Jul 2011ساعت 1:29  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

ویتامین اضافی در بدن; خوب یا بد؟!!

طبق نظریه سازمان رژیم غذایی آمریکا، نیمی از مردم ازمکملهای تغذیه‌ای مانند ویتامینها و مواد معدنی استفاده می‌کنند. متخصصان پیشنهاد داده‌اند که ....

 

طبق نظریه سازمان رژیم غذایی آمریکا، نیمی از مردم ازمکملهای تغذیه‌ای مانند ویتامینها و مواد معدنی استفاده می‌کنند. متخصصان پیشنهاد داده‌اند که اگر مصرف میوه و نوشیدنی در شما به اندازه کافی است توجه نمایید که ویتامینهای بدن شما از حد طبیعی بیشتر نشود. در اینجا با 10 ویتامین و مواد معدنی آشنا می‌شویم:

 ویتامین A
میزان مورد نیاز برای مردان 3000 واحد و برای زنان 2330 واحد    محدودیت 5000
ویتامین A به سالم ماندن دندانها، ‌استخوانها، پوست و بینایی کمک می‌نمایند. اما میزان زیاد آن نیز می‌تواند تاثیری عکس داشته‌باشد و باعث کاهش تراکم استخوانها، پوکی استخوان، از دست دادن موها و مشکلات کلیوی ‌شود. میزان زیاد ویتامینA  در اوایل بارداری( بیشتر از 1000واحد) با اختلالات تولد رابطه‌ای مستقیم دارد. این عارضه در حالت عکس یعنی کمبود ویتامینA  نیز پدید می‌آید.

غذا: میوه‌جات و سبزیجات قرمز، زرد و نارنجی

 

ویتامین B6
میزان مورد نیاز بدن 1.3 میلی گرم                      محدودیت 100میلی گرم
سیستم عصبی و ایمنی بدن شما وابسته به ویتامین B6 است که به پایروکسیدین نیز معروف است. اگر مصرف گوشت شما زیاد است به این موضوع توجه نمایید: هرچه پروتئین مصرفی شما زیاد باشد به میزان بیشتری ویتامین B6 برای هضم پروتئین نیاز دارید. مطالعات نشان داده‌اند که مصرف بالای ویتامین B6  می‌تواند باعث اختلال در سیستم عصبی،‌خصوصاً سیستم مربوط به بازوها و پاها گردد. اگرچه کاهش میزان آن نیز اثری عکس دارد.

غذا: سیب زمینی پخته برای گیاهخواران و گوشت گاو برای گوشت خواران

 

ویتامینB9( فولیک اسید)
میزان مورد نیاز بدن 400 میکرو گرم         محدودیت 1000 میکروگرم
فولات به طور طبیعی در غذا یافت می‌شود و فولیک اسید را نیز می‌توان در ویتامینها و غذاها پیدا نمود. این دو علاوه بر فوایدی که دارند ساخت و نگهداری از خون سالم نیز از وظایف آنها است. حالت تهوع، بی‌خوابی و نفخ‌شکم از علائم مصرف زیاد ویتامین B9 است. میزان زیاد فولیک اسید می‌تواند علائم کمبود ویتامین B12 خصوصاً کم خونی را پنهان نماید.
غذا: اسفناج و لوبیا چشم بلبلی

 

ویتامین  C
طبق نظریه لینوس پولیس، برنده جایزه نوبل، مصرف روزانه 400 میلی گرم ویتامین C ( بدلیل سودمند بودن این ویتامین  و مبارزه آن با سرماخوردگی) پیشنهاد نموده‌اند. اگرچه میزان مصرف زیاد این ویتامین به این دلیل که بدن نمیتواند ویتامین C را ذخیره سازد مانعی ندارد. اگرچه مصرف بیشتر از 2000 میلی گرم در روز فرد را مبتلاء به اسهال، سوء هاضمه می‌کند. زنان حامله و یا مبتلا به دیابت که آزمایش قند خون می‌دهند باید در این مورد بسیار محتاط باشند.

غذا: ویتامین C موجود در کیوی و جعفری بیشتر از پرتقال است.

 

ویتامین D
کمتر از 10 دقیقه قرار گرفتن در مقابل اشعه UV آفتاب می‌تواند میزان مورد نیاز ویتامین D در طول روز را جبران نماید. اما برای بسیاری از ما خصوصاً سیاهپوستان و افرادی که پوستی تیره دارند، ‌مقداری رژیم غذایی نیز می‌‌تواند موثر باشد. متاسفانه، ویتامین D بهترین منبع برای ایجاد استخوانهایی قوی، مبارزه با نرمی استخوان و بیماریهای  استخوان است و در تعداد محدود در غذاها وجود دارد. بنابراین باید بین مکملها و مواد غذایی و نوشیدنیها یک توازن برقرار نمود. اگرچه بر خلاف ویتامینهای قابل حل در آب مانند ویتامین C، این ویتامین چربی محلول در آب است و به سادگی از بین نمی‌رود.

مصرف بیشتر از 2000 واحد در روز از ویتامین D، می‌تواند باعث افزایش کلسیم خون و ابتلاء به سنگ کلیه و یا از بین رفتن کلیه گردد.

 غذا: ماهیهای چرب مانند ماهی تن و همچنین شیر
 
دکتر امیدعابدی -۳۰ ژوئن ۲۰۱۱-سئول کره جنوبی
+ نوشته شده در  Thu 30 Jun 2011ساعت 1:35  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

 http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleDynamicImages/fed6f6ae-0512-4d4c-ac75-7a5e558846e3.jpg

"متابولیسم" یا "سوخت و ساز" بدن در بعضی افراد بطور ژنتیکی بالاست (این افراد هر چقدر هم غذا بخورند، چاق نمی شوند) و در بعضی پایین است (این افراد با خوردن کمترین غذا چاق شده و به آسانی لاغر نمی شوند) و در بعضی افراد معمولی است.

علل پایین بودن متابولیسم بدن شامل موارد زیر است :

1- گرسنگی

2- رژیم غذایی کم کالری

3- خوردن زیاد غذاهای شیرین مثل شیرینی ها، آب نبات، نوشابه، ژله و کیک ها در طی روز.

4- ورزش نکردن و کمبود فعالیت بدنی

5- کم کاری تیروئید

حال 7 راهکار برای افزایش متابولیسم بدن را برایتان ذکر می کنم :


1- صبحانه را حتماً بخورید:

برای افزایش متابولیسم بدن، همیشه اول صبح، صبحانه را بخورید. اگر شما تا وسط صبح (یعنی حدود ساعت 10) یا بعد از ظهر چیزی نخورید، متابولیسم بدنتان آهسته و کند می شود. خوردن صبحانه برای سوخت و ساز بدن شما مانند افزودن هیزم به اجاق است، یعنی همانطور که هیزم چوبی، اجاق را شعله ورتر می سازد، صبحانه نیز سرعت سوخت و ساز بدن را افزایش می دهد.


2- افزایش تعداد وعده های غذایی :

به جای 3 وعده غذایی، 4 تا 6 وعده غذایی را با فاصله ی 2 تا 3 ساعت از یکدیگر بخورید. البته در این صورت باید حجم هر وعده غذایی کمتر از وعده های قبلی باشد، یعنی همان مقدار غذا را که در سه وعده می خوردید، باید در 6 وعده بخورید نه اینکه بیشتر غذا بخورید. خوردن مقادیر کم غذا در وعده های متعدد، متابولیسم بدن را افزایش می دهد.


3- خوردن غذاهای کم کالری :

سعی کنید از داروهای افزایش دهنده متابولیسم بدن استفاده نکنید. به جای آنها از مواد غذایی کم کالری یا چربی سوز مانند سبزی ها میوه ها و غلات سبوس دار استفاده کنید.


4- ورزش کردن:

اگر شاغل هستید سعی کنید روزانه مقداری از مسیر کار خود را پیاده بروید. به جای استفاده از آسانسور، از پله ها استفاده کنید. به جای سوار شدن به ماشین، پیاده روی کنید. سعی کنید روزانه حداقل یک ساعت ورزش یا پیاده روی کنید تا انرژی بدنتان را بسوزانید. به جای اینکه پول خود را صرف خرید داروهای قلابی لاغری کنید ، هفته ای 3 تا 4 بار و هر بار به مدت 30 تا 40 دقیقه پیاده روی کنید. این کار بهترین راه برای افزایش متابولیسم است.


5- هیچ وقت گرسنه نمانید:

اگر در حال اجرای رژیم لاغری هستید یا می خواهید لاغر شوید، سعی کنید هیچ وقت گرسنه نمانید، زیرا گرسنه ماندن باعث می شود متابولیسم بدنتان به سرعت پایین بیاید. هیچ وقت برای 5 تا 6 ساعت بین وعده های غذایی خود گرسنه نمایند.


6- برنامه غذایی منظمی داشته باشید:

وعده های غذایی کم حجم خود را با فاصله ی زمانی مشخص از یکدیگر مصرف کنید. هیچ وقت، هیچ وعده ی غذایی را حذف نکنید و در یک وعده کمتر از مقدار مشخص شده، غذا نخورید، زیرا این کار باعث می شود برای رفع گرسنگی خود تنقلات پرکالری و بی فایده را مصرف کنید که باعث افزایش وزن شما می شوند.


7- روزانه 8 تا 10 لیوان آب بنوشید:

مصرف آب به مقدار کافی باعث می شود دستگاه گوارش بدن کار خود را به خوبی انجام دهد و هضم و جذب مواد غذایی به نحو موثر انجام شود. بنابراین از بروز یبوست و سایر اختلالات گوارشی جلوگیری می کند. همچنین باعث حفظ شادابی پوست می شود، زیرا ممکن است با رژیم گرفتن پوست کمی حالت طراوت خود را از دست بدهد.

 

                                 

             난 당신 이 행복 하길 바래 -! 감사합니다 -
               서울 - 한국
 

+ نوشته شده در  Mon 6 Jun 2011ساعت 20:0  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 
 
سرطان روده بزرگ  چیست ؟

در این بیماری سلولهای سرطانی در داخل بافت روده شروع به تکثیر می کنند. اگر چه این سرطان از جمله معمولترین سرطانهای بشر به حساب می آید اما بدلیل بهبود روشهای غربالگری و تشخیصی ، تعداد موارد جدید این بیماری و مرگ ناشی از آن بطور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است.

این بیماری در هر سنی بروز می یابد اما میزان بروز در سن بالای ۵۰سال بیشتر است.زمانیکه در مراحل اولیه تشخیص داده می شود.این سرطان درمانپذیر است اما تشخیص آن در این مراحل هیچگونه علامتی ندارد.

روده برزگ بخشی از سیستم گوارشی شامل مری، معده، روده های بزرگ و کوچک
می باشند. روده باریک از انتهای معده شروع شده و به روده بزرگ ختم می شود و سپس روده بزرگ نیز از آنجا تا محل مقعد ادامه می یابد، روده بزرگ شامل دو بخش است. بخش اول اصطلاحاً کولون نامیده می شود. که حدود ۱۸۰ سانتی متر طول دارد. بخش دوم نیز راست روده است که طول آن به ۱۵ تا ۲۵ سانتی متر می رسد.

اطلاعات عمومی درباره سرطان روده بزرگ:

نکات کلیدی این مبحث

* سرطان روده بزرگ بیماری است که در آن سلولهای بدخیم ( سرطانی ) در بافت روده بزرگ تشکیل می شوند . * سن و تاریخچه بیماری در ریسک بوجود آمدن سرطان روده بزرگ نقش دارند .   * علائم احتمالی سرطان روده بزرگ شامل تغییرات در اجابت مزاج و یا وجود خون در مدفوع است .

* آزمایشاتی که انتهای روده بزرگ ( رکتوم ) و یا بافت روده بزرگ و یا خون د رمدفوع را بررسی می کند در تشخیص و یافتن سرطان روده بزرگ مورد استفاده قرار میگیرد .

* فاکتورهای مخصوصی در انتخاب درمان و پیش آگهی تاثیر دارد ( شانس بهبودی )

سرطان روده بزرگ بیماری است که در آن سلولهای بدخیم سرطانی در بافت روده بزرگ تشکیل می شوند . روده بزرگ قسمتی از جهاز هاضمه را در بدن انسان تشکیل میدهد جهاز هاضمه در پروسه جذب مواد غذایی ( ویتامین ها ،  مواد کانی ، کربوهیدراتها ، چربیها ، پروتئین ها و آب ) از غذاهای مختلف و همچنین دفع مواد زائد از بدن فعالیت می کند .

جهاز هاضمه از مری – معده – روده کوچک و روده بزرگ تشکیل شده است  ۶ فوت اولیه روده بزرگ را کولون و ۶ اینچ انتهای روده بزرگ را راست روده و کانال مقعد نامیده می شوند کانال مقعد به مقعد ختم می شود ( سوراخی که روده بزرگ را به خارج از بدن متصل می سازد ) .

* سن و تاریخچه بیماری در ریسک بوجود آمدن سرطان روده بزرگ نقش دارند :

فاکتورهای ریسک شامل :

* سن بالای ۵۰ سال

* تاریخچه سرطان روده بزرگ یا راست روده د ر فامیل

* تاریخجه سرطان روده بزرگ و راست روده ، تخمدان ، رحم و سرطان پستان در هر شخص

* تاریخچه ابتلاء به پولیپ در روده بزرگ

* تاریخچه ابتلاء به کولیت السروز ( زخمهای متعدد در سلولهای پوششی روده بزرگ )

* بعضی از بیماریهای ارثی مانند پولیپ های آدنوماتو فامیلی و سرطان فامیلی غیر پولیپی روده بزرگ ( سندرم لینچ )

* علائم احتمالی سرطان روده بزرگ شامل تغییرات در اجابت مزاج ویا وجود خون در مدفوع

این علائم و همچنین سایر علائم ممکن است بعلت سرطان روده بزرگ و یا بعلت بیماریهای دیگر بوجود آید .

- تغییرات در اجابت مزاج

- خون ( خون قرمز یا خون تیره ) در مدفوع

- اسهال ، یبوست و یا احساس عدم تخلیه کامل دستگاه گوارش

- کاهش در قطر یا کالیبر مدفوع

- ناراحتی عمومی شکم ( دفع درد ناک گاز شکم ، نفخ ، احساس پری  و یا دردهای دل پیچه ای ) ( شکم درد عمومی )

-کاهش وزن بدون علت

- خستگی ثابت

- استفراغ

آزمایشاتی که انتهای روده بزرگ ( رکتوم ) و یا بافت روده بزرگ و یا خون در مدفوع را بررسی می کند در تشخیص و یافتن سرطان روده بزرگ مورد استفاده قرار میگیرند :

-تست خون نهفته در مدفوع :

 نمونه کمی از مدفوع که درمحفظه ای قرار می گیرد به دکتر یا آزمایشگاه تحویل داده می شود . این تست خون نهفته در مدفوع را آزمایش می کند .

-معاینه مقعد توسط انگشت دست ( توسط پزشک ) پزشک و یا پرستار پس از پوشیدن دستکش و آغشتن آن به ژل مخصوص انگشت را داخل مقعد بیمار کرده و بدنبال توده یا نقاط غیر طبیعی میگردد و از مدفوع بدست آمده آزمایش خون نهفته بعمل می آورد .

- تنقیه باریم :

روشی که در آن با ریم مایع به داخل روده بزرگ از طریق مقعد تنقیه میگردد با ریم یک فلز سفید نقره ای است که در تصویر دستگاه گوارش پائینی توسط اشعه ایکس کمک کننده است .

- سیگموئیدوسکوپی :

دستگاهی است که توسط آن دکتر ( لوله نازک نوری ) انتهای روده بزرگ را برای یافتن پولیپ ، تومور و یا نقاط غیر طبیعی مورد آزمایش قرار میدهد اگر در حین آزمایش پولیپ و یا بافت غیر طبیعی یافت شود پزشک می تواند آنها را بردارد و جهت آزمایش بهتر از میکروسکوپ استفاده نماید .

- کولونسکوپی :

بررسی سراسری داخلی روده بزرگ توسط کوئونکسوپ ( لوله نازک نوری ) که از مقعد وارد می شود اگر در طول آزمایش پزشک پولیپ و یا نقاط غیر طبیعی یافت شود جهت آزمایش توسط میکروسکوپ برداشته خواهد شد .

-نمونه برداری ( بیوپسی ) :

 برداشتن سلولها و یا بافت ها جهت آزمایش در زیر میکروسکوپ

* فاکتورهای مخصوصی در انتخاب درمان و پیش آگهی  ( شانس بهبودی ) تاثیر دارد :

انتخاب درمان ها و پیش آگهی ( شانس بهبودی ) بستگی به مرحله بندی سرطان ( آیا سرطان فقط لایه داخلی پوششی روده بزرگ یا تمام ضخامت روده بزرگ یا به سایر نقاط بدن گسترش یافته باشد ) و همچنین وضعیت سلامتی بیمار دارد .

مراحل سرطان روده بزرگ staging :

نکات کلیدی این مبحث

* پس از اینکه سرطان روده بزرگ تشخیص داده شد بمنظور اینکه آیا سرطان روده بزرگ محدود به روده بزرگ و یا به سایر نقاط بدن انتشار پیدا کرده است آزمایشاتی بعمل می آید .

* مراحل مختلف سرطان روده بزرگ عبارت است :

- مرحله ۰   ( سرطان این سیتو )

- مرحله ۱

- مرحله ۲

-مرحله ۳

- مرحله ۴

پس از اینکه سرطان روده بزرگ تشخیص داده شد بمنظور اینکه آیا سرطان روده بزرگ محدود به روده بزرگ و یا به سایر نقاط بدن انتشار پیدا کرده است آزمایشاتی بعمل می آید . فرایند ی که در آن مشخص میشود که آیا سرطان روده بزرگ محدود بوده و یا به نقاط بدن انتشار یافته است را مرحله بندی سرطان می نامیم . اطلاعاتی که از فرایند مرحله بندی بدست می آید مرحله بیماری را مشخص می کند دانستن مرحله بیماری در اتخاذ درمان مناسب بسیار مهم است .

مرحله های سرطان روده بزرگ در پائین جهت استفاده ذکر شده است:

مرحله صفر

 - در مرحله صفر سرطان فقط در سطحی ترین سلولهای پوششی روده بزرگ یافت می شود مرحله صفر سرطان این سیتو نیز گفته می شود .

مرحله یک I

در مرحله یک انتشار سرطان به جزء لایه های پوششی سطحی به لایه دوم و سوم روده بزرگ نیز انتشار پیدا کرده و دیواره داخلی  روده نیز درگیر شده است ولی سرطان به خارج از دیواره روده بزرگ یا خارج از روده بزرگ انتشار نیافته است معادل مرحله یک را در طبقه بندی دوک A می گویند.

مرحله دو II

در مرحله دوم سرطان از دیواره روده بزرگ تقریبا خارج شده ولی غدد لنفاوی را گرفتار نکرده است ( عدد لنفاوی ساختمانهای لوبیائی شکل هستند که درسرتاسر بدن یافت می شوند و کار آنها فیلتر کردن مواد در داخل مایع لنف می باشد و کمک به بدن در مقابله با عفونت و بیماری را می نمایند ) مرحله دو بیماری در طبقه بندی دوک B می گویند .

مرحله سوم III

در مرحله سه سرطان غدد لنفاوی را درگیر کرده است ولی به سایر نقاط بدن گسترش نیافته است این مرحله معادل مرحله دوک C می باشد .

مرحله چهارم IV

در مرحله چهارم سرطان به نقاط دیگر بدن مثل کبد ی یا ریه گسترش پیدا کرده است و این مرحله معادل  دوک D می باشد .

عود سرطان روده بزرگ:

سرطان عود کرده روده بزرگ به سرطانی گفته می شود که پس از درمان مجددا عود یا برگشت نماید . عود سرطان روده بزرگ ممکن است در روده بزرگ و یاسایر نقاط بدن مثل کبد ، ریه ، و یا هر دو باشد .

درمان انتخابی در یک نگاه کلی:

نکات کلید ی این مبحث

 * درمان های مختلفی در بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ وجود دارد

* سه نوع درمان استاندارد عبارتند از

* جراحی

* شیمی درمانی

* رادیو تراپی یا پرتو درمانی

* درمانهای دیگری که در فرم تجربیات جدید بالینی بکار می رود عبارتند از :

* درمانهای بیولوژیک

درمانهای مختلفی در بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ وجود دارد :

درمانهای مختلف در دسترس بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ هستند .  بعضی از آنها استاندارد هستند ( درمانهای رایج ) و بعضی از آنها بصورت تجربیات درمانی بالینی مورد استفاده قرار میگیرند .  قبل از شروع درمان بیماران ممکن است که رغبت خود را در قسمت تجربیات جدید درمانی بالینی نشان دهند . در درمان بصورت تجربیات درمانی بالینی که در حقیقت مطالعه تحقیقاتی از داروی جدیدتر و یا تغیر در داروهای قبلی استفاده می شود و در صورت موفقیت روش جدید جای روش استاندارد گذشته را میگیرد .

سه نوع درمان استاندارد مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از :

جراحی :

جراحی ( برداشتن سرطان توسط عمل جراحی ) شایع ترین نوع درمان است که در همه مراحل کانسر کولون بکار می رود پزشک ممکن است سرطان را به یکی از روشهای زیر خارج نماید .

جراحی محدود و محلی :

 اگر سرطان درمرحله بسیار اولیه تشخیص داده شود ممکن است عمل جراحی بدون باز کردن شکم توسط پزشک انجام شود که این از طریق عبور لوله از طریق مقعد به داخل روده بزرگ و عمل جراحی از این طریق انجام میگیرد به این طریق برداشتن ضایعه محلی می گویند .  اگر سرطان در یک پولیپ تشخیص داده شود به این عمل جراحی پولیپکتومی اطلاق میگردد .

رزکسیون  اگر اندازه سرطان بزرگتر باشد پزشک عمل کولکتومی ( برداشتن سرطان بهمراه مقادیری از باقت سالم اطراف آن ) را انجام میدهد سپس پزشک ممکن است آناستوموز ( دوختن دو طرف سالم روده بزرگ به یکدیگر ) را انجام دهد . معمولا پزشک غدد لنفاوی نزدیک روده بزرگ را جهت احتمال درگیری توسط سرطان بیرون آورده  و در زیر میکروسکوپ آزمایش خواهد نمود .

رزکسیون بهمراه کولستومی : 

 اگر پزشک قادر به دوختن دو سر روده بزرگ به یکدیگر را نداشته باشد منفذی  به خارج از بدن تعبیه کرده  تا مواد زائد ازآن دفع گردد این روش کلستومی نامیده می شود . د ربعضی مواقع کلستومی موقتی است وتا زمانیکه روده بزرگ ترمیم شود ادامه می یابد ولی اگر تمام کولون توسط جراح برداشته شود ممکن است کلستومی دائمی شود .

اگر چه پزشک سرطان را تاجایی که امکان دارد و دردید او قرار گرفته بیرون خواهد آورد ولی گاهی به بیماران پیشنهاد شیمی درمانی پس از عمل جراحی داده می شود تا اگر سلول سرطانی باقیمانده از بین برده شود . این روش درمان مکمل نامیده می شود .

شیمی درمانی :

شیمی درمانی استفاده از داروها جهت کشتن سلولهای سرطانی است . شیمی درمانی ممکن است از طریق دهان یا از طریق تزریق وریدی و یا تزریق عضلانی باشد که به این نوع درمان ها . درمان جامع گفته می شود بدلیل اینکه داروها اول وارد گردش خون شده سپس به اقصی نقاط بدن رفته و میتوانند سلولهای سرطانی را در تمام نقاط بدن مورد تهاجم قرار دهند .

پرتو درمانی ( رادیو تراپی ) :

پرتو درمانی ازطریق استفاده از اشعه ایکس و سایر پرتو ها جهت کشتن و یا کوچک کردن توده های سرطانی بکار می روند . پرتو درمانی ممکن است بصورت پرتو درمانی خارجی ( استفاده از دستگاه رادیو تراپی در خارج از بدن ) و یا پرتو درمانی داخلی باشد پرتو درمانی داخلی از طریق استفاده از رادیو ایزوتوپ های مختلف ( موادی که پرتو زا می باشند ) از طریق لوله های پلاستیکی کوچک در داخل بدن و در محل تجمع سلولهای سرطانی بکار می رود سرطان روده بزرگ ممکن است از طریق رادیو تراپی خارجی درمان گردد .

پس از درمان آزمایش خونی که در آن آنتی ژن کارسینو امبیریوینک ( CEA ) (( ماده ای در خون است که ممکن است در بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ افزایش یابد )) بهمراه سایر موارد اندازه گیری می شوند تا از عود بیماری پزشک اطلاع حاصل نماید .

درمانهای دیگری در فرم تجربیات و درمانهای جدید بالینی بکار می روند که عبارتند از :

درمان بیولوژیکی :

درمان بیولوژیک نوعی درمان است که در آن توانائی تحریک سیستم ایمنی بدن در مقابله با سرطان بعنوان درمان بکار می رود . موادی که توسط بدن و یا در آزمایشگاه ساخته شده جهت تقویت و یا ذخیره نمودن دفاع طبیعی بودن  در مقابله با بیماریها بکار می روند . به درمان بیولوژیکی ممکن است متغیر پاسخ بیولوژیکی و ایمنی درمانی نیز اطلاق گردد .

در این قسمت ممکن است درمانهای دیگری در فرم تجربیات و درمانهای جدید بالینی بکار رفته باشد که فعلا ممکن است درمانهای انجام شده توضیح داده نشده باشد .

درمان انتخابی به توسط مرحله بیماری:

مرحله صفر سرطان روده بزرگ :

درمان مرحله صفر ممکن است شامل انواع جراحی های زیر باشد .

* جراحی محلی محدود ( جراحی سرطان بدون باز کردن شکم ) و یا پولیپکتومی ( برداشتن پولیپ ) رزکسیون آناستوموز ( نوعی جراحی که توسط آن سرطان برداشته شده و دو انتهای روده بزرگ بهم دوخته می شود ) این عمل در زمانی انجام می شود که توده سرطانی حجیم باشد و امکان جراحی محلی محدود وجود نداشته باشد .

مرحله یک I سرطان روده بزرگ :

درمان مرحله یک I  سرطان روده بزرگ معمولا شامل موارد زیر می شود :

* رزکسیون / آناستوموز ( نوعی جراحی که توسط آن سرطان برداشته شده و دو انتهای روده بزرگ بهم دوخته می شود ) .

مرحله دو II سرطان روده بزرگ :

درمان مرحله دوم کانسر روده بزرگ شامل موارد زیر می شود :

* رزکسیون / آناستوموز

* درمانهای جدید تجربی بالینی شامل شیمی درمانی ، پرتو درمانی و درمانهای بیولوژیک بعد از جراحی

مرحله III سرطان روده بزرگ :

درمان مرحله سوم روده بزرگ شامل موارد زیر می شود :

* رزکسیون / آناستوموز با یا بدون شیمی درمانی

* درمانهای جدید تجربی بالینی

مرحله IV سرطان روده بزرگ :

درمان مرحله چهارم روده بزرگ شامل موارد زیر می شود

* رزکسیون / آناستوموز

* جراحی شامل برداشتن قسمتی از اعضای دیگر بدن مثل کبد ، ریه و تخمدانها در صورتیکه سرطان گسترش پیدا کرده باشد .

* شیمی درمانی

* درمانهای  جدید تجربی بالینی با استفاده از شیمی درمانی و یا درمانهای بیولوژیک

* پرتو درمانی ممکن است در بعضی بیماران بعنوان درمان تسکینی مورد استفاده قرار گیرد ( علائم بیماری را تخفیف دهد )

درمان انتخابی برای سرطان عود کرده روده بزرگ:

درمان سرطان عود کرده روده بزرگ بستگی به محل برگشت ( عود ) و همچنین وضعیت سلامتی عمومی بیمار را دارد . درمان سرطان عود کرده ممکن است شامل موارد زیر باشد .

* جراحی و برداشتن سرطان در کبد ، ریه و یا تخمدان در صورت گسترش به این نواحی

* عمل جراحی و برداشتن سرطان روده بزرگ ، در صورتیکه محل عود روده بزرگ باشد .

* شیمی درمانی بعنوان درمان تسکینی ( جهت برطرف کردن و تخفیف علائم )

* درمانهای جدید تجربی بالینی با استفاده از درمانهای بیولوژیک و یا شیمی درمانی

***اطلاعات تکمیلی:

عوامل خطر:

عوامل زیر ممکن است شانس ابتلا به سرطان روده بزرگ را در فرد افزایش دهد.

 سن: 

اکثر افراد مبتلا به این بیماری سن بالای ۵۰ سال دارند اما این بیماری در هر سنی اتفاق می افتد.

رژیم غذایی:

 بین این بیماری و رژیم غذایی پر از چربی و پر انرژی و کم فیبر، رابطه مستقیم وجود دارد.

پولیپ ها:

این بیماری بصورت رشد توده های خوش خیم در جدار  روده تعریف می شود که معمولاً بعد از سن ۵۰ سالگی شایع است . بنظر می رسد که در این ساختار شانس ابتلا به سرطان روده بزرگ را افزایش می دهد.

تاریخچه شخصی :

 کسانیکه قبلاً سرطانهای روده بزرگ داشته اند یا خانمهایی که مبتلا به سرطان تخمدان، رحم، یا پستان بوده اند. شانس بیشتری جهت ابتلا به این بیماری دارند.در حال حاضر در بعضی از موارد این سرطان، ژنهای مسؤول شناسایی شده اند. لذا قبل از بروز سرطان، چنین افرادی را از نظر حامل ژن بودن مورد بررسی قرار می دهند.

کولیت اولسروز :

 در این بیماری پوشش جدار روده بزرگ دچار لتهاب شده است.افراد مبتلا به این بیماری شانس بیشتری جهت ابتلا دارند.

علائم و نشانه ها :
علائم این بیماری ممکن است شبیه به سایر علائم نظیر عفونتها، بواسیر و بیماریهای التهابی روده باشد. بنابراین مراجعه به پزشک به منظور ارزیابی بهتر، لازم و ضروری می باشد. از آنجایی که در مراحل اولیه این بیماری با موفقیت قابل درمان است. در صورت مشاهده هر کدام از علائم زیر به پزشک مراجعه نمائید.

- وجود هرگونه تغییر در عادات دفعی روده نظیر اسهال، یبوست یا کاهش قطر مدفوع که بیش از یک روز طول بکشد.

- خونریزی از راست روده یا وجود خون در مدفوع

- دردهای قولنجی معده

- استفراغ

- ضعف و خستگی

-  یرقان و زردی پوست یا صلبیه ( سفیدی چشم )

در بعضی از موارد ممکن است فرد مبتلا به سرطان بوده اما هیچگونه علامتی نداشته باشد. بنابراین غربالگری در افراد پر خطر مثل افراد بالای ۵۰ سال ضروری می باشد.

·غربالگری و تشخیص:

استفاده از روشهای غربالگری معمولی در بیمارانی که هرگونه فاکتور خطری داشته باشند یا اینکه علائم مذکور را داشته باشند توصیه می شود.

از جمله روشهای تشخیصی که برای غربالگری این سرطان مورد استفاده قرار می گیرد.
می توان به آزمایشات ذیل اشاره نمود.

معاینه راست روده:

 در این معاینه پزشک با انگشت خون راست روده را معاینه می کند تا وجود هرگونه مورد را بررسی کرده و در صورت وجود مواد در داخل راست روده آنها را از نظر آغشته بودن با خون مورد بررسی قراردهد.

پروکتوسکوپی :

در این روش از طریق دستگاههای خاصی بصورت مستقیم داخل راست روده و قسمتهای تحتانی روده بزرگ مورد مشاهده قرار می گیرد. از طریق این روش نیمی از سرطانها قابل تشخیص هستند. در این روش ممکن است بیمار احساس فشار کند اما دردی را احساس نخواهد کرد.

کولونوسکوپی: 

 از طریق این روش نیز با ابزارهای خاصی، مشاهده کلی روده بزرگ و راست روده ممکن می شود. در این حالت نیز فرد دردی را احساس نخواهد کرد.

در صورت وجود هرگونه توده در طول این قسمتها نیاز است که بخشی از توده برداشته شود تا در زیر میکروسکوپ از نظر وجود بافت یا سلولهای سرطانی مورد بررسی قرار گیرد. این عمل را بیوپسی می نامند.

پیش آگهی و درمان سرطان روده، به مرحله بیماری ( به این معنا که سلولهای سرطانی فقط بافت پوششی روده را یا تمامی جدار آنرا را درگیر کرده اند) و شرایط سلامتی عمومی فرد بیمار بستگی دارد.

بعد از درمان به منظور اندازه گیری نوعی آنتی ژن در خون آزمایش خون داده شده و عکسبرداری انجام می گیرد تا مشخص شود که آیا سرطان عود کرده است یا خیر.

 مراحل سرطان:

عود سرطان به معنای برگشت دوباره آن بعد از درمان می باشد. ممکن است عود دوباره در روده بزرگ یا سایر قسمتهای بدن نظیر کبد یا ریه رخ دهد. اگر عود بصورت درگیری تنها یک ناحیه از بدن باشد باید جراحی انجام شود. اما در صورت درگیری بیش از یک ناحیه و انتشار سرطان در قسمتهای مختلف بدن ممکن است از روشهای دیگری نظیر شیمی درمانی یا رادیوتراپی استفاده شود.

 روشهای درمانی:

بطور کلی سه روش درمانی جهت درمان سرطان روده بزرگ وجود دارد که شامل جراحی، پرتودرمانی و شیمی درمانی است. روش دیگر درمانی نیز وجود دارد که در آن از روشهای بیولوژی برای درمان استفاده می شود. البته استفاده از این روشها در حد مطالعات بالینی است.

 جراحی :

جراحی شایعترین روش درمانی در تمامی مراحل سرطان به حساب می آید. این روش به طرق مختلف انجام شده و براساس نظر پزشک و مرحله سرطان، روشهای جراحی متفاوت می باشد.

عوارض جانبی جراحی :

 عوارض جانبی جراحی به محل تومور و نوع جراحی بستگی دارد. معمولاً در چند روز اول بعد از جراحی بیمار احساس ناراحتی دارند ولی معمولاً درد با دارو قابل کنترل می باشد. مدت زمان بهبود بعد از عمل جراحی از بیماری به بیمار دیگر متفاوت است.

پرتو درمانی : 

در این روش از اشعه X  با انرژی بالای برای کشتن سلولهای سرطانی و کوچک نمودن اندازه تومور استفاده می شود. تولید اشعه می تواند خارج از بدن و بوسیله ماشینهای خاص یا در داخل بدن و از طریق موادی که تولید کننده اشعه هستند، صورت گیرد. پرتو درمانی به تنهائی یا همراه با جراحی و شیمی درمانی انجام می گیرد.

عوارض جانبی پرتو درمانی :

 شایعترین عوارض جانبی پرتودرمانی شامل خستگی ، واکنش پوستی در محل برخورد اشعه با پوست و کاهش اشتها می باشد. بعلاوه ممکن است این روش منجر به کاهش گلبولهای سفید خونی که از بدن در برابر عفونتها محافظت می کنند شود. بعضی از این عوارض قابل کنترل و قابل درمان هستند و در بسیاری از موارد این عوارض دائمی نمی باشند.

شیمی درمانی:

 این روش از داروها به منظور کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود. اکثر داروهای ضد سرطانی بصورت تزریق داخلی در بدن یا داخل عضلات مورد استفاده قرار می گیرند. اما بعضی دیگر نیز به فرم خوارکی قابل مصرف هستند. شیمی درمانی یک روش درمانی سیستمیک به حساب می آید به این معنا که دارو از طریق جریان خون به هر قسمتی از بدن می رود تا سلولهای سرطانی را بکشد. در این روش داروها به صورت دوره ای تجویز می شوند. یعنی دوره درمانی با یک دوره استراحت ادامه می یابد و بعد از آن از نو دروه درمانی شروع می شود. در صورتیکه سلولهای سرطانی کبد را درگیر کرده باشند،می توان دارو را مستقیماً به شریانهای تغذیه کننده کبد تزریق نمود.

بعد از آنکه جراح تمامی سلولها و بافت سرطانی را از طریق جراحی برداشت، یک دوره شیمی درمانی نیز داده می شود تا سلولهای سرطانی باقیمانده نیز در صورت وجود از بین بروند.

عوارض جانبی شیمی درمانی :

 داروهای شیمی درمانی معمولاً سلولهای با سرعت تکثیر بالا را مورد هدف قرار می دهند. از آنجایی که در بدن علاوه بر سلولهای سرطانی بافتهایی نظیر سلولهای خونی، بافت پوششی سیستم گوارشی و سلولهای فولیکول مو نیز از سرعت تکثیر بالایی برخوردار هستند، لذا ممکن است این بافتها نیز مورد هدف داروهای شیمی درمانی قرار بگیرد. در نتیجه عوارض جانبی شامل : عفونتها ، خستگی، ریزش موی موقتی، زخمهای دهانی و یا سایر علایم است.

از جمله مهمترین عوارض جانبی داروهای شیمی درمانی کاهش کلی سلولهای خونی
می باشد. از آنجایی که داروهای شیمی درمانی مغز استخوان را به شدت تحت تأثیر قرار می دهند، ممکن است کم خونی (بصورت کاهش انرژی انجام کارها)، کاهش پلاکتهای خونی ( بصورت خونریزی) یا کاهش گلبولهای سفید ( بصورت افزایش استعداد ابتلا به عفونتها ) ایجاد شود.

معمولاً همه کسانی که از این روش درمانی استفاده می کنند به تمامی این علائم مبتلا نمی شوند. به علاوه در طی دوره استراحت و بعد از قطع درمان تمامی این علایم برطرف می شوند.

درمانهای بیولوژیکی :

 در این روش ، بدن به تنهایی در برابر سرطانها مقابله می کند. در این روش از موادی استفاده می شود که توسط بدن یا اینکه در آزمایشگاهها ساخته می شوند تا مکانیسمهای طبیعی دفاعی بدن در برابر بیماریها جهت دهی ، تقویت و حفظ شوند. نام دیگر این روش ایمنی درمانی می باشد.

درمان زمانی جواب می دهد که سرطان در همان مراحل اولیه شناسایی شود. بسیاری از مردم از اینکه راههای پیشگیری از این بیماری جدی تا چه حد ساده است، بی خبر می باشند. اطلاعات خود را در مورد نحوه زندگی و رژیم غذایی بالا ببرید.
سرطان روده به رشد بی رویه سلول های بدخیم در داخل روده و یا مقعد اطلاق میشود. معمولا زنگ خطر از بزرگ شدن بواسیر و یا رشد پلیپ هایی در داخل روده، به صدا در می آید. بواسیر معمولا بدون اینکه هیچ گونه علامت خاصی داشته باشد به سرطان تبدیل می شود.
هرچند این سرطان دارای نشانه های زیادی نیست، اما علائم زیر بیانگر وجود سرطان در روده و یا سایر بیماری های خطرناک در روده و یا مقعد می باشند:

یبوست و یا اسهال ( برای یک مدت طولانی)

وجود خون در و یا بر روی مدفوع

نفخ و درد شکم، احساس پر بودن شکم

احساس خستگی بیش از اندازه

احساس وجود گاز در معده به طور مکرر

خالی نشدن شکم به طور کامل در هنگام دفع مدفوع

خستگی دائمی

کاهش وزن بدون وجود هیچ گونه دلیلی


رشد بیماری معمولا در ۴ مرحله انجام می پذیرد:

مرحله یک: رشد پلیپ هایی در دیواره روده

مرحله دو: سرایت سلول های سرطانی به سایر بافت های نزدیک به روده (گسترش بیماری)

مرحله سه: سرایت به گره های لنفاوی دور روده

مرحله چهار: سرایت به سایر قسمت های بدن

در حالی که دلیل قطعی سرطان روده شناخته نشده است اما اعتقاد بر این است که وراثت و محیط زیست از فاکتورهای مهم ابتلا به بیماری می باشند. این سرطان هم در مردان و هم در زنان دیده شده و تمام افراد بالای ۵۰ سال به نوعی در معرض ابتلا به آن قرار دارند. کسانی که یکی از افراد خانواده شان دارای بیماری های روده ای و یا تورم مخاط روده بزرگ بوده است دارای ریسک بیشتری برای ابتلا می باشند.
امید به درمان در مرحله اولیه بسیار بالاست. اما در مراحل بعدی درصد بهبودی تا حد بسیار زیادی کاهش پیدا می کند.
هر فرد ۵۰ ساله و بالای آن باید حتما آزمایش مدفوع بدهد و هر ۵ سال یکبار نیز “سیگموایداسکوپی” شود. در این آزمایش از یک تیوپ نازک که دارای چراغی در نوک آن می باشد برای امتحان لایه های داخلی راست روده و قسمت های انتهایی روده که معمولا بیشترین درصد سلول های سرطانی و پلیپ ها در آن جا رشد می کنند، استفاده می شود. آزمایش به هیچ وجه دردناک نبوده و در مطب پزشک هم می توان آرا انجام داد. در هر حال کلیه آزمایشات می بایست تحت نظر پزشک انجام شود.
هر ۵ تا ۱۰ سال نیز باید از طریق اشعه X از روده های شما عکسبرداری شود. در این روش ابتدا از طریق داروهای خاصی عمل تنقیه انجام شده تا هوا وارد روده ها شود و سپس عکسبرداری انجام می شود. این عکس ها می توانند تمام مشکلات احتمالی موجود در روده ها را نشان دهند. این آمایش معمولا در مطب دکتر انجام شده و نیازی به بیهوشی ندارد.
عکسبرداری از روده معمولا تنها در موارد پر خطر تجویز می شود. این تست تمام قسمت های روده را به پزشک نشان داده و در صورت لزوم امکان نمونه برداری از پلیپ های مشکوک را نیز فراهم می آورد. این آزمایش معمولا در بیمارستان انجام می شود و برای اینکه بیمار احساس ناراحتی نکند ملزم به خوردن داروهای مسکن است.
یک روش تقریبا جدید برای تشخیص سرطان وجود دارد که بسیار سریعتر و کم درد تر از عکسبرداری و استفاده از اشعهX  و تنقیه می باشد. این روش CTکلوگرافی نام دارد. در این حالت برای ۲ دقیقه به داخل روده ها هوا تزریق می شود و عکس های گرفته شده چیزی در حدود ۱۰ دقیقه بعد آماده می شوند. کل آزمایش نیز بیش از دو دقیقه به طول نمی انجامد. در این تست از یک فرستنده مارپیچ CT به همراه یک نرم افزار ویژه استفاده می شود. اختراع این دستگاه یک پیشرفت قابل توجه در حیطه شناسایی سرطان روده به شمار می رود.
اکثر پلیپ ها را می توان به راحتی خارج نمود و نیازی به جراحی نیست. در مراحل اولیه رشد سرطان، آن قسمت از روده که سرطانی شده را می توان از طریق جراحی از بدن خارج کرد. زمانیکه سرطان در داخل شکم و انتهای روده قرار داشته باشد عمل کلستومی انجام می شود. در طی این عمل یک شکاف در محل وجود سرطان ایجاد می شود و سپس آنرا از بدن بیرون می اورند. بیمار ممکن است در موارد حادتر به شیمی درمانی، پرتو درمانی و یا جراحی احتیاج پیدا کند.
تحقیقات نشان می دهد که افرادی که دارای اضافه وزن هستند و نسبت به سایرین کم تحرک تر می باشند در معرض خطر بالاتری در ابتلا به این بیماری قرار دارند. اثبات شده که پایین آوردن وزن و ورزش کردن ریسک ابتلا به بیماری را به نصف کاهش می دهد.
رژیم غذایی پر چرب میزان جریان زرداب صفرا به روده را افزایش می دهد، همانطور که می دانید این اسید در بدن برای هضم غذا استفاده می شود. محققین به این نتیجه دست پیدا کرده اند که میزان بیش از حد این اسید، سلول های سرطانی را به فعالیت وا می دارد و نهایتا ریسک رشد سرطان را زیاد می کند. دانشمندان پیشنهاد می کنند که سعی کنید روزانه بیش از ۳۰% کالری مصرفی خود را از چربی ها نگیرید.

استفاده از رژیم غذایی که سرشار از مواد فیبردار باشد می تواند سلاح مناسبی در مقابل سرطان روده باشد. فیبر قسمتی از مواد غذایی است که در حین فرایند هضم تجزیه نمی شود و به راحتی از دستگاه های گوارشی عبور می کند. فیبرها آبی که در حین عملیات گوارش آزاد می شود را جذب می کنند. این کار باعث می شود تا سوخت و ساز بدن روند هماهنگ تری پیدا کند. هرچه غذا مدت زمان کمتری در بدن باقی بماند، مواد زیان آور مدت زمان کمتری پیدا می کنند تا بتوانند به بدن آسیب برسانند. این مواد زیان آور به کمک فیبرها خیلی سریعتر دفع می شوند. بهترین منبع فیبر حبوبات، غلات، سبزیجات و میوه ها می باشد .

با تشکر-دکتر امید عابدی -۳۱ می ۲۰۱۱-سئول (کره جنوبی)

나는 모든 사람 이 모든 것을 배울 수있는 희망!
감사 - 서울 대한민국 

+ نوشته شده در  Tue 31 May 2011ساعت 18:41  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

با سلام بر همه بازدید کنندگان از وبلاگ پزشکی سلامت پاورچین – مطلبی که امروز در وبلاگم می گذارم مربوط به اضطراب و راه های درمان آن است. این مطلب را به این دلیل  روی وبلاگ می گذارم که  فصل امتحانات در ایران نزدیک است.البته من هم اکنون در کره جنوبی هستم و فکر نمی کنم در سئول فصل امتحانات باشد .البته به این دلیل از این موضوع اطلاع ندارم که کمتر از یکسال است اقامت دائم در کشور کره جنوبی اخذ کرده ام و تاکنون فرصت نشده درباره سیستم آموزشی کره ای ها تحقیق کنم ولی حتما در روز های آتی این کار را خواهم کرد و اگر خواستید درباره آن گزارشی هم در اختیارتان خواهم گذاشت.   همانطور که می دانید بسیاری از دانش آموزان با  مسئله اضطراب  درگیرند و این عامل یکی از مهمترین عوامل عدم موفقیت دانش آموزان در امتحانات و عامل شکست در بساری از کارها توسط دیگر مردم و طبقات است. این مطلب را در طبقه اول تقدیم به دانش آموزان درس خوان می کنم تا با بهره گیری از آن امتحانات را با موفقیت پشت سر بگذارند – موفق باشید.

                                            ***************

همة انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه می‌کنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب می‌شوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است.اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.بررسیها نشان می‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بیشتر شایع می‌باشد.

علایم اضطراب:

عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن
ـ تنش
ـ احساس خستگى
ـ سرگیجه
ـ تکرر ادرار
ـ طپش قلب
ـ بی‌حالى
ـ تنگى نفس
ـ تعریق
ـ لرزش
ـ نگرانى و دلهره
ـ بی‌خوابى
ـ اشکال در تمرکز حواس
ـ گوش به زنگ بودن

بسیارى از کودکان هنگام قرارگیرى در وضعیت جدید مثل روبرو شدن با افراد جدید، احساس اضطراب کرده و به‌طور خجالت‌آورى به مادر و پدر، افراد فامیل و یا وابستگان به اصطلاح «آویزان» می‌شوند.معمولاً والدین می‌توانند آنها را تشویق به خروج از «منطقه امن» بکنند. هر چند بعضى از کودکان در مقابل این شرایط مقاومت کرده و آنها را نمی‌پذیرند. به‌منظور کمک به کودکان در این موقعیت باید صبر و حوصله کافى داشت به‌طوریکه آنها احساس اعتماد به نفس کافى جهت مقابله با مسائلى که به نظرشان مشکل مى آید، راکسب کنند.بسیارى از والدین از این احساس کودکانشان آگاه نیستند تا روزى که آنان به مشکلى برخورد می‌کنند مثل روز رفتن به مدرسه و … منشاء این اضطراب در کودکان ناشناخته می‌باشد. اغلب ترکیبى از یک ترس ناشناخته و فقدان کنترل همراه با یک طبیعت ناشى از شرم و خجالت زمینة بسیارى از اضطراب کودکان را تشکیل می‌دهد.بسیارى از شکایتهاى کودکان در دوران ابتدائى مدرسه همچون درد معده یا سوزش سر دل و یا دردهاى پراکنده دیگر، ناشى از وجود یک اضطراب نهفته در کودکان است که وجود اختلاف در خانواده و نگرانى در پدر و مادر می‌تواند از علل آن باشد که این نگرانى مستقیماً به کودک انتقال یافته و با این شکایات بروز مى کند.

شایعترین اختلالات اضطرابى در کودکان و نوجوانان عبارتند از:

ـاضطراب جدایى

 Separation Anxietyـ اضطراب امتحان

 Exam Anxietyـ ترس از مدرسه (School Phobia) 

 اضطراب اجتماعى Social Anxiety

عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن:سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ به خصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ به خصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند:

عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن :

سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ به خصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ به خصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند:

نحوه رویارویی با رنج ناشی از تغییرات جسمانی:

تغییرات ناشی از دوران بلوغ را نوجوان بتدریج می پذیرد. علت اصلی نگرانی در مورد نکات دیگری همچون زودرسی و دیررسی بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغییرات جسمانی، عدم آگاهی، آگاهی ناقص یا محدود و یا اطلاعات نادرست نوجوان در زمینه های مختلف بلوغ و تغییرات جسمانی ناشی از آن است، که بهترین راه پیشگیری نیز فراهم آوردن آگاهی و بینش دقیق، صحیح و به موقع است. والدین باید قبل از پیدایش علایم ثانویه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقی، در جریان مسائلی از جمله سن بلوغ، عوامل موثر در پیدایش بلوغ و تغییرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند. والدین و مربیان با فراهم آوردن جوی آزاد و سالم باید این امکان را به نوجوان بدهد که سوالات، افکار، احساسات و احیاناً نگرانیهای خود را صادقانه مطرح و جوابهای مناسب دریافت کند و نباید بگذارند تا نوجوانان برای یافتن پاسخ سوالات خود کسانی که صلاحیت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود. در مواردی که نوجوان نمی تواند مسائل را حضوری با والدین مطرح کند، باید مربیان و اولیای مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمایی کنند و با ارائه کتابهای مناسب و بحثهای مفید، زمینه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند.

رویارویی با اضطراب ناشی از عدم پذیرش از جانب همسالان :

نتایج پژوهشی نشان داده است که ناامنی، وابستگی شدید و ناسالم نوجوان به والدین، ناتوانی یا نداشتن مهارتهای لازم در برقرار کردن روابط عاطفی، اجتماعی و اخلاقی سالم، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذیرش ارزشها و آداب و رسوم گوناگون، موجب اضطراب بسیاری از نوجوانان می شود. برای اینکه نوجوانی که تجربه های ذکر شده را نداشته است دچار اضطراب شدید نشود و یا اضطراب او ادامه پیدا نکند اقدامات زیر مفید است :

· والدین باید گرایش فرزند خود به همسالان را بدرستی درک کنند، زیرا این یک نیاز طبیعی است که بخواهد مورد توجه و حمایت همسالان قرار گیرد.

· والدین با نوجوان در مورد گزینش دوست توافق نمایند تا دچار تعارض نشود و پنهان کاری نیز نکند.

· باید سعی کنند به طور منطقی با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب، با گفتگوی ملایم و استدلال، او را متوجه نتایج نامطلوب بعضی از معاشرتها کنند.

·والدین و مربیان برای دوستان نوجوان باید اعتبار و احترام قایل باشند.

·والدین و مربیان و… باید در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان، احترام و شخصیت نوجوان را حفظ کنند.

رویارویی با اضطراب ناشی از دوگانگی و ترس از مستقل شدن:

یکی از عمومی ترین نیازهای نوجوان کسب استقلال از افراد خانواده و دیگران است. مطالعات نشان داده که اضطراب در کسانی بیشتر دیده می شود که دچار ناامنی شدید، عدم اعتماد به نفس، وابستگی ناسالم به والدین بخصوص مادر هستند. کسب استقلال در بسیاری از نوجوانان اضطراب ایجاد می کند. از جمله حالاتی که در زمینه مستقل شدن دیده می شود، تضاد و دوگانگی است، یعنی نوجوان در حالیکه می خواهد و می داند که باید مستقل شود از استقلال نیز می ترسد. برای جلوگیری از این دوگانگی والدین باید وضعیتی فرآهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس، امنیت روانی و جرات تجربه کردن، بتدریج درصدد کسب استقلال برآیند. یکی از دلایل اساسی در اضطراب ناشی از مستقل شدن، عدم آگاهی از وضعیتی است که نوجوان بعد از مستقل شدن پیدا خواهد کرد. به نوجوان باید مسئولیت و فرصت داد که در بسیاری از امور مربوط به خود اظهار عقیده کنند و تصمیم بگیرند، ولو اینکه اشتباه کنند. و نباید نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبیه یا تحقیر قرار داد بلکه باید به آنها این فلسفه را آموخت که زندگی سراسر تلاش و مبارزه است و آنها می توانند از خطاهای خود درسهای مفید بیاموزند. در نیاز نوجوانان به کسب استقلال تفاوتهای فردی وجود دارد به همین دلیل نباید آنها را مقایسه ملامت آمیز کرد زیرا گاهی باعث دلسردی، احساس نا امنی و اضطراب می شود.

رویارویی با اضطراب ناشی از بروز رفتار پرخاشگرانه:

یکی از خصوصیات بعضی از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگری کلامی یا غیر کلامی بروز می کند. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسیاری از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختیها، ارضاء صحیح نیازهای کودک، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد. اگر این اقدامات بموقع انجام نشود باید در زمان حال امکاناتی فراهم آوریم که نوجوان کمتر پرخاشگری کند و با اضطراب کمتری روبه رو شود. توصیه های زیر در این زمینه مفید است:

·والدین و دیگران باید تا حد ممکن از امر و نهی های زیاد، بی مورد و غیر اصولی خودداری کنند.

· از ایجاد ممنوعیت و محدودیتهای بی مورد که مغایر با نیاز نوجوان به کسب آزادی و استقلال است خود داری کرد.

·  با تقویت روحیه نوجوان بخصوص تکیه بر مهارتها و تواناییهای مثبت او، باید روشهای مناسب مواجهه با ناکامی را به او آموخت.

· به نوجوان باید آموخت که در مقابله با خشم به جای اینکه بدون تفکر خشمی کنترل نشده ابراز دارند منطقی برخورد کنند و بدون توهین و تحقیر به دیگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بیان کنند.

· باید به او فهماند که نحوه برخورد دیگران با او تا حدی نتیجه رفتار خود اوست.

·در برابر پرخاشگری نوجوان نباید از تنبیه یا تحقیر استفاده کرد، زیرا این رفتارها خود باعث تشدید پرخاشگری می شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها باید به نوجوان فهماند که بی اعتنایی ظاهری به پرخاشگری او حمل بر تائید یا قبول آن نیست. (ادامه دارد)

اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد که هر فردى ممکن است به یک یا چند نوع از این اختلالات مبتلا باشد:

۱ـ اختلال اضطراب فراگیر یا منتشر:Generalized Anxiety Disorder)

ترکیبى از علائم زیر در این اختلال وجود دارد:طپش قلب، تنگى نفس، اسهال، بی‌اشتهایى، سستى، سرگیجه، تعریق، بی‌خوابى، تکرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن کف دست، احساس گرفتگى گلو، نگرانى نسبت به آینده، گوش به زنگ بودن نسبت به محیط. در اضطراب فراگیر خطر واقعى وجود ندارد.

۲ـ اختلال هراس Panic Disorder

این افراد دچار حملات اضطرابى پیش‌بینى نشده‌اى می‌شوند که ممکن است ظرف چند ثانیه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان کند. مبتلایان به این اختلال می‌ترسند مبادا بمیرند، دیوانه شوند یا بی‌اختیار دست به کارهایى بزنند و یا علائم روانى ـ حسى غیرمعمول نشان دهند. سایر علائم اختلال

۳-اضطراب فراگیر :

.ـ ترسهاى اختصاصى یا ساده (Simple Phobia)شایعترین نوع ترس است. در خانمها بیشتر وجود دارد. یک نوع ترس غیرمنطقى است که طى آن فرد از مواجهه با اشیاء، فعالیتها و موقعیتهاى خاص همچون ترس از حیوانات، طوفان، بلندى، جراحت، خون و مرگ اجتناب می‌کند. در این موارد خود فرد متوجه افراطى و غیرمنطقى بودن ترس خویش است.

۴ـ ترس از مکانهاى باز (Agorophobia):

افراد مبتلا به این اختلال از وارد شدن به موقعیتهاى ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضاى باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع می‌کنند. این افراد از ترک کردن محیط منزل دچار ترس شدید هستند. این اختلال در نوجوانى شروع می‌شود و معمولاً این افراد تجربة اضطراب جدایى را در دوران کودکى داشته‌اند.

۵ـ ترسهاى اجتماعى (Social Phobia):

این نوع ترس از اواخر دوران کودکى یا اوائل نوجوانى شروع می‌شود. این افراد در مواجهه با دیگران احساس شرمسارى می‌کنند، نگران هستند که دستها و صدایشان نلرزد و سرخ نشود. معمولاً از صحبت کردن و غذا خوردن در حضور جمع، ابراز وجود کردن، انتقاد کردن، اظهارنظر کردن و اشتباه کردن می‌ترسند.

۶ـ اختلال وسواس (Obsessive-compulsive Disorder):

عبارت است از وسواس شدن افکار یا اعمال غیر ارادى، تکرارى و غیرمنطقى که فرد برخلاف میل خود آن را تکرار می‌کند. این بیمارى می‌تواند به‌صورت وسواس فکرى، وسواس عملى و یا وسواس فکرى و عملى توأم با هم باشد.در وسواس فکرى، فرد نمی‌تواند فکرى را از ذهنش خارج کند (مثل افکار پرخاشگرى یا جنسی)، یعنى یک فکر، عقیده، احساس مزاحم و تکرار شونده وجود دارد. در وسواس عملى فرد براى اجراى تکرارى عملى خاص یا سلسله اعمالى خاص احساس اجبار می‌کند مثل شستن مکرر دستها. فکر وسواسى موجب افزایش اضطراب شخص می‌گردد درحالی‌که عمل وسواسى اضطراب شخص را کاهش می‌دهد

.۷ـ اختلال استرس پس از سانحه (PTSD: Post Troumatic Stress Disorder):

این اختلال قبلاً «سندرم موج انفجار» نامیده می‌شد. معمولاً با یک استرس شدید هیجانى که شدت آن می‌تواند براى هرکس آسیب‌رسان باشد همراه است از قبیل جنگ، بلا یا سوانح طبیعى مثل زلزله، مورد حمله یا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شدید.اضطراب می‌تواند ناشى از یک وضعیت روحیـاجتماعى، فیزیکى، زیست‌شناختى، اختلالات طبى، اثرات جانبى داروها و یا ترکیبى از این موارد باشد. هنر یک پزشک در این است که اضطراب شما را در مجموعه‌اى از این عوامل تشخیص و راهنمایى کند.  

اضطراب

اضطراب می‌تواند ناشى از یک وضعیت روحیـاجتماعى، فیزیکى، زیست‌شناختى، اختلالات طبى، اثرات جانبى داروها و یا ترکیبى از این موارد باشد. هنر یک پزشک در این است که اضطراب شما را در مجموعه‌اى از این عوامل تشخیص و راهنمایى کند.

فاکتورهاى روانى ـ اجتماعى:

حالات درونى فرد و انگیزه‌هاى ناخودآگاه
ـ ناتوانى فرد در مقابله با فشارهاى محیطى مانند کار، ازدواج و مبادلات بازرگانى
ـ احساس جدایى یا طرد شدن
ـ احساس فقدان یا از دست دادن حمایتهاى عاطفى مثل مرگ همسرـ تغییرات ناگهانى محیطى یا حوادث غیرمنتظره و خطرناک از قبیل:
٭ حوادث طبیعى مثل زلزله
٭ استرس ناشى از یک بیمارى طبى
٭ استرس ناشى از داروها
٭ استرس ناشى از مصرف مواد مخدر مثل کوکایین

ـ یادگیرى در منزل و محیط مثل یادگیرى اضطرابها و ترسهاى والدین
ـ افکار و عقاید غیرمنطقى، غلط و اغراق‌آمیز در مورد خطرات موجود در موقعیتها مثل
اضطراب امتحان که همراه با افکار و عقاید غلوآمیز می‌باشد.

عوامل جسمانى و زیست‌شناختى:


ژنتیکاضطراب اغلب از زمان کودکى و طفولیت شروع می‌شود. بنابراین تشخیص علائم زود هنگام این اختلالات از اهمیت خاص کلینیکى برخوردار است. مطالعات در این زمینه روى دو قلوهایى که پدر و مادر مضطرب داشتند شروع شده و ثابت شده است که اختلالات اضطرابى به شدت در فرزندان دوقلوى والدین مصطرب، حتى آنانکه در محیطهاى مختلف بزرگ شده‌اند، بیشتر است. در این زمینه ژنهاى مخصوصى که واسطه‌هاى شیمیایى مجزایى را تولید می‌کنند شناخته شده است.ـ فعل و انفعالات شیمیاى مغز


علل طبى و اثرات داروها:

نواع و اقسام بیماریهاى طبى می‌توانند علائمى شبیه علائم اختلالات اضطرابى ایجاد کنند.ـ اثرات مصرف داروهاى روانگردان و مواد مخدرـ پرکارى تیروئید، کم‌کارى تیروئید و کمبود ویتامین ب١٢ـ وجود غده‌اى در غدة فوق کلیوى به‌نام فئوکروموستیوم، هورمون اپینفرین (Epinephrin) تولید می‌کنند که می‌تواند موجب علائم اضطرابى به‌صورت حمله‌اى شود.ـ برخى ضایعه‌هاى مغزى علائمى ایجاد می‌کنند که شبیه علائم اختلال وسواس عملى است.ـ بی‌نظیمهاى قلبى علائم جسمى اختلال هراس (پانیک) را ایجاد می‌کند.ـ کمبود قند خون (هیپوگلسیمی) می‌تواند علائمى شبیه علائم اختلال اضطرابى تولید کند.ـ و بسیارى موارد دیگر.

***ارتباط اضطراب با بیماریهای دیگر

اضطراب و کاهش قند خون:

کاهش قند خون در هر شرایطى با علائم اضطراب هماهنگى کامل دارد. یعنى در هر اضطراب قند خون کاهش پیدا می‌کند و این مطلبى است که تحقیقات جدید را به‌سوى خود منعطف کرده است.این واقعیت ما را به این مهم راهنمایى مى کند که شاید با کنترل قند خون بتوان علائم اضطراب را در افراد کاهش داد.در بعضى از موارد اضطراب بدون نیاز به درگیرى پزشک در این ماجرا می‌تواند درمان گردد. این موارد اضطراب طبیعى نام دارند که طى آن اضطراب به خوبى توسط بیمار کنترل شده و برطرف می‌شود مثل ترس ناشى از امتحان نهایى و یا ترس ناشى از مصاحبه. در چنین شرایطى استرس می‌تواند توسط اعمال و روشهاى زیر تحت کنترل درآید:ـ صحبت با شخص مورد اعتمادـ روشهاى ایجاد تمرکزـ حمام گرفتن طولانىـ استراحت در یک اتاق تاریک

ـ ورزشهاى تنفس عمیق

درمان دارویى

در گذشته داروهایى از خانوادة بنزودیازپانها مانند دیازپام (والیوم)، آلپرازولام (زانکس)، لورازپام (آتیوان) و باسپیرون در درمان اختلالات اضطرابى مورد استفاده قرار می‌گرفت.در حال حاضر استفاده از داروهاى ضدافسردگى مانندSertaline (Zoloft)، Paroxctine (Paxil)، Fluxetin (Prozac) و Venlafaxineکاربرد بیشترى دارد.تجویز داروهاى ضد اضطراب یک پدیده مشخص در تمام دنیا است. تخمین زده می‌شود که بین ١٠ تا ٢٠% از مردم در نیمکره غربى تقریباً به‌طور مرتب از این داروها استفاده می‌کنند. طبق اظهار نظر رسمى FDA(سازمان غذا و دارویى آمریکا) در سال ١٩٧٨، ده میلیون آمریکایى از داروهاى دسته بنزودیازپینها استفاده می‌کرده‌اند.عده‌اى معتقدند که این آرام‌بخشها روش مؤثر و کم هزینه‌اى در مقایسه با سایر طرق درمانى است. عده‌اى نیز بر اثرات مؤثر درمانهاى غیردارویى تأکید دارند.

درمان غیردارویى

درمان غیردارویى شامل تکنیکهاى متعددى می‌باشد. در تمام این روشها به بیمار آموزشهاى کلاسیک کسب آرامش یاد داده می‌شود و بدین‌وسیله بدن خود به مقابلة مؤثر و مستقیم با عوامل تنش‌زا برمى خیزد.ـ تن‌آرامى یا آرام‌سازى (Relaxationـ تن‌آرامى یا آرام‌سازى ()ـ مواجه‌سازى (exposure)ـ غرقه‌سازى (Flooding)ـ حساسیت‌زدایی((Desensitizationـ سرمشق‌دهى (Modeling)ـ توقف فکر (Thought Stopping) ـ و موارد دیگر

                         با تشکر -دکتر امید عابدی-سئول کره جنوبی-۱۳ می ۲۰۱۱                                     서울 - 한국
       행운을 빌어요!
난 당신 이 좋은 인생 을 바랍니다

+ نوشته شده در  Fri 13 May 2011ساعت 22:47  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

rejim-18

اغلب افراد ترجیح میدهند در طول زمستان به جای ورزش، اوقات خود را در تختخواب بگذرانند. ولی از امسال باید سعی كنید تا وزن خود را كنترل كرده و چند كیلو اضافه وزنی را كه در طول تعطیلات بدست آورده‌اید را از بین ببرید.
                                               ***********

 

1- پنج وعده غذای مختصر برای كاهش وزن
بعد از 20 سالگی، متابولیسم (سوخت و ساز) بدن در هر ده سال 10 درصد كاهش می‌یابد. كه میتواند دلیلی برای افزایش وزن باشد به این صورت كه افراد همان وعده‌های غذایی را كه در دورانی جوانی مصرف میكردند، استفاده میكنند. میتوان با این كاهش متابولیسم با تغییر دادن الگوی غذایی از سه وعده‌ی مفصل به پنج وعده غذای سبك مقابله كرد. فكر خوبی نیست كه غذای مفصلی بخورید، چون بدن شما فقط توانایی استفاده كردن از مقدار كمی غذا را دارد. كه بستگی به میزان فعالیت روزانه دارد، و البته مقدار اضافی به صورت چربی ذخیره میشود. همچنین نباید نوبت‌های میل غذا را كاهش داد یا اصلا از خوردن غذا صرف نظر كرد. چون این كار باعث خواهد شد تا بدنتان شرایط كمبود غذا را درنظر گرفته و متابولیسم را كاهش دهد، كه در طولانی مدت سبب افزایش وزن خواهد شد.

2- مواد ضروری را از قلم نیندازید
بروی تغذیه تمركز كنید، نه رژیم غذایی. بسیاری از ما از كلمه‌ی رژیم برداشت میكنیم كه باید غذاهای خوشمزه را كنار گذاشته و از مواد غذایی بی مزه استفاده كنیم و یا اصلا غذا نخوریم. این كار نتیجه‌ی معكوس خواهد داد. محروم كردن بدن از غذا و یا استفاده از رژیم‌های سخت، به ضرر متابولیسم بدن است. حتی اگر رژیم غذایی‌ای باعث شده است كه وزنتان كم شود، نتایج همیشگی نخواهد بود و احتمالا مواد مغذی ضروری را دریافت نمیكنید. كه در طولانی مدت، به روی بدن نتایج بدی خواهد داشت.

چه باید بخورید تا دچار اضافه وزن نشوید؟ جواب ساده است:
25 درصد رژیم غذایی باید از پروتئین‌های حیوانی باشد: غذاهای دریایی، تخم مرغ، مرغ، بوقلمون و گوشت گوسفند. در بخش‌های 60 گرمی از این غذاها استفاده كنید.

50 درصد رژیم غذایی باید از میوه ها و سبزیجات باشد. زیرا میوه ها و سبزیجات حاوی فیبر، ویتامین و آنتی اكسیدانت هستند. برای كاهش وزن سبزیجات حاوی كلروفیل بسیار مهم‌اند مثل كلم بروكلی، كلم پیچ و اسفناج.


25 درصد از رژیم نیز باید از دانه ها، لوبیاها و غلات باشد. همینطور جو، نان گندمی، ذرت و برنج خاكستری.

همچنین مواد پر از اسیدهای چرب و كربوهیدرات را كنار بگذارید. موادی مثل شكر، آرد سفید، برنج سفید و الكل. در طول دو یا سه هفته مزه‌ی این غذاها را فراموش خواهید كرد. و ذائقه‌ی غذایتان بهبود خواهد یافت. این امر سبب خواهد شد تا وزنتان به طور طبیعی كنترل شود.

3- مایعات بیشتر، وزن كمتر
اگر آب كافی نمی نوشید، احتمالا بدنتان الگویی برای ذخیره‌ی آب ترتیب داده است. نگه داری آب یعنی وزن اضافه. با مصرف بیشتر مایعات مواد زاید و سمی را از بدن دفع میكنید. همچنین بدن متوجه خواهد شد كه نیازی به ذخیره‌ی آب نیست. برای كاستن از ذخیره‌ی آب بدن، در طول روز آب داغ را با تكه‌های لیمو بنوشید، به خصوص قبل از غذا. مطمئن شوید كه آب مصرفیتان حاوی مواد شیمیایی نیست. برای این كار از فیلترهای آب استفاده كنید.

4- از صبح شروع كنید
هر روز صبح قبل از غذا، 2 قاشق سوپخوری آب سیب و سركه بخورید. همچنین 1 قاشق چایخوری شهد افرا را با یك لیوان آب گرم مخلوط كرده و بنوشید. این كار باعث افزایش متابولیسم و بهبود گوارش خواهد شد. هیچگاه خوردن صبحانه را فراموش نكنید! در طول روز، صبحگاه زمانی كه است بدن واقعا نیاز به انرژی دارد و اینكه انرژی جذب شده را میتوان در طول روز مصرف كرد. از غذاهای سالم استفاده كنید.

5- با گیاهان وزنتان را كنترل كنید
گیاهان چینی را معمولا برای خاصیت افزایش دهندگی متابولیسم استفاده میكنند، گیاهانی مثل گل داوودی، آسترالاگوس، جین سینگ، میوه‌ی شیزاندرا و چای سبز. بهتر است در این مورد با افراد متخصص مشورت كنید.

6- تحرك فیزیكی
همه میدانند كه ورزش بخشی جدا نشدنی در كاهش وزن است. فعالیت فیزیكی متابولیسم را افزایش داده و كالری‌های اضافی را میسوزاند. اگر میخواهید وزن كم كنید، تا جایی كه امكان دارد فعالیت كنید. مثلا به جای آسانسور از پله‌ها استفاده كنید. و هر وقت كه امكان داشت از پیاده روی به جای اتومبیل استفاده كنید. در باشگاه‌های ورزشی عضو شوید، دوچرخه سواری كنید، به كلاس حرکات موزون بروید. هر چیزی كه باعث تحرك باشد. ورزش را به صورت تفریح درآورید. با این كار وزن كم كردن مشكل نخواهد بود.

تجربه و تحقیقات نشان میدهند كه موفقیت در كاهش وزن با تمرین به مدت 4نوبت یا بیشتر در طول هفته بدست می‌آید. اگر احساس میكنید اضافه وزن شدیدی دارید، تمرینات را آرام و به تدریج شروع كنید. مثلا با 5 دقیقه در روز ورزش، تمرینات را شروع كنید. ولی این كار را هر روز انجام دهید. این مدت را مثلا در هر آخر هفته دوبرابر كنید. همینطور ادامه دهید، تا مشكل اضافه وزن را از بین ببرید
 
                                 دکتر امید عابدی -۵ می ۲۰۱۱-سئول -کره جنوبی
                                                     서울 - 한국 - 행운을 빕니다
                                                      ! ! 감사합니다
                

 

 

+ نوشته شده در  Thu 5 May 2011ساعت 18:57  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

رشد قد فرایندی طبیعی و عمدتاً موروثی است که می‌توان از طرق مختلف به پیشرفت این روند کمک کرد اما این را هم باید به یاد داشت که افزایش قد فرایندی یک شبه نیست. فرد باید این روش‌های طبیعی را روزانه و بطور مداوم به کار گیرد تا در دراز مدت به نتیجه مطلوب برسد.

رشد قد از زمان تولد تا پایان دوران بلوغ ادامه دارد. در طول این مدت از طریق رژیم‌های غذایی مناسب و تمرینات خاص ورزشی می‌توان میزان رشد را افزایش داد. در پسرها بیشترین میزان افزایش قد از سن ۱۳ تا ۲۰ سالگی و در دختران از ۱۱ تا ۱۸ سالگی است.

از آنجا که میزان ترشح هورمون تستسترون در پسرها بیشتر است، رشد استخوان‌ها در آنها بیشتر بوده و در نتیجه آنان در مقایسه با دختران قد بلند می‌شوند.

تمرینات ورزشی

تمرینات ورزشی مخصوص افزایش قد باید صبح زود انجام شود. این تمرینات شامل حرکات کششی، یوگا، آویزان شدن از بارفیکس، شنا و... است.

یوگا

یوگا یکی‌ از ورزش‌هایی است که علاوه بر اینکه سلامت فرد را تقویت می‌کند به رشد قد در او کمک می‌کند (در شرایطی که فرد در مرحله رشد باشد) از طریق تمرینات یوگا ستون فقرات کشش پیدا می‌کند و در نتیجه ماهیچه‌های ستون فقرات تقویت می‌شود. این حرکات باعث می‌شود مایع میان دیسک‌های ستون فقرات افزایش پیدا کند.

حرکات کششی

یکی‌ از مؤثرترین تمرینات برای افزایش قد حرکات کششی است که هر کس بدون نیاز به لوازم ورزشی می‌تواند آنها را انجام دهد. به کمک این حرکات ماهیچه‌ها تقویت می‌شوند، غضروف ستون فقرات ضخیم‌تر شده و در نهایت باعث افزایش قد می‌شود.

بارفیکس

فرد بایست روزانه چند مرتبه و هر بار ۱۰ تا ۲۰ ثانیه از بارفیکس آویزان شود. جاذبه زمین باعث به هم فشرده شدن ستون فقرات می‌شود و بافت‌های اطراف آن را نازک‌تر می‌کند و در نتیجه قد کوتاه‌تر می‌شود. آویزان شدن از بارفیکس برعکس جاذبه زمین عمل می‌کند و باعث افزایش قد می‌شود.

شنا

از میان انواع شنا، شنای قورباغه بیشتر از بقیه به کشش ستون فقرات کمک می‌کند. از طرفی‌ نیز شناور بودن در آب اثر جاذبه زمین را خنثی کرده و از این رو در افزایش قد مؤثر است.

تغذیه

در کنار ورزش، تغذیه مناسب نیز در رشد قد مؤثر است. یک رژیم غذایی مناسب باید هر ۶ گروه غذایی (میوه جات، سبزیجات، پروتئین‌ها، حبوبات، چربی‌ها و غلات) را شامل شود. تحقیقات نشان داده ویتامین آ، پروتئین و روی بیشترین تأثیر را در افزایش قد دارند.

ویتامین ها

ویتامین آ علاوه بر اینکه برای رشد بدن ضروری است، برای بینایی و دستگاه ایمنی و پوست نیز مفید است. کمبود این ویتامین جلوی رشد استخوان‌ها را می‌گیرد. با این حال باید توجه داشت مصرف بیش از حد این ویتامین عوارض جانبی به دنبال دارد.

مواد غذایی نظیر هویج، پرتقال، لیموترش، جگر، ماهی قزل آلا، گوجه فرنگی و... سرشار از ویتامین آ است.

ویتامین دی نیز به رشد افراد کمک زیادی می‌کند، از این رو مصرف این ویتامین برای کودکان ضروری است. کمبود ویتامین دی در کودکان میزان رشد را پائین می آورد. ریزمغذی روی به رشد، سلول سازی و بازسازی بافت‌های بدن کمک می‌کند.

کمبود روی مشکلاتی نظیر مشکلات گوارشی را به دنبال دارد. این ماده در شیر، تخم مرغ، سبزیجات، غلات و غذاهای دریایی موجود است. مصرف روزانه ۱۵ میلی‌گرم از این ماده برای نوجوانان در حال رشد توصیه می‌شود.

پروتئین‌ها

پروتئین‌ها به رشد بدن و بازسازی بافت های بدن کمک می‌کند. مصرف روزانه ۴۵ تا ۵۵ گرم پروتئین در سن رشد توصیه می‌شود.

دکتر امید عابدی-سئول کره جنوبی-3 می 2011-

   널리 인간 세계를 이롭게 하라      

+ نوشته شده در  Tue 3 May 2011ساعت 19:34  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 
                                  

آیا از میزان قد خود راضی هستید؟ آیا هرگز آرزو کرده‌اید که ای کاش کوتاه‌تر یا بلندتر بودید؟

بعضی‌ها آرزو می‌کنند ای کاش بلندقدتر بودند و می‌توانستند یک بازیکن بسکتبال مشهور شوند…

اما باید بدانیم که قد ما به دلخواه ما تنظیم نمی‌شود و تحت تاثیر قد والدین ماست.

سوال‌ها و شایعات در خصوص عوامل موثر بر افزایش قد بسیار است.

آیا میزان قد قابل پیش‌بینی است؟ آیا کف پای بلند به معنی بلندقد شدن است؟ آیا قهوه موجب کوتاهی قد می‌شود؟

این مطلب را بخوانید تا دریابید چرا قد شما همین اندازه است و بلندتر یا کوتاه‌تر نیست.

میزان افزایش قد در طول زندگی

سرعت رشد قدی در طول زندگی متغیر است.

قد نوزاد هنگام تولد به طور متوسط ۸/۵۰ سانتی‌متر است.

تا سن ۲ سالگی، کودک سریع رشد می‌کند و ۵۶/۳۵ سانتی‌متر به قد او اضافه می‌شود و پس از آن روند رشد آهسته پیش می‌رود.

از ۲ سالگی تا شروع بلوغ حدود ۳۵/۶ سانتی‌متر در سال به قد اضافه می‌شود.

وقتی فرد وارد دوران بلوغ می‌شود، رشد قدی جهش پیدا می‌کند و در دوران بلوغ هر سال ۶۲/۷ تا ۷/۱۲ سانتی‌متر به قد اضافه می‌شود.

از سن ۴۰ تا ۵۰ سالگی به بعد، رشد قدی حتی در افراد سالم به آرامی کاهش می‌یابد.

البته اعدادی که در بالا گفته شد تقریبی هستند و ممکن است در افراد مختلف کمی با هم متفاوت باشند.

عواملی که قد را تعیین می‌کنند

قد نهایی افراد بر اساس عوامل متعددی شکل می‌گیرد. این عوامل شامل تغذیه، ژنتیک و سلامت کلی بدن است.

بعضی از هورمون‌ها در رشد و افزایش قد در طول زندگی و دوران بلوغ موثرند. این هورمون‌ها شامل هورمون رشد، هورمون تیروئیدی، کورتیزول و هورمون‌های جنسی (استروژن و تستوسترون)‌ هستند.

حتما می‌دانید که جنس نیز روی رشد قدی تاثیر می‌گذارد. جهش رشد که در دوران بلوغ رخ می‌دهد، در دخترها ۲ سال زودتر از پسرها آغاز می‌شود، اما به نظر می‌رسد پسرها هنگام آغاز جهش رشد بلندقدترند. بلندقدی مردان نسبت به زنان (حدود ۷/۱۲ سانتی‌متر)‌ به رشد بیشتر پسرها طی جهش رشدی و داشتن قد بلندتر پیش از شروع جهش رشدی در پسرها مربوط می‌شود. بنابراین با این که جهش رشدی در دخترها زودتر آغاز می‌شود، قد نهایی معمولا در پسرها بلندتر است.

ژنتیک نقش مهمی در تعیین قد دارد. در بهترین شرایط تغذیه‌ای و سلامتی، عاملی که بیشترین تاثیر را در تعیین قد نهایی فرد دارد، ژن‌ها هستند.

فرزندان یک خانواده که غذای مشابهی مصرف می‌کنند و در یک محیط زندگی می‌کنند، قدهای متفاوتی دارند؛ به این دلیل که ترکیب ژنی آنها با هم فرق دارد. اختلالات ژنتیکی می‌توانند باعث کوتاهی قد شود.

تاثیر غذاها بر کوتاهی قد

بیشترین تاثیر رژیم غذایی بر قد در کودکان مبتلا به سوء‌تغذیه‌ای دیده می‌شود که عقب‌افتادگی رشد و قد کوتاهی دارند.

رژیم غذایی مناسب در کودکی و عدم ابتلا به بیماری باعث می‌شود کودک به حداکثر قد خود برسد.

هنوز شواهد کافی برای این‌که قهوه یا نوشیدنی‌های کافئین‌دار موجب کاهش رشد می‌شوند، وجود ندارد.

در بعضی مطالعات عنوان شده است کودکانی که بیش از اندازه (بیش از ۳۵۰ میلی لیتر در روز) آبمیوه مصرف می‌کنند، دچار چاقی و کوتاهی قد می‌شوند، اما مطالعات دیگری این مطلب را نقض کرده‌اند.

عواملی که موجب کوتاه‌قدی می‌شوند

بیشتر آنهایی که کوتاه‌قد هستند بیماری خاصی ندارند، بلکه والدین کوتاهی دارند یا تاخیر رشد دارند و در بزرگسالی به قد مناسبی می‌رسند.

نوزادان نارس معمولا موفق نمی‌شوند به قد پیش‌بینی‌‌شده دست یابند و کوتاه‌تر باقی می‌مانند.

هر بیماری جدی و بعضی‌ داروهایی که برای درمان آن بیماری استفاده می‌شوند، می‌توانند روی قد تاثیر بگذارند، مثلا نارسایی کلیه، سیستمیک فیبروز و اختلالات روده‌ای که جذب مواد غذایی را کاهش می‌دهند از این دسته‌اند.

دیابتی که در دوره کودکی آغاز شود (معمولا دیابت نوع یک) باعث کوتاه‌قدی می‌شود، اما تشخیص به موقع و درمان، از شدت کوتاهی قد می‌کاهد.

پوکی استخوان و خشک‌شدن دیسک‌های بین‌مهره‌ای موجب می‌شود با افزایش سن، قد افراد کمی کوتاه‌تر شود.

کم‌کاری تیروئید، باعث کاهش هورمون تیروئید شده و اگر در دوره کودکی رخ دهد، علاوه بر خستگی، عملکرد نامناسب در مدرسه، یبوست و عدم تحمل سرما، موجب کوتاه‌قدی نیز می‌شود.

اگر کودک دچار کمبود هورمون رشد شود، طی جهش رشدی به اندازه کافی رشد نمی‌کند و کوتاه‌تر باقی می‌ماند.

استفاده از کورتون برای مدت طولانی در کودکی موجب عقب‌ماندگی رشد می‌شود. کورتون‌ها برای درمان بیماری‌هایی چون کرون، کولیت اولسرو، آسم یا التهاب مفاصل استفاده می‌شوند ولی معمولا خط نهایی درمان هستند.

پس نگران نباشید. اگر از نظر جسمی سالم هستید، قدتان به حدود قد پدر و مادرتان خواهد رسید و وقتی به قد بلوغ خود رسیدید، دیگر قدتان تقریبا در همین حد باقی خواهد ماند.

هر وقت در رابطه با قد خود یا فرزندتان دچار نگرانی شدید، با پزشک مشورت کنید و اگر از قدتان راضی نیستید، قهوه یا آبمیوه را سرزنش نکنید.

دکتر امید عابدی-سئول کره جنوبی-3 می 2011-

   널리 인간 세계를 이롭게 하라      

 

+ نوشته شده در  Tue 3 May 2011ساعت 19:19  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 
 
 


 
دیالیز چیست؟
کلیه ها مسئول فیلتر کردن و در واقع تصفیه کردم مواد زائد از خون هستند. دیالیز عملیاتی است که جایگزینی برای بسیاری از وظائف و مسئولیت های طبیعی کلیه ها می باشد. کلیه ها دو عضوی هستند که در هر دو طرف پشت حفره شکم قرار گرفته اند. دیالیز به افراد این امکان را می دهد، با اینکه دیگر کلیه هایشان به خوبی کار نمی کند، بتوانند زندگی خوب و مفیدی را بگذرانند.
دیالیز با انجام عملکردهای کلیه های از کار افتاده، به بدن کمک می کند. کلیه ها نقش های مختلفی در بدن دارند. یکی از وظائف مهم و اصلی کلیه ها، تنظیم توازن آب بدن است. آنها اینکار را با تنظیم مقدار ادرار که به طور روزانه از بدن خارج می شود، انجام می دهند. در روزهای گرم، بدن بیشتر عرق می کند. درنتیجه، آب کمتری باید از کلیه ها دفع شود. در روزهای سرد نیز که بدن کمتر عرق می کند، برای حفظ توازن مناسب در بدن، خروج ادرار باید بیشتر باشد. این وظیفه کلیه هاست که کار تنظیم مایعات بدن را توسط خروج ادرار انجام دهند.
 
یکی دیگر از وظائف اصلی کلیه ها خارج کردن مواد زائدی است که بدن در طول روز تولید می کند. در عملکردهای مختلف بدن، سلول ها انرژی مصرف می کنند. عملکرد سلول ها مواد زائدی تولید می کند که باید از بدن بیرون روند. وقتی این مواد زائد به اندازه کافی از بدن دفع نشوند، در بدن جمع می شوند. بالا رفتن میزان این مواد زائد در بدن، آزوتمیا نام دارد که با آزمایش خون سنجیده می شود. وقتی مواد زائد در بدن جمع می شوند، حال بدی در بدن ایجاد می شود که اورمی یا اوره خونی نامیده میشود.
چه زمان بیماران به دیالیز نیاز پیدا می کنند؟
بیماران معمولاً زمانیکه مواد زائد بدنشان آنقدر زیاد می شود که به خاطر آن ناراحتی در بدنشان ایجاد میگردد، نیاز به انجام دیالیز پیدا می کنند. سطح مواد زائد معمولاً کم کم در بدن افزایش می یابد. پزشکان مواد شیمیایی مختلفی را در خون اندازه گیری می کنند تا ببینند چه زمان دیالیز برای بیمار لازم می شود. دو مورد از مهمترین مواد شیمیایی موجود در خون که برای این مورد اندازه گیری می شوند، کراتینین و نیتروژن اوره خون است. وقتی مقدار این دو ماده در خون بالا می رود، نشاندهنده این است که توانایی کلیه ها برای تصفیه بدن از مواد زائد پایین آمده است.
پزشکان برای سنجش سطح عملکرد و فعالیت کلیه ها از آزمایش ادرار، تصفیه کراتینین، استفاده می کنند. بیمار ادرار را در ظرفی مخصوص برای یک روز کامل نگهداری می کند. مواد زائد موجود در ادرار و خون با اندازه گیری مقدار کراتینین، سنجیده می شوند. با مقایسه سطح این ماده در خون و ادرار، پزشک تشخیص می دد که کلیه ها کار می کنند یا خیر. نتیجه این عمل تصفیه کراتینین نامیده می شود. معمولاً وقتی آزمایش تصفیه کراتینین تا cc/minute 12-10 پایین می آید، بیمار به دیالیز نیاز دارد.
پزشک از شاخص های دیگری نیز برای تعیین وضعیت بیمار استفاده می کند تا درمورد نیاز او به دیالیز تصمیم بگیرد. اگر بیمار ناتوانی عمده ای در استخراج مواد زائد از بدن داشته باشد، یا اگر دچار بیماری های قلبی، ریه، معده و زا این قبیل بود، یا با حس چشایی یا جس در پاهای خود مشکل داشت، باوجدیکه ممکن است تصفیه کراتینین تا آن میزان که گفته شد پایین نیامده باشد، باز دیالیز توصیه می شود.
انواع دیالیز
دیالیز دو نوع اصلی دارد: "همو دیالیز" و "دیالیز پریتونیل". در همودیالیز برای خارج کردن مواد زائد و آب اضافی از بدن از یک نوع فیلتر خاص استفاده می کنند. در دیالیز پریتونیل از مایعی که با یک لوله پلاستیکی در حفره شکم بیمار قرار داده می شود، مواد زائد و آب اضافی از بدن خارج می شود.
در همودیالیز، خون بدن بیمار از یک فیلتر در دستگاه دیالیز که غشای دیالیز نامیده می شود عبور می کند. در این عملیات، یک لوله پلاستیکی خاص بین یک سرخرگ و سیاهرگ در دست یا پا قرار داده می شود. گاهی اوقات، یک ارتباط مستقیم بین سرخرگ و سیاهرگ در دست برقرار می شود. این عملیات Cimino Fistula نامیده می شود. سوزن ها بین این پیوند قرار داده شده و خون زا طریق دستگاه فیلتر به داخل دستگاه دیالیز و دوباره به داخل بدن بیمار رانده می شود. در دستگاه دیالیز، محلولی در آن طرف فیلتر مواد زائد را از بدن بیمار دریافت می کند.
در دیالیز پریتونیل از بافت های داخل شکم خود بیمار بعنوان فیلتر استفاده می شود. روده ها داخل حفره شکم، در فضای بین دیواره شکم و مهره های پشت قرار دارند. یک لوله پلاستیکی که بول دیالیز نامیده می شود، از طریق دیواره شکم، داخل حفره شکم قرار داده می شود. سپس یک مایع خاص را وارد حفره شکم کرده که روده ها را شستشو می دهد. دیواره روده بعنوان یک فیلتر بین این مایع و جریان خون عمل می کنند. با استفاده از انواع مختلف محلول ها، مواد زائد و آب اضافی را می توان با این عملیات از بدن بیمار خارج کرد.
بیمار طی دیالیز چه می کند؟
همودیالیز: درمان همودیالیز در واحد همودیالیز صورت می گیرد. واحد همودیالیز یک ساختمان خاص است که با دستگاه هایی تجهیز شده است که درمان دیالیز را انجام می دهند. این واحد همچنین مکانی است که بیماران می توانند برای رژیم غذایی یا نیازهای اجتماعی خود مشاوره بگیرند.
بیماران باید معمولاً سه بار در هفته به واحد دیالیز مراجعه کنند. برای مثال، شنبه/دوشنبه/چهارشنبه ها یا یکشنبه/سه شنبه/پنجشنبه ها. قبل از درمان، بیماران خود را وزن میکنند تا مقدار مواد زائدی که از دیالیز قبل تا به آن زمان در بدن آنها جمع شده است، تشخیص داده شود. آنگاه بیماران روی صندلی های مخصوص می نشینند که مثل صندلی راحتی است. ناحیه پیوند (پیوند بین سرخرگ و سیاهرگ)، کاملاً تمیز می شود. سپس دو سوزن به داخل پیوند فرو می شود. یکی از این سوزن ها خون را به داخل دستگاه می برد که در آنجا تصفیه می شود و سوزن دیگر، خون تصفیه شده را به داخل بدن بیمار برمی گرداند.
درمان 2 تا 4 ساعت طول می کشد. طی این ساعات، پرسنل دیالیز بطور مداوم فشار خون بیمار را چک می کنند و دستگاه دیالیز را تنظیم می کنند تا مطمئن شوند که مقدار درستی مایع از بدن بیمار خارج شده است. بیماران می توانند در این فاصله مطالعه کنند، بخوابند یا سایر کارهای خود را انجام دهند.
دیالیز پریتونیل
در دیالیز پریتونیل لازم است که بیمار نقش فعالتری را در درمان خود داشته باشد. یکی از مهمترین مسائل مسئولیت بیمار برای حفظ یک سطح صاف بر روی شکم است که درمان روی آن انجام می شود تا از عفونت جلوگیری شود.
در این عملیات، بیمار ابتدا خود را وزن می کند تا مایع مناسب انتخاب شود. آنگاه بیمار ماسکی زده و محل بول پریتونیل را تمیز میکند. مایعی که اجازه داده شده در حفره پریتونیل بماند به کیسه پلاستیکی که قبلاً مایع در آن بود، برده می شود. سپس بیمار آن کیسه را قطع کرده و کیسه ی یک محلول جدید را مرتبط می کند که باید به داخل حفره پریتونیل کشیده شود. وقتی مایع درون بدن است، کیسه جدید لوله شده و تا درمان بعد درون لباس زیر بیمار قرار داده می شود. این عملیات معمولاً 30 دقیقه زمان می برد و باید 5 بار در هفته انجام شود.
مزایای انواع مختلف دیالیز
هر دو نوع دیالیز، همودیالیز و دیالیز پروتنیل، مزایا و معایبی دارند. بستگی به بیمار دارد که تصمیمی بگیرد کدامیک از این عملیات برحسب شیوه زندگی وی، سایر بیماری ها، سیستم حمایتی، و میزان مسئولیت پذیری او در برنامه درمانی، برای او بهتر است. هر بیمار باید از دیدگاه خود به این دو نوع روش درمانی نگاه کند.
بیماران صرفنظر از نوع دیالیز که انتخاب می کنند، مسئولیت های مختلفی از قبیل دنبال کردن یک برنامه غذایی، توجه به میزان مصرف مایعات خود و مصرف ویتامین ها و سایر داروها برای کنترل فشار خون و توازن کلسیم و فسفات، بر عهده دارند.
برای بسیاری از بیماران، یکی از مهمترین مزیت های همودیالیز این است که هیچ مشارکتی در درمان ندارند. تنها کاری که باید بکنند این است که تا بیمارستان یا کلینیک مخصوص دیالیز بروند. علاوه بر این در همودیالیز رژیم غذایی . کنترل مایعات بدن سخت تر از دیالیز پریتونیل است.
برای آندسته از بیمارانی که درمان های مستقل تری را ترجیح می دهند، دیالیز پریتونیل برنامه تغییرپذیرتری دارد و می تواند در خانه هم انجام گیرد. اما هنوز هم باید روزانه ساعتی را صرف عملیات دیالیز کند اما می تواند زمانبندی آن را برحسب کارهای خود تنظیم کند. از اینها گذشته، دیالیز پریتونیل باید هر روز هفته انجام شود.
مهمترین مشکل دیالیز پریتونیل احتمال عفونت است. بیمار یک لوله پلاستیکی دارد که از حفره پریتونیل به خارج بدن می رود و این می تواند احتمال وارد شدن باکتری را به بدن افزایش دهد.
بیماران چطور اطلاعات خود را درمورد دیالیز افزایش دهند؟
منابع اطلاعاتی بسیار زیادی در دسترس بیماران دیالیزی وجود دارد. پزشک بیمار معمولاً نوارهای ویدئویی در اختیار دارد که در آن تکنیک های دیالیز، مزیت ها و معایب هرکدام خیلی خوب توضیح داده شده است.
دیالیز در یک نگاه
دیالیز عملیاتی است که می تواند جایگزین بسیاری از وظائف طبیعی و عادی کلیه ها باشد.
دیالیز به بیماران نارسایی کلیه امکان می دهد تا زندگی خوب و پرباری داشته باشند.
دیالیز دو نوع دارد: همودیالیز و دیالیز پریتونیل.
هر نوع از دیالیز مزایا و معایبی برای خود دارند. بیماران می توانند برحسب نیاز های خود نوع دیالیز مناسب برای خود را انتخاب کنند.

                                                                                            با تشکر- دکتر امید عابدی

+ نوشته شده در  Mon 25 Apr 2011ساعت 21:37  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

طبق آمار، به طور تقريبي يك نفر از هر 10 نفر، دست كم يك بار سابقه خونريزي شديد از بيني داشته است ...
نمایش اندازه واقعی

خون‌ريزي ممكن است جزيي و يا خيلي شديد باشد. در واقع بعد از خونريزي‌هاي قاعدگي، خون‌ريزي بيني شايع‌ترين خون‌ريزي در انسان است كه به علت پارگي عروق مخاط بيني اتفاق مي‌افتد.

دكتر لوئيس لوري- استاد بيماري هاي گوش و حلق و بيني دانشگاه تگزاس- مي‌گويد: «بيني ما شبيه بيني حيوانات، خيس، مرطوب و لغزنده نيست، اما بيني انسان هم روزانه مقدار زيادي ماده مخاطي ترشح مي‌كند كه 95 درصد آن را آب تشكيل مي‌دهد و باعث مرطوب شدن هوايي مي‌شود كه به ريه‌ها مي‌فرستيم.

با بالا رفتن سن و پير شدن افراد، از رطوبت بيني كاسته مي‌شود و غشاء ظريف داخل بيني خشك و شكننده مي‌شود كه با وارد شدن كوچك‌ترين فشاري، سياهرگ ها و سرخرگ ها پاره شده و موجب بروز خون‌ريزي از بيني مي‌شود.»

علل خون ريزي بيني

شايع‌ترين علت خونريزي بيني، ضربه (تروما) تلقي مي‌شود. ضربه‌هاي خفيف، نظير دست كاري بيني با انگشت، سبب از بين رفتن ترشحات طبيعي كه محافظ پوست و عروق هستند، مي شود و منجر به خون‌ريزي بيني مي‌گردد.

افراد با فشار خون بالا نيز مستعد خون‌ريزي بيني هستند. اين مشكل در ميان افراد مسن و به خصوص زنان يائسه كه موجب جمع و خشك شدن بافت‌هاي بدن از جمله مخاط بيني مي‌شود، رايج‌تر است.

دست كاري بيني با انگشت،فشار خون بالا، تحريك غشاء مخاط بيني توسط جسم خارجي، تخليه شديد بيني به هنگام سرماخوردگي، خشكي مخاط در فصل زمستان، يا تحريك آن زير آفتاب شديد تابستان، عفونت‌هاي بيني و پوليپ يا مصرف برخي از داروها از عوامل بروز خون ريزي بيني هستند.

بيماران معمولاً از خونريزي هر دو سوراخ بيني شكايت دارند، در حالي كه در حقيقت يك سوراخ بيني خونريزي دارد و مشكلي جدي تلقي نمي‌شود، اما آزاردهنده بوده و ايجاد ترس مي‌كند.

صرف نظر از اينكه خونريزي در اثر كدام يك از عوامل فوق ايجاد شده است، آنچه در ميان همه موارد يكسان مي باشد، انجام راه كارهايي جهت جلوگيري از خروج هر چه بيشتر خون از بيني است.

راه حل هايي ساده براي بند آوردن خون ريزي بيني

خونسردي خود را حفظ كنيد.

اگر هنگام خونريزي به حالت دراز كشيده قرار گرفته و بنا به توصيه ي عامه مردم سرتان را عقب مي‌گيريد، بايد به شما تذكر دهيم كه ممكن است مقدار زيادي خون وارد حلق شما شده و احساس خفگي در شما ايجاد كند، بنابراين صاف بنشينيد.

راست و مستقيم بنشينيد، سر را به جلو خم كنيد تا خون به گلو وارد نشود.

با ملايمت هر نوع لخته خون را كه مي تواند از بسته شدن رگ ها و قطع خون ريزي جلوگيري كند، از دماغ خارج سازيد (با فين كردن ملايم).

در حالي كه بالاتنه خود را به جلو خم كرده‌ايد، دهان خود را باز نماييد. در اين حالت مي‌توانيد خون را تف كرده و آن را قورت ندهيد. سرانجام بالاتنه بايد به حالت معمول درآيد.

اگر براي مدت  5 تا 7 دقيقه بيني را در سمت خونريزي به روي تيغه بيني با انگشت دست بفشاريد، بسياري از خونريزي‌هاي بيني، مهار مي‌شوند. ولي بهتر است مدت 20 دقيقه بيني را با انگشتان دست فشار دهيد(مانند تصوير بالا).

دكتر آمون، متخصص گوش و حلق و بيني معتقد است: بعضي اوقات افراد نمي‌‌دانند كجا را فشار دهند، اما بيني طوري طراحي شده كه انگشتان مي‌توانند به راحتي قسمت نرم بيني را از خارج بگيرند.

نوعي درمان سنتي وجود دارد كه براي بند آمدن خون ريزي بيني اثرات مثبتي را به همراه داشته است و آن عبارت است از چكاندن چند قطره آب ليموي تازه در مجراي بيني.

توصيه مي‌شود كه براي متوقف كردن خون‌ريزي بيني، از فرو كردن پنبه يا دستمال در بيني خودداري كنيد. زيرا ممكن است هنگام درآوردن آنها  دچار مشكل شويد و مخاط بيني بيشتر دچار آسيب شود.

قرار دادن كيسه يخ بر روي تيغه مياني بيني و حتي پيشاني، مي‌تواند در قطع خونريزي تأثيرگذار باشد، زيرا سرما سبب انقباض رگ‌ها شده و لخته سريع‌تر تشكيل مي‌شود و بالاخره خونريزي پايان مي‌يابد.

علاج واقعه قبل از وقوع

نكاتي نيز وجود دارد كه با پرداختن به آنها مي‌توان از بروز خون‌ريزي بيني جلوگيري كرد و در واقع علاجي براي واقعه، قبل از وقوع آن است:

مخاط بيني را مرطوب كنيد. درصد بالايي از خون‌ريزي‌هاي بيني به دليل خشكي مخاط بيني رخ مي‌دهد كه توصيه اغلب پزشكان، شست و شوي روزانه بيني با سرم فيزيولوژيك يا آب نمك رقيق در صبح و شب است.

دوم اينكه از پمادهاي نرم كننده مخاط، در صورت افزايش خشكي استفاده كنيد و سومين نكته اين است كه هواي خانه را هميشه مرطوب نگه داريد، اين كار را مي‌توانيد با استفاده از دستگاه‌‌هاي مرطوب كننده هوا (بُخور)  انجام دهيد.

اجسام سنگين را بلند نكنيد. گرچه فشار مستقيم روي رگ ها باعث بند آمدن خون مي‌شود، اما فشاري كه از داخل رگ ها وارد مي‌شود باعث جريان مجدد خون مي‌شود، مخصوصاً  اگر سابقه خون‌ريزي داريد، از بلندكردن اشياء سنگين كه به رگ ها فشار وارد مي‌كنند، پرهيز نماييد.

ويتامين‌ها را فراموش نكنيد. اگر شما از آن دسته افرادي هستيد كه استعداد خون دماغ شدن داريد، به قدر كافي ويتامين C بخوريد، زيرا ويتامين C ماده‌اي حياتي براي تشكيل كلاژن است و به حفظ سلامتي عروق كمك مي‌كند.

ويتامين K هم يكي از ويتامين‌هايي است كه در انعقاد خون نقش دارد.

مصرف روزانه 60 ميلي گرم ويتامين C و 80 ميكروگرم ويتامين K براي جلوگيري از خون‌ريزي بيني توصيه مي‌شود.

مراقب مصرف آسپرين باشيد. از آنجايي ‌كه آسپرين از دسته داروهاي رقيق كننده خون به شمار مي‌آيد، ممكن است از بروز لخته و انعقاد خون جلوگيري كرده و در صورت تكرار خون‌ريزي ها، با پزشك خود مشورت كنيد.

زمان اقدامات فوري

اگر بيش از 20 دقيقه بيني را فشار داديد و خون‌ريزي آن متوقف نشد، بايستي به سرعت به پزشك مراجعه كنيد.

اگر احساس كرديد كه پس از گرفتن بيني، زماني كه مي‌نشينيد يا مي‌ايستيد، خون به طرف گلو فرو مي‌رود، ممكن است علامت آن باشد كه خون دماغ از ته گلو ايجاد شده است (اين اتفاق به كرات براي سالمندان مي‌افتد). در اين صورت اگر اقدام فوري به عمل نياوريد، ممكن است خون بدن را به سرعت از دست بدهيد، زيرا در اين حالت رگ هاي بزرگتري كه در پشت بيني واقع شده‌اند، تحت تأثير قرار گرفته‌اند

+ نوشته شده در  Wed 20 Apr 2011ساعت 0:1  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 
ایدز چیست ؟
 ایدز (AIDS) مخفف Acquired Immune Deficiency Syndrome به معنی سندرم نقص ایمنی اكتسابی می‌باشد.
وقتی سیستم ایمنی آسیب ببیند، نه تنها در برابر ویروس HIV (كه در آغاز به آن صدمه زده) بلكه نسبت به بقیه عفونتها هم آسیب پذیر می‌شود و دیگر قادر به كشتن میکربها و ویروسهایی كه قبلاً برایش مشكلی ایجاد نمی‌كردند ،نیست لذا با گذشت زمان، افراد آلوده به HIV بیشتر و بیشتر بیمار می‌شوند و معمولاً سالها پس از آلودگی به یكی از بیماریهای خاص٬ شدیداً مبتلا می‌شوند و در این زمان گفته می‌شود كه آنها به ایدز مبتلا شده‌اند. بنابراین  زمانی كه فرد آلوده به ویروس HIV برای اولین بار به یك بیماری جدی مبتلا شود و یا وقتی كه تعداد سلولهای ایمنی باقیمانده در بدن او از حد معینی كمتر شود، مبتلا به بیماری ایدز شناخته می شود.
ایدز یك مرحله كاملاً جدی است كه بدن، دفاع بسیار كمی در برابر انواع عفونتها دارد. در واقع هر فرد آلوده به ویروس HIV ، الزاما مبتلا به ایدز نمی باشد اما در طول مدت آلودگی خود، می تواند دیگران را آلوده کند.
  
HIV چیست ؟
 HIV مخفف Human Immunodeficiency Virus  به معنی "ویروس نقص ایمنی انسان" می‌باشد.  ویروس ، یك ذره زنده خیلی كوچك است كه می‌تواند تكثیر و پخش شود اما برای زندگی نیاز به موجود زنده دیگری دارد. وقتی ویروس، سلولی را آلوده كند شروع به تكثیر در داخل آن سلول می‌كند كه در نهایت منجر به آسیب آن سلول می‌شود.  ویروسهای مختلف به سلولها و بافتهای مختلفی از بدن حمله می‌كنند. برخی ویروسها به پوست، برخی به دستگاه تنفسی و … حمله می‌كنند ، در حالیکه HIV به خود سیستم ایمنی حمله می‌كند و این خصوصیت ویروس است که آنرا خطرناک کرده است. سیستم ایمنی، گروهی ازسلولها هستند كه بدن را در برابر انواع عفونتها محفاظت می‌كند و بدون آنها٬ توانایی بدن برای مبارزه با نواع عفونتها تضعیف می‌شود. لذا وقتی ویروس HIV وارد بدن فردی شود به تدریج قدرت دفاعی بدن وی ضعیف می شود و این فرد در برابر انواع بیماریها و عفونتها حتی آنهایی که در حالت عادی بیماریزا نیستند آسیب پذیر میگردد.
انسان می‌تواند توسط فرد دیگری كه به HIV مبتلا است آلوده شود و او نیز می‌تواند بقیه افراد را آلوده كند و بر این اساس HIV منتشر می‌شود.
به فردی كه به HIV آلوده است(  +HIV مثبت)  اطلاق می‌شود.
این روند قابل رؤیت نیست و راهی وجود ندارد تا با نگاه كردن به افراد بگوئیم كه آیا به HIV مبتلا هستند یا خیر٬  ولی آزمایش خون می‌تواند پس از چند ماه از اولین تماس، ویروس را در خون آشكار كند.
افراد آلوده به HIV ممكن است سالها كاملاً سالم بمانند و حتی خودشان ندانند كه آلوده هستند.
 
ویروس ایدز (HIV) از چه راههایی سرایت می کند؟  
  {پوست سالم٬ یک سد بسیار قوی دربرابر ورود HIV وسایر ویروسها وباكتری ها است.}
 
 
 
1 -  تماس جنسی نا امن

*ویروس HIV از طریق مایع منی (همچنین شامل مایعی كه قبل ازمنی خارج می شود) ، ترشحات دستگاه تناسلی زنان وخون افراد مبتلا به آن منتقل می شود و افرادی كه با این ترشحات ، چه از طریق همجنس بازی و چه از طریق روش معمول جنسی ، تماس حاصل نمایند دچار عفونت HIV می گردند.
وجود بیماریهای مقاربتی مثل سوزاك، سفلیس و همچنین زخمهای دستگاه تناسلی خطر آلودگی را چند برابر خواهد كرد.
بدیهی است اگر شما و یا همسرتان به عفونت HIV مبتلا نباشید از راه جنسی به این بیماری مبتلا نخواهید شد.
بعضی از دلایل حاكی از آن می باشد كه از طریق روابط جنسی دهانی نیز ممكن است فرد دچار عفونت HIV گردد.(به خصوص زمانی که زخم یا آسیبی در دهان باشد)
البته احتمال انتقال عفونت HIV از مردان آلوده به زنان در طول ارتباط جنسی به مراتب بیش از انتقال این عفونت به مردان می باشد و مایع منی آلوده ممكن است برای چند روز در واژن زن باقی بماند. سلولهای ناحیه دهانه رحم نیز دارای استعداد زیاد برای ابتلا به عفونت HIV هستند.ابتلای افراد به عفونت HIV از طریق ارتباط جنسی معمول در بسیاری از كشورهای افریقایی و برخی از مناطق آمریكای جنوبی مشاهده می شود.

 

همجنس بازی از روشهایی است كه موجب ابتلای افراد به عفونت HIV می شود؛ به ویژه شخصی كه مفعول واقع شده است، در معرض بیشتری از این آلودگی قرار دارد زیرا آلت تناسلی فرد موجب پارگی لایه های داخلی مقعد شده و این امر موجب می گردد تا HIV كه درون مایع منی قرار دارد به راحتی وارد جریان خون شود.
 
 
 
2- سرایت از مادرآلوده به جنین در داخل رحم و یا انتقال به كودك درطی دوران شیردهی
 
ویروس HIV از مادر آلوده به كودك ممكن است در دوران حاملگی، هنگام وضع حمل یا كمی بعد از زایمان انتقال یابد.
HIV می‌تواند در شیر پستان زن آلوده وجود داشته باشد و به نوزادش منتقل شود اما با وجود داروهای خاص ٬ شانس این انتقال بسیار كاهش می‌یابد هر چند در بسیاری از كشورهای در حال پیشرفت و فقیر، چنین داروهایی در دسترس نیست.
در كودكان٬ آلودگی به HIV  بسرعت به طرف ایجاد بیماری ایدز پیشرفت می‌كند و شانس زنده ماندن كودك هم كم است. 
   
 
3- استفاده مشترک از سرنگ و سوزن آلوده جهت تزریق
 
استفاده مشترك از سرنگ آلوده (كه این عمل میان افراد معتاد به مواد مخدر تزریقی بسیار معمول می باشد ) و یا برخورد تصادفی با سوزن آلوده به عفونت HIV (گاهی اوقات این امر در مراكز پزشكی اتفاق می افتد) موجبات ابتلای افراد به عفونت HIV را فراهم می آورد .
 
خالكوبی با سوزن آلوده؛ سوراخ كردن گوش بوسیله سوزن و وسایل آلوده؛ استفاده از مسواك و تیغ ریش تراش شخص بیمار؛ درمانهای دندانپزشکی، ختنه و یا جراحی های دیگر با وسایل آلوده از دیگر موارد انتقال HIV می باشد.
 
 
4- سرایت از طریق خون و فرآورده‌های خونی

در اوایل دهه 1980 عفونت HIV به سرعت میان افرادی كه به علت ابتلا به بیماری هموفیلی مجبور به تزریق خون بودند افزایش پیدا نمود. افراد مبتلا به هموفیلی در هنگام خونریزی٬ خونشان منعقد نمی شود به همین علت هنگام آسیب دیدگی مقدار زیادی خون از بدنشان خارج می شود. در اوایل شیوع اپیدمی ایدز بیش از نیمی از 20000 فرد مبتلا به هموفیلی دچار عفونت HIV گردیدند.
در میان دهه 1980 آزمایش تشخیص آنتی بادی HIV (این آزمایش وجود عفونت HIV را مشخص می نمود)‌ دردسترس عموم قرار گرفت و بانك خون نیز آغاز به شناسایی خونهای اهدایی نمود. از سال 1987 به بعد دیگر هیچ فرد مبتلا به هموفیلی به علت تزریق خون دچار عفونت HIV نگردید.
اگر چه تزریق خون یكی از مواردی بود كه افراد دچار عفونت HIV می شدند ولی هیچ فردی از طریق اهدای خون به این عفونت مبتلا نگردید. زیرا هنگام اهدای خون از سوزنهای یكبار مصرف استفاده می شد و نیز خونهای تزریقی قبلا از نظر وجود HIV بررسی می گردید.
 
   
راه‌های دیگر سرایت عبارتند از:
پیونداعضا ویابافت آلوده به عفونت HIV .

 
چه کسی نیاز به انجام آزمایش HIV دارد؟
 
در صورتی که شما سابقه انجام هر کدام از رفتارهای خطرناک زیر را داشته اید٬  نیاز به انجام آزمایش HIV دارید:
 
 * استفاده از سوزن و سرنگ مشترك در اعتیاد تزریقی (‌حتی برای یك بار)

* ابتلاء به بیماری های آمیزشی (مثل سوزاك، سیفلیس، تبخال و زگیل تناسلی)

* با فرد آلوده به HIV تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته اید.

* با فرد تزریق كننده مواد مخدر (حتی همسر) تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته اید.

* با فرد دارای سابقه ابتلاء به بیماریهای آمیزشی تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته اید.

* بدون اطلاع از سابقه ابتلاء فردی به بیماریهای آمیزشی تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته اید.

* با فرد دارای سابقه روابط جنسی با مردان یا زنان دیگر تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته اید.

* با فرد دارای سابقه روابط جنسی با نوع همجنس تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته اید. (خصوصاً اگر رابطه بین دو مرد بوده و در این رابطه وی مفعول بوده باشد.)

* با فردی كه در نواحی پر خطر زندگی می كند، تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته اید. (مناطقی كه در آن آمار میزان افراد آلوده به HIV زیاد می باشد. مثلاً بعضی كشورهای آفریقایی، کشورهای تازه استقلال یافته روسیه، افغانستان و كشورهای ناحیه خلیج فارس)

* استفاده از مشروبات الكلی و مواد مخدر قبل از تماس جنسی (تریاك، هروئین، قرص اكستاسی، حشیش، گرس و .... )

* سابقه تجاوز و سوء استفاده جنسی قرار گرفتن .

چه زمانی بعد از رفتار خطرناک بایستی آزمایش HIV داد؟
 
با توجه به اینكه میزان آنتی بادی  وسرعت افزایش آن در افراد متفاوت است ، از بدو ورود ویروس به بدن تا رسیدن سطح آنتی بادی به حد قابل تشخیص در آزمایش ممكن است بین 2 هفته تا 6 ماه طول بكشد ،در افرادی كه رفتارهای پرخطر داشته اما تست منفی دارند لازم است 3 ماه بعد و در صورت تداوم رفتار، هر شش ماه آزمایش تكرار شود.


دلایل انجام دادن تست HIV چیست؟
بسیاری از كسانی كه تست HIV انجام داده‌اند بی‌دلیل نگرانند چرا كه:
 * اگر نتیجة تست منفی باشد (یعنی اینكه با HIV آلوده نیستند) می‌تواند باعث آرامش خیال شود. و اگر نتیجه تست مثبت شود كارهای بسیاری برای فائق آمدن با نتیجه مثبت تست HIV و مراقبت از سلامت می‌توان انجام داد.
*اگر نتیجة تست HIV شما مثبت باشد پزشك می‌تواند بدقت مراقب سلامت شما باشد. بسیاری از كسانی كه تست HIV مثبت دارند سالها سالم باقی می‌مانند ولی اگر به سمت بیماری پیش بروید داروهای بسیاری بنام antiretroviral وجود دارند كه می‌تواند سرعت پیشرفت ویروس و بیماری را كم كنند و نگهدارنده سیستم ایمنی باشند همچنین داروهایی برای پیشگیری و درمان برخی بیماریهایی كه افراد مبتلا به HIV  به آن  گرفتار می‌شوند را دریافت كنید. همچنین ممكن است تحت درمان با داروهای جدید در روشهای درمانی قرار بگیرید. 
*   اگر پزشك بداند كه شما HIV مثبت هستید هنگامیكه به بیماری مبتلا می‌شوید با جدیت و دقت بیشتری علائم را پیگیری می‌كند.
*    اگر بدانید كه HIV مثبت هستید بیشتر مراقب خواهید بود تا دیگران آلوده نشوند بعنوان مثال رابطه جنسی ایمن داشتن (safe sex) و آگاه كردن شركای جنسی قبلی خود.
*    آگاه بودن به آلودگی با HIV  ، ممكن است بر روی برخی تصمیمات آینده شما تأثیر گذار باشد ( مثلاً در مورد تشكیل خانواده)

چه مدت طول می‌كشد تا HIV به ایدز تبدیل شود؟
بدون درمان دارویی، بطور متوسط طی 10 سال آلودگی به ویروس HIV به سمت ایدز پیش می‌رود که البته این مدت 10 سال برای فردی است كه تغذیه مناسبی دارد. اما فردی كه در منقطه فقیرنشین است  و بخوبی تغذیه نمی‌شود ممكن است بسیار سریعتر به سمت ایدز و نهایتاً مرگ پیش برود.
+ نوشته شده در  Wed 9 Mar 2011ساعت 20:9  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

 

خون از مايع لزجی به نام پلاسما و ياخته های شناور آن که توسط مغز استخوان توليد می شود تشکيل شده است.
مغز استخوان ماده ای نرم و اسفنجی شکل است که داخل استخوانها يافت می شود. اين ماده حاوی ياخته ‌هايی است که ياخته‌ های مادر يا سلول پايه (Stem cell) ناميده می شود و وظيفه آنها توليد ياخته‌ های خونی است.

سه نوع ياخته‌ خونی وجود دارد :


گويچه ‌های سفيد خون (گلبولهای سفيد) که مسئول دفاع بدن در مقابل عوامل خارجی هستند
گويچه‌های قرمز خون (گلبولهای قرمز خون) که اکسيژن را به بافتها حمل کرده و فرآورده های زائد را از اندامها و بافتها جمع آوری می کنند
پلاکتها که وظيفه انعقاد خون و جلوگيری از خونريزی را بر عهده دارند

سرطان خون (لوسمی) نوعی بيماری پيشرونده و بدخيم اعضای خون ساز بدن است که با تکثير و تکامل ناقص گويچه‌های سفيد خون و پيش سازهای آن در خون و مغز استخوان ايجاد می شود.

لوسمی يا لوکمی leukemia ريشه در زبان لاتين به معنای “خون سفيد” دارد و فرآيند تکثير، خونسازی و ايمنی طبيعی بدن را مختل می ‌کند. اجتماع اين ياخته های سرطانی در خارج از مغز استخوان، موجب تشکيل توده هايی در اندامهای حياتی بدن نظير مغز و يا بزرگ شدن غده های لنفاوی، طحال، کبد و ناهنجاری عملکرد اندامهای حياتی بدن می شوند.

لوسمی شايع ترين سرطان اطفال در جهان است.

‎لوسمی براساس طيف، شدت و سرعت پيشرفت روند بيماری به دو دسته حاد (acute) و مزمن (chronic) تعريف می شود.

۱- لوسمی حاد، رشد سريع همراه با تعداد زيادی گويچه‌ های سفيد نارس است و مدت فاصله زمانی بين شروع بيماری و گسترش دامنه آن بسيار کوتاه است.

۲- لوسمی مزمن، رشد آهسته همراه با تعداد بيشتری ياخته های سرطانی بالغ تر است و مدت زمان طولانی تا بروز علائم بالينی آن دارد.

لوسمی نيز با توجه به نوع ياخته موجود در بافت مغز استخوان که دچار تراريختی و سرطان شده است تعريف می شود و اشکال مختلفی از اين نوع سرطان وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند. لوسمی بر اساس نوع گويچه سفيد خون که دچار تراريختگی و سرطان شده به دو دسته تقسيم می شود:

i) لنفوئيدی (lymphocytic) يا لنفوبلاستی ( lymphoblastic)
ii) ميلوئيدی ( myelogenous )

با توجه به طبقه بندی فوق، شايع ترين اشکال لوسمی بر اساس سرعت پيشرفت روند بيماری و نوع گويچه سفيد خون که دچار تراريختگی و سرطان شده به چهار گروه تقسيم می شود که عبارتند از:

۱- لوسمی لنفوئيدی يا لنفو بلاستی حاد: لوسمی لنفو بلاستی حاد بيماريی است که در آن تعداد بسيار زيادی از گويچه های سفيد خون که مسئول دفاع بدن در مقابل عوامل خارجی هستند و “لنفوسيت” ناميده می شوند و هنوز به طور کامل تکامل نيافته اند دچار اختلال شده و بطور فزاينده ای در خون محيطی (blood peripheral) و مغز استخوان يافت می شوند. علاوه بر اين، تجمع اين ياخته ها در بافتهای لنفاوی باعث بزرگ شدن اين اندامها می شود. ازدياد لنفوسيتها نير منجر به کاهش تعداد ساير ياخته‌های خونی مانند گويچه‌های قرمز و پلاکت ها شده و اين عدم تعادل ياخته‌های خونی منجر به کم خونی، خونريزی و عدم انعقاد خون می شود. مدت فاصله زمانی بين شروع بيماری و گسترش دامنه آن بسيار سريع و کوتاه است. لوسمی لنفوبلاستی حاد، شايع ترين نوع لوسمی در اطفال است که اغلب در کودکان بين سنين ۲ تا ۶ سال تظاهر می کند. گروه سنی ديگری که در مقابل اين بيماری بيش از بقيه آسيب پذير هستند، افراد بالای ۷۵ سال را تشکيل می دهند.

۲- لوسمی ميلوئيدی حاد: تراريختگی ياخته های “ميلوئيد” گويچه های سفيد خون است که فرآيند تکثير و خونسازی و ايمنی طبيعی بدن را مختل می ‌کند. اين نوع سرطان دارای چندين زيرگونه و ميانگين سن ابتلا به آن ۶۴ سال است. اين نوع لوسمی در مقايسه با لوسمی لنفوسيتی حاد کمتر در کودکان ديده می شود اما کودکان مبتلا به سندرم دان (Down Syndrome) در سه سال ابتدايی زندگی استعداد بيشتری برای ابتلا به آن دارند.

۳- لوسمی لنفوئيدی مزمن: شايع ترين نوع لوسمی بزرگسالان است. طيف رشد و پيشرفت اين نوع لوسمی بسيار کند و آهسته است و اغلب در افراد سالمند تظاهر می کند. ميانگين سن بروز لوسمی لنفوئيدی مزمن ۶۰ سال است و ابتلا به آن در سنين پايين تر از ۳۰ سال بسيار غير طبيعی و در کودکان بسيار نادر است. اين نوع لوسمی در مردان بالای ۵۰ سال شايع تر است و اغلب به طور تصادفی و هنگام معاينات و آزمايش معمولی خون که افراد برای تشخيص بيماری های ديگر انجام می دهند، تشخيص داده می ‌شود.

۴- لوسمی ميلوئيدی مزمن: اين نوع لوسمی يک بيماری اکتسابی ناشی از يک نوع ناهنجاری در کروموزوم ۲۲ ياخته ‌های مغز استخوان است. لوسمی ميلوئيدی مزمن در مردان بين سنين ۴۰ تا ۶۰ سال شايع تر است و افرادی که تحت تشعشعات يونيزه و يا تماس با بنزين و مشتقات آن قرار داشته اند، بيشتر در معرض خطر ابتلا به آن هستند.

علائم هشدار دهنده سرطان خون (لوسمی)


احساس ناخوشی عمومی
تظاهر لکه‌های دانه اناری زيرجلدی پوست (petechiae)
لخته يا منعقد نشدن خون در پی ايجاد زخم يا بريدگی
ضعف و خستگی مفرط
عفونتهای مکرر و عود آنها
دردهای استخوان و مفاصل
تنگی نفس در اثر فعاليت
تب و لرز و نشانه های شبه سرماخوردگی
رنگ‌ پريدگی پيشرونده
تورم و بزرگی حجم غده های لنفادی، طحال و کبد
احساس سيری و بی‌اشتهائی
کم خونی
خواب‌آلودگی
خونريزی مکرر بينی
تورم و خونريزی لثه ‌ها
ضعف و لاغری ممتد

علاوه بر نشانه های فوق ممکن است عوارضی در بيمار ظاهر شود که به اجتماع ياخته ها و سرايت سرطان به اندامهای ديگر بدن مربوط باشد. در چنين مواردی بيمار از سردرد، حالت تهوع و استفراغ، کاهش سطح هوشياری، تشنج، ديد مضاعف، فلج اعصاب مغز، عدم‌‏ حفظ تعادل، تورم در ناحيه گردن و صورت شکايت می کند.

سبب شناسی: سرطان زايی لوسمی

بيماری لوسمی يک فرآيند پويا است که توسط متغيرهای ناشناخته و مستقل متعددی موجب تغييرات مولکولی ياخته شده و منجر به تداخل در سيستم تکثير ياخته های مغز استخوان می‌شود. عامل مستعد و پيشتاز در تظاهر لوسمی مانند هر سرطان ديگری به هم خوردن نظم تقسيم ياخته ‌ای است. تحقيقات آماری و بالينی روند بدخيمی بيماری لوسمی را به اين عوامل ارتباط می دهند:


جنس- لوسمی در مردان بيشتر تظاهر می کند
سابقه قبلی ابتلا به برخی از بيماری های خونی و يا سابقه قبلی به سرطان
عوامل ژنتيکی و استعداد ميزبان: عوامل ژنتيکی از جمله نقايصی در کروموزوم‌ها و انتقال ژن معيوب
تشعشع- افرادی که در معرض تابش اشعه های يونيزه و يا هسته ای و سرطانزا قرار گرفته اند
اعتياد به دخانيات
آلاينده های موجود در هوای محيط زيست و محل کار- ( مواد يونيزه ، مواد صنعتی و شيميايی سمی مانند بنزين ومشتقات آن)
نارسايی مکانيسم ايمنی طبيعی بدن
سن- در ميان بزرگسالان، استعداد ابتلا به لوسمی با افزايش سن ارتباط مستقيم دارد. افراد بالای ۵۵ سال بايد بيشتر مراقب علائم هشدار دهنده اين بيماری باشند.
الگوهای غربالگری لوسمی

با توجه به وضيعت عمومی سلامت فرد، بررسی های تشخيص لوسمی ممکن است شامل:

۱- آزمايش خون: در شرايط طبيعی گويچه ‌های سفيد بالغ در خون محيطی (peripheral) يافت می‌شوند ولی زمانی که گويچه‌های سفيد نارس که بايد در مغز استخوان باشند به مقدار زيادی وارد خون محيطی می ‌شوند عمدتا می تواند نشانه سرطان‌های خون (لوسمی) باشد. آزمايش خون و ‏ شمارش‌‏‎ و بررسی ياخته های شناور خون اولين گام‎ جهت ‎تشخيص‌‎ لوسمی‌ است.‏‎

۲- نمونه برداری يا بيوپسی (biopsy) مغز استخوان: بررسی ميکروسکوپی از نمونه بافت سرطان بسيار مهم است زيرا مطمئن ترين روش برای تشخيص لوسمی و نوع آن به حساب می آيد. نمونه برداری از مايع مغز نخاع و نمونه برداری از غدد لنفاوی نيز از روش های تشخيصی سرطان خون است.

۳- سازگاری بافتی (Tissue matching) : ياخته ها دارای انواع پروتئين های مختلف بر روی سطح خود هستند که از اين پروتئين ها در آزمايش های ويژه خون برای تشخيص سازگاری بافتی استفاده می شود. موفقيت در پيوند مغز استخوان به تشابه و سازگاری مغز استخوان فرد دهنده با مغز استخوان فرد گيرنده بستگی دارد که از طريق اين آزمايش سنجيده می شود.

۴- بررسی کروموزومی (cytogenic analysis): از ديگر اقدامات تشخيص ژنتيکی در افتراق انواع لوسمی است.

۵- عکسبرداری از قفسه سينه با تابش اشعه X - تشخيص طيف پراکندگی ياخته های مهاجم و غده های لنفاوی متورم در ناحيه قفسه سينه است.

۶- سی تی اسکن (Computerised tomography scan)- در اين روش دستگاه سی تی اسکن با گرفتن تعدادی عکس توسط اشعه ايکس، تصويری سه بعدی از بدن را نشان می دهد و از اين طريق پراکندگی سرطان به بخش های ديگر بدن مشخص می شود.

۷- پرتونگاری با استفاده از تشديد ميدان مغناطيسی (MRI Scan) – اين آزمايش مشابه سی تی اسکن است با اين تفاوت که به جای تابش اشعه X از مغناطيس جهت عکسبرداری از اعضای بدن استفاده می شود. در اين آزمايش بيمار به مدت ۳۰ دقيقه به طور ساکن درون اتاقک اين دستگاه می ماند و تصاوير مقطعی از بدن او تهيه می شود.

۸- سونوگرافی (Ultrasound) در اين شيوه از امواج صوتی جهت بررسی ساختار اندامها استفاده می شود.

۹- معاينات بالينی: بررسی وضعيت غدد لنفاوی، طحال، کبد و ديگر اعضای بدن است.

الگوهای درمان لوسمی

فرآيند درمان لوسمی برای هر شخص معين با شرايط بيماری وی مرتبط است و الگوهای درمان لوسمی بستگی به نوع لوسمی، وضعيت بيماری در شروع درمان، سن، سلامت عمومی و چگونگی واکنش بيمار به نوع درمان دارد. علاوه بر الگوهای رايج برای درمان انواع سرطان همچون شيمی درمانی و اشعه درمانی، از جمله می توان به روش های درمانی زير اشاره کرد:

- درمان بيولوژيکی يا ايمونولوژيک - که مشتمل بر بازسازی، تحريک،‌ هدايت و تقويت سيستم طبيعی دفاعی بدن بيمار است و با استفاده از آنتی‌ بادی و هدايت سيستم دفاعی خود بيمار جهت مبارزه با سرطان صورت می گيرد.

- جراحی – راهيابی ياخته های مهاجم لوسمی به ساير اندامهای بدن اغلب موجب تورم و بزرگی حجم غده های لنفادی و طحال و کبد می شود. الگوی درمانی محل ضايعه طحال، برداشتن آن از طريق جراحی “اسپلينکتومی” (splenectomy) است.

- پيوند مغز استخوان و پيوند سلول های پايه ( Stem cell ) - جايگزينی مغز استخوان فرد بيمار با مغز استخوان سالم است تا بيمار بتواند مقادير بالای داروهای شيمی درمانی و يا پرتودرمانی را دريافت کند. شايع ترين اشکال پيوند مغز استخوان عبارتند از:

پيوند “اتولوگ” (autologous) طی اين نوع پيوند بيمار بافت پيوندی ( مغز استخوان ) خود را دريافت می کند. در اين روش مغز استخوان بيمار را خارج و آن را در معرض داروهای ضد سرطان قرار می دهند تا ياخته های بدخيم کشته شوند. سپس محصول بدست آمده را منجمد و نگهداری می کنند.
پيوند “سينژنئيک” Syngeneic - بيمار بافت پيوندی ( مغز استخوان ) را از عضو ديگر دو قلوی مشابه خود دريافت می کند. در اين روش ابتدا بوسيله مقادير زيادی از داروهای ضد سرطان همراه يا بدون پرتو درمانی،‌ تمام مغز استخوان موجود در بدن بيمار را از بين می برند.سپس از عضو ديگر دو قلوی مشابه که شباهت بافتی زيادی با بدن بيمار دارد، مغز استخوان سالمی را تهيه می کنند .
پيوند “آلوژنئيک” allogeneic : بيمار بافت پيوندی را از فردی غير از خود يا دو قلوی مشابه خود (مثل برادر، خواهر، و يا هر يک از والدين و يا فردی که هيچگونه نسبتی با بيمار ندارد) دريافت می کند. اين فرد بايد سازگاری بافتی نزديک با بدن بيمار داشته باشد .

پس از تهيه بافت پيوندی از روش های فوق، به بيمار مقادير بالای داروهای شيمی درمانی همراه يا بدون پرتو درمانی می دهند تا باقيمانده مغز استخوان وی تخريب شود. در مرحله آخر مغز استخوان سالم را گرم کرده و بوسيله يک سوزن و از طريق سياهرگ به بيمار تزريق می کنند تا جانشين مغز استخوان تخريب شده شود. پس از ورود بافت پيوندی به جريان خون، ياخته های پيوند زده شده به مغز استخوان هدايت شده و به توليد گويچه ‌های سفيد خون، گويچه‌ های قرمز خون و پلاکتهای جديد می پردازند. ابتلاء به عفونت و خونريزی، تهوع، استفراغ، خستگی، بی اشتهايی، زخمهای دهانی، ريزش مو و واکنشهای پوستی از جمله عوارض جانبی پيوند مغز استخوان و پيوند سلول های پايه (Stem cell) است.

امروزه با کاربردهای جديد الگوهای درمان پيوند مغز استخوان و درمان بيولوژيکی يا ايمونولوژيک و داروهای جديد ضد سرطان و پيشرفت های علم ژنتيک و ساختار های ژن های انسانی اميدهای تازه ای برای غلبه بر اين بيماری بوجود آمده است.

+ نوشته شده در  Mon 7 Mar 2011ساعت 18:36  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

ترومبوسيتوپني عبارت است از كاهش تعداد پلاكت ها در گردش خون . پلاكت ها با بستن هر شكاف كوچكي كه در جدار عروقي خوني ايجاد گردد، نقشي حياتي در كنترل خونريزي ايفا مي كنند. در ترومبوسيتوپني تمايل به خونريزي به ويژه از عروق خوني كوچك تر وجود دارد. اين امر باعث خونريزي غيرطبيعي در پوست و ساير قسمت هاي بدن مي گردد.


چند نوع ترومبوسيتوپني از جمله پورپوراي ترومبوسيتوپنيك ايديوپاتيك و پورپوراي ترومبوسيتوپنيك ترومبوتيك وجود دارد.
علايم شايع: پتشي (لكه هاي كوچك ، گرد، بدون برجستگي و به رنگ قرمز مايل به ارغواني در پوست ) ،تمايل به كبودشدگي ،خونريزي در دهان ،خون دماغ ،قاعدگي هاي شديد يا طولاني
وجود خون در ادرار
علل: مادرزادي ، توليد كم يا ناقص پلاكت ها در مغز استخواني ، گاهي علت ناشناخته است (ايديوپاتيك )
عوامل افزايش دهنده خطر: عفونت حاد ، عفونت با ويروس نقص ايمني انساني (ايدز) ، مصرف آسپيرين يا ساير داروهاي ضد التهاب غيراستروييدي ، مصرف داروهايي چون كينيدين ، داروهاي گوگردار، داروهاي ضد ديابتي خوراكي ، نمك هاي طلا، ريفامپين و غيره ، بزرگي طحال (هيپراسپلنيسم ) ، كاهش درجه حرارت بدن ، انتقال خون ، مصرف الكل ، پره اكلامپسي ، بيماري هاي ديگر از جمله لوپوس اريتماتوي سيستميك ، كم خوني ، لوسمي ، سيروز و غيره
مواجهه با اشعه ايكس
پيشگيري: اجتناب تا حد ممكن از داروهايي كه عامل خطرزا هستند. در مورد بيماران مبتلا به ترومبوسيتوپني از آسيب بپرهيزيد و در صورت وقوع ، دنبال درمان باشيد.
عواقب مورد انتظار: در موارد حاد به خصوص در كودكان ، اكثراً ظرف 2 ماه بهبود مي يابند. در موارد مزمن ممكن است فروكش و عود وجود داشته باشد. بعضي خود به خود بهبود مي يابند.
عوارض احتمالي: *سكته مغزي (خونريزي مغزي ) ، *از دست دادن شديد خون ، *عوارض جانبي دارو درماني .
درمان
اصول كلي: *تشخيص با توجه به علايم بيمار و نتيجه آزمايش خون كه نشانگر تعداد پلاكت ها است گذاشته مي شود. در بعضي موارد درماني لازم نيست و اجازه داده مي شود تا ترومبوسيتوپني سير خود را طي كند.* ساير برنامه هاي درماني بسته به علت زمينه اي فرق مي كنند. *قطع داروي مضر در ترومبوسيتوپني ناشي از دارو .*جراحي براي برداشتن طحال (اسپلنكتومي ) در موارد دايمي .انتقال پلاكت براي بيماران مبتلا به ترومبوسيتوپني مزمن .
داروها: ممكن است در زمان تشخيص و در موارد عودكننده ، كورتيكواستروييدها تجويز شوند. در طي مرحله حاد يك حمله شديد ممكن است گاماگلوبين تجويز گردد. در موارد دايمي ممكن است درمان سركوبگر ايمني تجويز شود.
فعاليت: استراحت در بستر در طي مرحله حاد . *حداقل فعاليت براي پيشگيري از آسيب . *پرهيز از ورزش هاي تماسي .

رژيم غذايي: رژيم غذايي خاصي ندارد.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد: * اگر علايم در طي درمان بدتر شوند.* از دست رفتن شديد خون در يك وضعيت اورژانس *اگر علايم جديد يا غيرقابل توجيه . *داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي ايجادكننده به ويژه كورتيكواستروئيدها عوارض جانبي و واكنش هاي زيانبار بسياري دارند كه مستلزم پيگيري هستند

+ نوشته شده در  Mon 7 Mar 2011ساعت 18:28  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

بیماری پارکینسون (Parkinson’s Disease یا PD) برای اولین بار توسط دانشمند بریتانیایی دکترجیمز پارکینسون (James Parkinson) در سال ۱۸۱۷ میلادی توصیف شد او نام این بیماری را “فلج‌لرزان” نامید که امروزه آن را تحت عنوان بیماری پارکینسون می‌شناسند.

بیماری پارکینسون یک بیماری دستگاه عصبی مرکزی در بزرگسالان مسن تر که مشخصه آن سفتی عضلانی پیشرونده تدریجی ، لرزش و از دست رفتن مهارت های حرکتی است . این اختلال هنگام رخ می دهد که نواحی خاصی از مغز توانایی خود در تولید دوپامین (یکی از ناقلین عصبی در مغز) را از دست می دهند.

پارکینسون از جمله بیماریهای مغز و اعصاب در سنین بعد از ‪ ۶۰‬سالگی است از هر ‪ ۱۰۰‬نفر بالای ‪ ۶۰‬سال یک نفر به پارکینسون مبتلا می‌شوند.البته این بیماری گاه در افراد جوانتر هم دیده می‌شود که پنج تا ‪ ۱۰‬درصد بیماران را تشکیل می‌دهند.

بعد از آلزایمر، پارکینسون شایع‌ترین بیماری مخرب اعصاب به حساب می‌آید پارکینسون بیماری مزمن و پیشرونده‌ای است که در آن سلولهای ترشح‌کننده دوپامین در جسم سیاه در مغز می‌میرند و در فقدان دوپامین حرکات بدن نامنظم می شود.

پارکینسون بر اساس دو علامت یا بیشتر از چهار علامت اصلی بیماری مشخص می شود. ارتعاش و لرزش دست و پا در حالت استراحت ، کندی حرکات ، سختی و خشک شدن دست و پا و بدن و نداشتن تعادل این چهار علامت اصلی را تشکیل می‌دهند.

در مراحل اولیه بیماری، ارتعاش اندام ملایم و معمولا در یک طرف بدن وجود دارد و احتیاجی نیز به درمان ندارد اما با پیشرفت بیماری فردی که دست لرزان خود را در جیب یا پشت خود پنهان می‌کند یا چیزی را برای کنترل ارتعاش مدام در دست می‌گیرد، دیگر قادر به پنهان کردن لرزشهای شدید اندام به ویژه به هنگامی که می‌خواهد تمرکز بیشتری به خود دهد نیست.

لرزش معمولا بیش از هر محدودیتی تاثیر منفی بر روان بیمار دارد. کم کم تکه کردن غذا ، لباس پوشیدن ، اصلاح و استحمام وقت زیادی از بیمار می‌گیرد حرکات بیمار مثل نشستن و برخاستن از صندلی و راه رفتن او اهسته می‌شود و بیمار حالت قوز پیدا می‌کند، صدای او یکنواخت و نگاه او خیره و بدون احساس می‌شود.

پیشرفت پارکنیسون معمولا تدریجی است و سرعت آن از فردی به فرد دیگر فرق می‌کند.

هدف از درمان بیماران با داروی ال‌دوپا، جلوگیری از ناتوان شدن و از کار افتادگی بیمار مبتلا است. اغلب این بیماران نیازمند دریافت داروهای اعصاب و روان نیز هستند.

در چنین روزی در سال ‪” ۱۸۶۳‬هوگو مونشتربرگ” روان شناس و فیلسوف آلمانی الاصل آمریکایی، یکی از پیشگامان رفتار گرایی و یکی از بنیانگذاران طب کار و پزشکی صنعتی متولد شد.

او یکی از نخستین کسانی است که به تاثیرات فیزیکی و اجتماعی بر نیروی کار و مشکلات و خستگی کارگران توجه کرد.

تا پیش از ساخت داروی “ال -دوپا” در ‪ ،۱۹۶۸‬درمان بیماری پارکینسون از طریق جراحی پدانکولوومی انجام می‌شد.

علایم شایع
لرزش ، به خصوص در حالت عدم حرکت اندام
سفتی عضلانی و کندی حرکت در کل بدن
راه رفتن نامتناسب به حالتی که پاها به زمین کشیده می شوند و فاصله پاها از هم بیشتر از حالت طبیعی است .
قامت خمیده
از بین رفتن حالت چهره
تغییرات صدا؛ صدا ضعیف و بم می شود.
اختلال بلع ، آبریزش دهان
توانایی ذهنی تا مراحل پیشرفته بدون تغییر می ماند و در مراحل پیشرفته به آهستگی کاهش می یابد.
افسردگی ، عصبی بودن

این بیماری بر اساس چهار علامت مخصوص آن مشخص می شود:
• ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت)
• آرام شدن حرکت (برادیکینسیا / Bradykinesia)
• سختی حرکت (و خشک شدن) دست و پا یا بدن
• تعادل بد (تعادل ضعیف)

در حالی که دو یا بیشتر از این علایم در بیمار دیده شود، مخصوصا ً وقتی که در یک سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پارکینسن داده می شود مگر اینکه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد که بیماری دیگری را نمایان کند. بیمار ممکن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حرکت احساس کند و دریابد که انجام هر کاری بیشتر از حد معمول طول می کشد و یا اینکه سختی و خشک شدن حرکت دست و ضعف تعادل را تجربه می کند. اولین نشانی های پارکینسون مجموعه ای متفاوت از ارتعاش، برادیکنسیا، سفت شدن عضلات و تعادل ضعیف هستند. معمولا ً علایم پارکینسون ابتدا در یک سمت بدن پدیدار می شوند و با گذشت زمان به سمت دیگر هم راه پیدا می کنند.

تغییراتی در حالت صورت و چهره روی می دهد، از جمله ثابت شدن (fixation) حالت صورت (ظاهرا ً احساسات کمی بر چهره نمایان می شود) و یا حالت خیرگی چشم ( به دلیل کاهش پلک زدن). علاوه بر این ها، خشک شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تاثیر قرارگرفته عوارض دیگر (عادی) این بیماری است. افراد مسن ممکن است نمایان شدن یک به یک این نشانه های پارکینسون را به تغییرات افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، برادیکنسیا را به “آرام شدن عادی” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند. حالت قوز (stooped) این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوکی استخوان (osteoporosis) ربط می دهند. هم بیماران مسن و هم بیماران جوان ممکن است بعد از بیش از یک سال که با این عوارض روبرو بوده اند برای تشخیص به پزشک مراجعه کنند.

از هر صد نفر بالای سن شصت سال یک نفر به پارکینسون مبتلا می شود، و معمولا ً این بیماری در حدود سن شصت سالگی آغار می شود. افراد جوانتر هم می توانند مبتلا به پارکینسون شوند. تخمین زده می شود که افراد جوان مبتلا به پارکینسون (مبتلا شده در سن چهل یا کمتر) ۵ تا ۱۰ درصد کل این بیماران را تشکیل می دهند.

ازدست دادن حس بویایی پیش نشانگر بیماری پارکینسون است
بروز اختلال در حس بویایی با ابتلا به بیماری پارکینسون مرتبط شناخته شده است. اکنون یک تحقیق جدید نشان می‌دهد از دست دادن حس بویایی اولین علایم بالینی بیماری پارکینسون را از چندین سال قبل پیش بینی می‌کند.

دکتر وبستر راس سرپرست این تحقیق می گوید غربالگری حس بویایی می‌تواند به تشخیص زودهنگام بیماری پارکینسون قبل از ظهور علایم حرکتی این بیماری کمک کند.
راس از نظام مراقبتهای بهداشتی هونولولو و همکارانش اطلاعات مربوط به یک آزمون استاندارد تشخیص بو مربوط به  ۲ هزار و  ۲۶۷ مرد ژاپنی تبار را که در یک تحقیق پیری شرکت کرده بودند مورد ارزیابی قرار دادند.
تمام این افراد در زمان شروع تحقیق فاقد زوال عقل یا علایم بالینی پارکینسون بودند.
شرکت‌کنندگان در این تحقیق که میانگین سن آنان  ۸۰ سال بود مدت هشت تحت نظر قرار گرفتند.
طی این مدت بررسی در  ۳۵ مرد بیماری پارکینسون تشخیص داده شد. میانگین سرانه بروز این بیماری  ۶/۲۴ مورد در هر  ۱۰ تن است. میانگین زمان تشخیص این بیماری چهار سال و میانگین سن بیماران  ۸۳ سال است.
از در نظرگرفتن تاثیر بالقوه سن در ابتلا به این بیماری، میزان سرانه ابتلا به پارکینسون برای کسانی که بالاترین امتیاز تشخیص بو را داشتند  ۴/۸ در هر  ۱۰ هزار تن بدست آمد درحالی که در کسانی که پایین‌ترین امتیاز تشخیص بو را کسب کردند  ۵/۵۴ مورد در هر  ۱۰ هزار تن در سال بود.
مردانی که کمترین قدرت بویایی را داشتند  ۲/۵ برابر کسانی که قویترین حس بویایی را داشتند به پارکینسون مبتلا شدند.
این تحقیق نشان داد بروز اختلال در حس بویایی ابزار غربالگری مفیدی برای شناسایی افرادی است که در مراحل بعدی عمر در معرض ابتلا به پارکینسون هستند.
این تحقیق در صورت امکان توقف یا کند کردن پیشرفت بیماری اهمیت زیادی خواهد داشت.
مشروح این تحقیق در شماره ماه فوریه ۲۰۰۷ میلادی سالنامه نرولوژی منتشر شده است.

تست تشخیصی این بیماریدر حال حاضر تست خون یا بررسی های آزمایشگاهی دیگری برای تشخیص این بیماری در دسترس نیست. پزشکان گاهی بررسی نورولوژیک و اسکن مغز را برای اطمینان از عدم وجود بیماری های دیگر توصیه می کنند. تشخیص بیماری معمولاً مبتنی بر معاینه فیزیکی است . بررسی های طبی برای رد سایر اختلالات ممکن است توصیه گردد.

پیشرفت بیماری پارکینسون

بعد از بیماری آلزایمر (Alzheimer)، بیماری پارکینسون معمولترین بیماری مخرب اعصاب (neurodegenerative) به حساب می آید. پارکینسون یک بیماری مزمن و همیشه در حال پیشرفت است. این بیماری نتیجه از بین رفتن یا ضعیف شدن و لطمه خوردن سلول های عصبی در مغز میانی (سوبستانتیا نیگرا – substantia nigra) است. این سلول های عصبی ماده ای به نام دوپامین، ترشح می کنند. دوپامین پیام های عصبی را از سوبستانتیا نیگرا (مغز میانی) به بخش دیگری از مغر به نام کارپوس استراتوم (corpus stratum)، می برد. این پیام ها به حرکت بدن تعادل می بخشند. وقتی سلول های ترشح کننده دوپامین در سوبستانتیا نیگرا (substantia nigra) می میرند، مراکز دیگر کنترل کننده حرکات بدن نامنظم کار می کنند.

این اختلال ها در مراکز کنترل بدن در مغز باعث به وجود آمدن علایم پارکینسون می شوند. اگر ۸۰% سلول های ترشح کننده دوپامین از بین بروند، علامتهای پارکینسون پدیدار می شوند. علایم پارکینسون در مراحل اولیه بیماری ملایم و بیشتر اوقات در یک سمت بدن دیده می شوند و گاه حتی احتیاج به درمان پزشکی ندارند. ارتعاش در حالت استراحت یک علامت ویژه بیماری پارکینسون است، که یکی از معمولترین علایم های پارکینسون به حساب می آید. ولی بعضی از مبتلایان پارکینسون هیچ وقت با این مشکل برخورد نمی کنند. بیماران ممکن است دست لرزان خود را در جیب یا پشت پنهان کنند یا چیزی را برای کنترل ارتعاش در دست نگه دارند. لرزش می تواند بیشتر از هر محدودیت جسمی دیگر اثر منفی روحی داشته باشد.

با مرور زمان علایم اولیه بدتر و وخیم تر می شوند. یک رعشه ملایم تبدیل به یک ارتعاش مزاحم و ملموس می شود. ممکن است تکه کردن غذا و استفاده از دست مرتعش به مرور زمان سخت تر شود. برادیکینسیا (آرام شدن حرکت) به مشکلی کاملا محسوس بدل می شود که محدود کننده ترین علامت و اثر پارکینسون است. آرام شدن حرکت می تواند مانع انجام عادات روزانه شود: لباس پوشیدن، ریش زدن و یا حمام کردن ممکن است وقت بسیار زیادی از روز را بگیرند. تحرک ضعیف می شود و مشکلاتی بوجود می آورد مانند نشستن و برخاستن از صندلی یا اتومبیل، و یا غلتیدن در رختخواب. راه رفتن آهسته تر می شود و بیمار حالت قوز پیدا می کند ( سر و شانه به طرف جلو تمایل پیدا می کند). صدای بیمار یک نواخت می شود. کمبود تعادل می تواند باعث افتادن بیمار شود. دست خط ریزتر (میکروگرافیا – micrographia) و ناخوانا می شود. حرکات غیرارادی مانند حرکت دست در حال پیاده روی کم می شود.

علایم پارکینسون معمولا ًدست یا پای یک طرف بدن اختصاص دارد ولی با مرور زمان به دست یا پای سالم همان طرف هم سرایت می کند. این علایم پیشرفت می کند تا سمت دیگر بدن را هم تحت تأثیر قرار دهد. معمولا ً این پیشرفت تدریجی است اما سرعت این پیشرفت از بیمار تا بیمار تفاوت دارد. مهم است که بیماران پارکینسون در حال پیشرفت علایم با پزشک خود صحبت و مشورت کنند تا پزشک بتواند درمان را برای بیمارش فراهم کند زیرا بدن هر بیمار به طور مختلف و متفاوت به داروهای گوناگون واکنش نشان می دهد. هدف از درمان برای بیماران از بین بردن علایم نیست بلکه تحت کنترل درآوردن عوارض است. این امر می تواند به بیمار کمک کند تا مستقل عمل کند و یک کنترل مناسب برای این بیماری مزمن بوجود آورد. این بیماری از بین نخواهد رفت ولی کنترل عوارض آن می تواند تا حد زیادی جلوی ناتوان کردن و از کار افتادگی را بگیرد.

بیماران پارکینسون اغلب از این موضوع که بیماری آنها همواره در حال پیشرفت است، آگاه هستند و این موضوع می تواند باعث نگرانی شدید آنها شود. مبتلایان پارکینسون ممکن است بخواهند خود و مشکلات خود را بیش از حد نیاز تحت کنترل درآورند و خود را با دیگر افراد مبتلا مقایسه کنند. نگرانی در مورد پیشرفت بیماری و امکان ادامه کار هم غیرعادی نیست.

پیشگویی و تخمین زدن پیشرفت این بیماری در یک بیمار مشخص غیر ممکن است. سرعت پیشرفت و محدودیت های جسمی و روحی در بیماران مختلف متفاوت است. نوعی راهنمایی برای تشخیص پیشرفت این بیماری در بیماران مختلف بر اساس پیشروی بیماری از زمان تشخیص وجود دارد ولی این تنها در حد یک پیشنهاد است.

وقتی محدودیتهای جسمی پارکینسون به حدی برسد که کارهای روزمره سخت شوند، درمان علایم پارکینسون آغاز می شود.

علل
علت این اختلال در اغلب موارد ناشناخته است . بعضی موارد آن ناشی از داروهایی نظیر فنوتیازین ها؛ آسیب مغزی ؛ تومورها؛ آنسفالیت پس از آنفلوانزا؛ عفونت با ویروس های دارای رشد آهسته ؛ یا مسمومیت با مونواکسیدکربن (احتمالاً) می باشد.

ژن LRRK2 شایع‌ترین علت ژنتیکی هر دو نوع خانوادگی و غیرقابل پیش‌بینی پارکینسون است.

محققین دانشگاه جان هاپکینز به پروتئینی دست یافته‌اند که ممکن است بهترین هدف برای مبارزه با بیماری پارکینسون باشد.

پایگاه اینترنتی دانشگاه جان هاپکینز اعلام کرد ، طی سال گذشته (  ۲۰۰۷ میلادی )مشخص شد که ژن مولد این پروتئین که LRRK2 نامیده می‌شود شایع‌ترین علت ژنتیکی هر دو نوع خانوادگی و غیرقابل پیش‌بینی پارکینسون است. با این حال تاکنون کسی نمی‌دانست پروتئین مربوط به این ژن چه کاری با سلول‌های مغزی انجام می‌دهد و آیا می‌توان آن را دستکاری کرد یا خیر؟

بر همین اساس اکنون محققین دانشگاه جان هاپکینز متوجه شده‌اند که پروتئین LRRK2 بخشی از یک گروه از پروتئین‌هاست که به نام کیناز شناخته می‌شوند و مانند بقیه اعضای این خانواده به کنترل فعالیت‌های سایر پروتئین‌ها از طریق انتقال گروه‌های کوچکی به نام فسفات‌ها به داخل آنها کمک می‌کنند. این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که دو نوع جهش مربوط به پارکینسون در این ژن باعث افزایش فعالیت انتقال فسفات به داخل پروتئین‌های فوق می‌شود

بیماری پارکینسون و حمله خواب ‪ Narcolepsy‬با یکدیگر وجه مشترک دارند.

این مطالعه که در شماره ژوئن ۲۰۰۷ مجله “مغز” منتشر شده است نشان می‌دهد که افراد مبتلا به پارکینسون باید تحت یک دوره درمان بالینی متفاوتی قرار گیرند که احتمالا علائم خواب آنها را بهبود می‌بخشد.

“جری سیگل” از “موسسه علوم عصبی و رفتار انسانی سمل” در دانشگاه کالیفرنیا و “توماس سنیکال” متخصص اعصاب در همین دانشگاه تعیین کرده‌اند که بیماران مبتلا به پارکینسون تا ‪ ۶۰‬درصد از سلول‌های مغزی حاوی “پپتید هیپوکرتین” (‪ (peptide hypocretin‬را از دست می‌دهند.

در سال ‪ ،۲۰۰۰‬تعدادی از محققان علت حمله خواب را کاهش هیپوکرتین که تصور می‌شود در تنظیم چرخه خواب حائز اهمیت است، معرفی کردند.

به گفته سیگل، گزارش اخیر به یک علت مشترک اختلالات خواب اشاره می‌کند که با این دو بیماری در ارتباط است و نشان می‌دهد که درمان بیماران مبتلا به پارکینسون با استفاده از هیپوکرتین و یا آنالوگ‌های هیپوکرتین می‌تواند این علائم را از بین ببرد.
عوامل افزایش دهنده خطر
گرچه عوامل افزایش خطر ناشناخته است و تحقیقات آکادمی در کتاب های مرجع ذکر نشده است ولی در چند سال اخیر تحقیقات مختلف احتمال تاثیر موارد زیر را نشان می دهد لازم به ذکر است این تحقیقات در سال ۲۰۰۷ میلادی ( ۱۳۸۶ شمسی ) انجام شده و در سمینارهای پزشکی و مجلات علمی ارائه شده است :

حشره کش ها خطر ابتلابه بیماری پارکینسون را افزایش می دهند
بر اساس گزارش محققان آمریکایی که بر روی ۶۰۰ بیمار مبتلابه پارکینسون مطالعه کرده بودند، اعلام کردند: حشره کش ها خطر ابتلابه بیماری پارکینسون را افزایش می دهند. محققان آمریکایی پس از مطالعه بر روی ۶۰۰ بیمار اعلام کردند: افرادی که در معرض حشره کش ها قرار می گیرند ۱/۶ برابر بیشتر از دیگران در خطر ابتلابه پارکینسون قرار دارند.

مصرف چربی‌های اشباع نشده، خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را کاهش می‌دهد
مطالعات اخیر نشان داده‌اند که رژیم‌های غذایی حاوی مقادیر بالای چربی‌های اشباع نشده، خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را کاهش می‌دهد.
رژیم غذایی مدیترانه‌ای که شامل انواع سبزی، میوه و حبوبات است خطر ابتلا به بیماری پارکسیون را کاهش می‌دهد.
یافته‌های جدید محققان نشان می‌دهد افرادی که از رژیم‌های غذایی حاوی مقادیر بالای چربی‌های اشباع نشده استفاده می‌کنند، ۳۰ درصد کمتر از کسانی است که از این رژیم‌های غذایی استفاده نمی‌کنند به بیماری پارکینسون دچار می‌شوند.
این چربیهای اشباع نشده در رژیم‌های غذایی که شامل انواع سبزی، حبوبات، میوه و روغن‌های گیاهی است یافت می‌شوند.
بیماری پارکینسون یک اختلال عصبی تدریجی است که به وسیله کاهش سلول‌های مغزی تولیدکننده دوپامین‌های شیمیایی به وجود می‌آید. نبود این سلول‌ها منجر به از دست دادن کنترل ماهیچه‌های صاف و لرز‌های غیرقابل کنترل می‌شود

کمبود اسید فولیک عاملی برای بروز آلزایمر و پارکینسون
آلزایمر، بیماری فراموشی است، بیماری که دراثر آن فرد قدرت تفکرش را از دست داده و نزدیکان خود را به خاطر نمی آورد و گاهی به دلیل ناتوانی دراستفاده از ذهن می میرد .

طی تحقیقاتی مشخص شد میزان اسید فولیک در خون افراد مبتلا به آلزایمر پائین است و در تحقیق دیگری مشاهده شد مصرف کم سبزیجات سبز رنگ موجب افت اسید فولیک خون و بروز لخته های خونی درمویرگهای مغز و آسیب به بافت مغز می شود که فراموشی را در پی دارد.

همچنین کمبود دریافت اسید فولیک به بروز پارکینسون در موشهای تحت بررسی در آزمایشگاه انجامید .

مطالب فوق اهمیت مصرف اسید فولیک را نشان می دهد

احتمال ابتلا به پارکینسون در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بیشتر است.

محققان دریافتند احتمال تشخیص پارکینسون در سال‌های بعدی عمر بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، ‪۸۳‬ درصد بیشتر از افراد عادی است.

این خطر برای مردان و زنان مساوی است و مستقل از سایر عوامل خطرزا می‌باشد.

محققان در شماره آوریل ۲۰۰۷ نشریه “مراقبت از بیماران دیابتی” نوشتند، دیابت تا حدودی به دلیل ایجاد اضافه وزن خطر ابتلا به پارکینسون را افزایش می‌دهد.

داشتن اضافه وزن و انجام ندادن کافی حرکات ورزشی با ابتلا به دیابت نوع دو که شیوع آن در سراسر جهان رو به افزایش است، ارتباط دارد. دیابت می‌تواند به نابینایی، از دست دادن دست و پا، بیماری قلبی و مرگ زودهنگام منجر شود.

پارکینسون یک اختلال حرکتی است که بر اثر نابودی برخی سلول‌های مغزی بروز می‌کند.

افراد مبتلا به پارکینسون ابتلا به لرزش مبتلا می‌شوند اما این بیماری غیرقابل علاج می‌تواند به فلج و نهایتا مرگ منجر شود.

عوامل اصلی خطرساز برای ابتلا به پارکینسون هنوز شناخته نشده است اما برخی مطالعات نشان می‌دهند که احتمالا برخی موارد ابتلا به پارکینسون بر اثر قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی مانند آفت کش‌ها بوده است.

تنها در آمریکا حدود یک میلیون نفر دچار پارکینسون هستند.

دکتر “گنگ هو” و همکارانش در موسسه ملی بهداشت عمومی در هلسینکی در فنلاند، وضعیت ‪ ۵۱‬هزار و ‪ ۵۵۲‬مرد و زن فنلاندی ‪ ۲۵‬تا ‪ ۷۴‬ساله را برای مدت ‪ ۱۸‬سال پیگیری کردند.

هیچ‌یک از این افراد در ابتدای این مطالعه بیماری پارکینسون نداشتند.

محققان دریافتند که حدود ‪ ۶۰۰‬نفر از این افراد در انتهای این مطالعه به پارکینسون مبتلا شدند و در میان آنان ، احتمال داشتن دیابت تقریبا دو برابر افرادی بود که دچار این بیماری نبودند
پیشگیری
پیشگیری خاصی ندارد.
عواقب مورد انتظار
این بیماری در حال حاضر غیرقابل علاج محسوب می گردد. ولی ، علایم آن با درمان قابل تسکین یا کنترل است . این بیماری طول عمر را چندان کاهش نمی دهد.
تحقیقات علمی علل و درمان این بیماری ادامه دارد و این امید وجود دارد که درمان های مؤثر و نهایتاً علاج بخش برای آن ارایه گردند.
تحقیقاتی که به بررسی پیوند بافت جنینی برای درمان این اختلال پرداخته اند نویدبخش درمان مؤثری در آینده بوده اند. با این درمان به نظر می رسد سلول های جدید تولیدکننده دوپامین در مغز با پیوند بافتی جنینی تشکیل گردند.
عوارض احتمالی
زوال عقل
پنومونی (ذات الریه)
یبوست شدید
احتباس ادرار ناشی از داروهای تجویز شده برای درمان این اختلال
افتادن و بروز شکستگی استخوانی
ناتوانی
درمان

اصول کلی

تا کنون درمان قطعی برای پارکینسون وجود ندارد اما تنوعی از داروها بهمنظور تخفیف علائن مورد استفاده قرار می گیرند.

این بیماری در حال حاضر غیرقابل علاج محسوب می شود. ولی علایم آن با درمان ، قابل تسکین یا کنترل است . این بیماری طول عمر را چندان کاهش نمی دهد. تحقیقات علمی یافتن علل و درمان این بیماری ادامه دارد و امید می رود که درمان های موثر و در نهایت علاج بخش برای آن ارایه شوند.

تحقیقاتی که به بررسی پیوند بافت جنینی برای درمان این اختلال پرداخته اند نویدبخش درمان موثری در آینده بوده اند. با این درمان به نظر می رسد سلول های جدید تولیدکننده دوپامین در مغز با پیوند بافتی جنینی تشکیل شوند.

اصول کلی مراقبت از این بیماران عبارت است از:
۱) درمان فیزیکی
امیدواری و اطمینان دادن به بیماران و درمان بیماری های همراه ، نظیر افسردگی ، روان درمانی یا مشاوره برای کمک به کاهش افسردگی
۲) کار درمانی
۳) گفتار درمانی
اگر در اطرافیانتان بیمار پارکینسون دارید یا خودتان به این بیماری مبتلا هستید توصیه می کنیم:
ـ از حمام گرم و ماساژ مکرر برای پیشگیری از سفتی عضلانی استفاده کنید.
ـ اصلاح را با ریش تراش برقی انجام دهید.
ـ استفاده از کفش های بدون بند، نظیر کفش های راحتی ، کفش های زیپ دار یا کفش های چسبی نیز توصیه می شود.
ـ محیط منزل را طوری طراحی کنید که از افتادن و آسیب دیدگی جلوگیری شود.
ـ محدودیت های تدریجی بیماری ممکن است باعث عاجز شدن بیمار شود. برای یافتن راه هایی به منظور حفظ عملکرد و کارایی ، از مشاوره تخصصی و اعضای خانواده کمک بگیرید.

حال به بررسی این موارد می پردازیم :
- اصول کلی مراقبت این بیماران عبارتند از درمان فیزیکی ، امیدوارکردن و اطمینان دادن به بیماران ، و درمان بیماری های همراه (نظیر افسردگی )
- روان درمانی یا مشاوره جهت کمک به کاهش افسردگی
- کار درمانی و گفتار درمانی ممکن است توصیه گردد.
- استفاده مکرر از حمام گرم و ماساژ دادن جهت پیشگیری از ایجاد سفتی عضلانی استفاده از ریش تراش برقی جهت اصلاح
- استفاده از کفش های بدون بند، نظیر کفش های راحتی ، کفش های زیپ دار یا کفش های چسبی
- محیط منزل را طوری طراحی کنید که از افتادن و آسیب دیدگی جلوگیری شود.
- محدودیت های تدریجی بیماری ممکن است باعث عاجز شدن بیمار گردد. برای یافتن راه هایی جهت حفظ عملکرد و کارآیی خود از مشاوره تخصصی و اعضای خانواده کمک بگیرد.
داروها
داروهای آنتی کولینرژیک ؛ آنتی هیستامین ها؛ داروهای ضدلرزش ، نظیر آمانتادین ؛ یا داروهای ضدپارکینسون از قبیل بروموکریپتین ، لوودوپا و کاربی دوپا. سلژیلین برای به حداکثر رسیدن اثربخشی لوودوپا و کاربی دوپا تجویز می شود. همه این داروها لرزش و سفتی عضلانی را کاهش می دهند ولی اغلب عوارض جانبی قابل توجهی نیز دارند.

فعالیت
در حد امکان به فعالیت های خود ادامه دهید و به دفعات استراحت کنید. اختلاف زیادی بین توانایی جسمی بیماران دچار این بیماری وجود دارد. محدودیت فعالیت تنها در بیماران دچار سفتی عضلانی وجود دارد.
درمان فیزیکی کمک کننده است .
محققان در تازه ترین مطالعات به تاثیر ویتامین B6 در کاهش این بیماری پی برده اند و می گویند افزایش دریافت غذایی ویتامین B6 در کاهش پارکینسون موثر است.

به گزارش رویترز محققان هلندی دریافته اند احتمال ابتلا به پارکینسون در کسانی که بیشترین مصرف ویتامین B6 را دارند ۵۰ درصد کمتر از وقوع آن در افرادی با کمترین دریافت این ویتامین است.

ویتامین B6 برای متابولیسم پروتئین و عملکرد درست سیستم ایمنی و عصبی ضروری است.

بر اساس تحقیقات انجام شده سطوح بالای اسید آمینه هوموسیستئین می تواند به سلول های مغز صدمه وارد کند.

برای تعیین اثر اسید فولیک ، ویتامین B6 و B12 در کاهش این ترکیب در خون و نیز کاهش وقوع پارکینسون ، محققان با بررسی گروهی از افراد ۵۵ ساله و مسن تر در مدت ۱۰ سال دریافتند ارتباطی بین مصرف B12 یا اسید فولیک و ابتلا به این بیماری وجود ندارد اما دریافت B6 بیشتر باعث کاهش خطر پارکینسون می شود.

بر اساس این یافته ها این ویتامین نه فقط با تاثیر بر سطوح هوموسیستئین بلکه با حفاظت سلول های مغز از صدمه ایجاد شده توسط محصولات جانبی متابولیسم یعنی رادیکال های آزاد ، باعث تقلیل احتمال ابتلا به پارکینسون می شود.

لازم به ذکر است که این مطالعه تاثیر حفاظت بخش ویتامین های B12 اسید فولیک را رد نمی کند و برای دست یابی به نتایج روشن تر مطالعات بیشتری مورد نیاز است


رژیم غذایی
رژیم خاصی نیاز نیست ، در موارد وجود اختلال بلع ممکن است مصرف غذاهای نرم لازم باشد. برای پیشگیری از یبوست به رژیم غذایی خود فیبر غذایی یا مواد حجم افزا(نظیر میوه و سبزیجات) اضافه کنید.
در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمایید
اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان دارای علایم بیماری پارکینسون بوده یا علایم شما در طی درمان تشدید شده است .
اگر دچار علایم جدید و غیرقابل توجیه به خصوص اختلال در ادرار کردن ، گیجی یا تاری دید. داروهای تجویزی ممکن است با عوارض جانبی همراه باشند.

سلول‌های بنیادی بطرز قابل توجهی موجب بهبود علائم بیماری پارکینسون در موش‌ها می شود و ممکن است برای انسان کارایی داشته باشد.

محققان موسسه تحقیقات زیست پزشکی وایت هد در کمبریج در ماساچوست از روش نسبتا جدیدی برای طراحی مجدد سلول‌های بنیادی از سلول‌های پوست استفاده ‬کردند و سپس موش‌های مبتلا به این بیماری عصبی تضعیف‌کننده را درمان کردند.

چند هفته پس از پیوند این سلول‌ها به موش‌ها محققان متوجه شدند که علائم بیماری پارکینسون در آنها بطور قابل توجهی کاهش یافته است.

این موضوع تایید می‌کند که جانشین‌های سلول‌های بنیادی جنینی که اصطلاحا سلول‌های بنیادی دوباره برنامه ریزی شده خوانده می‌شوند می‌توانند جایگزین نرون‌های از دست رفته یا آسیب دیده شوند.

ماریوس ورنیگ یکی از نویسندگان این مطالعه که در گزارش‌های آکادمی ملی علوم منتشر شده است گفت، این اولین مدرکی است که نشان می‌دهد سلول‌های دوباره برنامه ریزی شده می‌توانند به سیستم عصبی ملحق شوند یا بطور موثری این بیماری پیشرونده عصبی را درمان کنند.

درمان با سلول‌های بنیادی بعنوان یک مداخله نوید بخش برای بیماری‌های انحطاط عصبی مانند پارکینسون یا آلزایمر تلقی می‌شود زیرا این سلول‌ها که اصطلاحا سلول‌های اصلی خوانده می‌شوند توانایی تبدیل به صدها نوع سلول مختلف در بدن را دارند و جایگزین سلول‌هایی می‌شوند که از بین رفته و یا بر اثر بیماری آسیب دیده است.

اما مخالفت‌های اخلاقی نسبت به استفاده ازسلول‌های بنیادی جنین‌های دور انداخته شده، بحث و جدل زیادی را درمورد استفاده از این سلول‌ها به راه انداخته است.

در اواخر سال ‪ ۲۰۰۷‬محققان آمریکایی و ژاپنی اعلام کردند که روش‌هایی را برای برنامه ریزی مجدد سلول‌های پوست انسان ابداع کرده‌اند که به آنها خواص سلول‌های بنیادی را می‌دهد.

یافته‌های محققان موسسه وایت هد اولین مدرک در مورد حیوانات است که نشان می‌دهد سلول‌های دوباره برنامه ریزی شده به همانگونه که فرض شده اند عمل می‌کنند.

بیماری پارکینسون یک اختلال سیستم حرکتی بدن است که بر اثر آسیب یا مرگ نرون‌های دوپامین ایجاد می‌شود و لرزش، بهم خوردن توازن بدن و خشکی دست و پا از علائم آن است.

ویتامین E ممکن است موجب کاهش علا‌ئم بیماری پارکینسون شود.

پژوهشگران گروه فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اهواز در بررسی اثر ویتامین E بر سفتی عضلا‌نی در نمونه حیوانی بیماری پارکینسون دریافتند , این ویتامین ممکن است , به علت ماهیت آنتی اکسیدانی خود , از تخریب دوپامین در جسم سیاه مغز جلوگیری کند که این موجب کاهش علا‌ئم بیماری پارکینسون به صورت کاهش سفتی عضلا‌نی می شود.پارکینسون نوعی بیماری پیشرونده مغزی است که با پیشرفت سن , شیوع آن افزایش می یابد و با علا‌ئمی مانند کندی حرکات , لرزش اندامها , سفتی بدن و اختلا‌ل تعادل ظاهر می شود

اولین برچسب پوستی به نام نوپرو که محتوی داروی “روتیگوتاین” است علائم بیماری پارکینسون کاهش می دهد.

نوپرو که اولین برچسب پوستی تایید شده برای درمان علائم بیماری پارکینسون است، محتوی داروی
“روتیگوتاین” است که پیش از برای استفاده در آمریکا تایید نشده بود.

بیماری پارکینسون که از دسته وضعیت‌هایی است که “اختلال سیستم حرکتی” خوانده می‌شود در نتیجه کاهش سلول‌های مغزی تولیدکننده دوپامین بروز می‌کند.

روتیگوتاین، که از طبقه داروهای آگونیست دوپامین است، با استفاده از یک برچسب سیلیکونی که هر ‪ ۲۴‬ساعت تعویض می‌شود، پیوسته جذب پوست می‌شود.

آگونیست دوپامین با فعال کردن گیرنده‌های دوپامین در بدن فعالیت می‌کند و تاثیر دوپامین انتقال‌دهنده عصبی را تقلید می‌کند.

پاسخ به تعدادی از پرسش های شما در رابطه با پارکینسون :

پارکینسون از کجا می‌ آید؟چندی پیش هنرپیشه مشهور انگلیسی ، دبورا کر که به بیماری پارکینسون مبتلا شده بود، جان باخت. در تاریخ معاصر افراد مشهور زیادی به این بیماری مبتلا شدند. هیتلر، سالوادور دالی، مائو و محمدعلی کلی از این جمله‌اند. امروزه شیوع بیماری پارکینسون رو به افزایش است و مشاغل گوناگون و کار با مواد شیمیایی و صنعتی، استرس و تغییر سبک زندگی، همه در افزایش شیوع این بیماری مؤثرند. خوب است درباره پارکینسون بیشتر بدانید.

اگرچه علت بیماری پارکینسون ناشناخته مانده است اما دانشمندان عواملی را مرتبط با بیماری پارکینسون شناسایی کرده‌اند. به عنوان مثال، در افراد بالای ۶۰ سال ، احتمال ابتلا به بیماری پارکینسون حدود ۲ تا ۴ درصد است، در مقایسه با سایر افراد که حدود یک تا دو درصد است.

ردپای بیماری در خانواده
در حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد افراد مبتلا به پارکینسون دارای یک خویشاوند مبتلا به پارکینسون، هستند. در یک تحقیق بزرگ، محققان دریافتند که در افرادی که دارای یک خویشاوند درجه اول مبتلا به پارکینسون مانند پدر و مادر یا خواهر و برادر مبتلا هستند، احتمال ابتلا به پارکینسون حدود دو تا سه برابر جمعیت عادی است. این به این معنی است که اگر والدین شما مبتلا به بیماری پارکینسون هستند، احتمال ایجاد این بیماری در شما کمی بالاتر از سایرین است.

بیماری پارکینسون در بسیاری از مبتلایان به صورت مستقیم با وراثت در ارتباط نیست اما محققان تعدادی از ژن‌های دخیل در این بیماری را در تعدادی از خانواده‌ها شناسایی کرده‌اند. بعضی از این ژن‌ها در پروتئین‌هایی که در عملکرد‌های سلول‌های دوپامینی دخیل‌اند، تغییراتی ایجاد می ‌کنند. به دلیل امکان مطالعات وسیع در آزمایشگاه‌های مدرن، امروزه جنبه‌های گوناگون وراثتی این بیماری، تحت تحقیقات گسترده‌ای قرار گرفته است.

صدمات محیطی
بعضی از دانشمندان بر این باورند که بیماری پارکینسون ممکن است در نتیجه تماس با سموم یا آسیب‌های محیطی به وجود بیاید. تحقیقات، تعدادی از عوامل‌ مرتبط با پارکینسون مانند زندگی در مناطق حاشیه‌ای شهر، استفاده از آب چاه یا مصرف ترکیبات آفت‌کش را مشخص کرده‌اند. تزریق ماده مخدری به نام متیل فنیل تتراهیدروپیریدین می ‌تواند به سرعت موجب ایجاد بیماری پارکینسون به صورت دائمی شود. اما در حقیقت هیچگونه مدرک محکمی درباره اینکه یک عامل محیطی به تنهایی موجب ایجاد این بیماری شده است، وجود ندارد. اگرچه این عوامل محیطی در مطالعات نمونه‌های آزمایشگاهی پارکینسون کمک‌ کننده هستند و محققان هنوز به دنبال سرنخ‌ها و ارتباطات تازه‌ای میان عوامل گوناگون و ایجاد پارکینسون می‌ گردند. اغلب متخصصان بر اینکه این بیماری ناشی از ترکیبی از عوامل وراثتی و محیطی است، هم عقیده‌اند، اگرچه ما هنوز ماهیت این ترکیب را نمی ‌دانیم.
پارکینسون چیست؟
بیماری پارکینسون اختلال حرکتی مزمن و پیش رونده‌ است به این معنی که علائم این بیماری به مرور زمان بدتر می‌ شوند. حدود ۱۵ درصد مبتلایان به پارکینسون پیش از ۵۰ سالگی تشخیص داده می‌ شوند. شیوع این بیماری با افزایش سن، زیاد می شود. علت این بیماری ناشناخته است و در حال حاضر درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد اما تعدادی از روش‌های دارو درمانی و جراحی برای بهبود علائم وجود دارند.

بنابراین پیام‌هایی که در ارتباط با شیوه و زمان حرکت بدن  هستند، از مغز آهسته‌تر فرستاده می‌ شوند که سبب می‌ شود، شخص مبتلا قادر به شروع و کنترل حرکاتش به صورت طبیعی نباشد. بیماری پارکینسون علائم متفاوتی دارد که از شخصی به شخص دیگر متفاوت است، مانند لرزش دست و پا، صورت و فک، سفتی یا گرفتگی عضلات اندام‌ها و تنه، کاهش سرعت حرکات و اختلال تعادل و هماهنگی.

دارودرمانی
محققان هنوز در پی ارزیابی سودمندی چند ماده گوناگون روی کاهش سرعت پیشرفت این بیماری و درمان علائم آن هستند. بهتر است مبتلایان به این بیماری پیش از مصرف هرگونه دارویی، برای جلوگیری از ایجاد تداخلات دارویی خطرناک با پزشک‌شان مشورت کنند. از آنجایی که شواهدی در رابطه با آسیب‌های اکسیداتیو به سلول‌های عصبی در بیماری پارکینسون وجود دارد، مصرف آنتی ‌اکسیدان‌ها تحت بررسی قرار دارد.
نقش مکمل‌ها در درمان چیست ؟
کوآنزیم  Q10یک آنتی‌اکسیدان قوی  موجود در میتوکندری سلول است. میتوکندری‌ها یک ساختار مولد انرژی در سلول هستند و بعضی از دانشمندان عقیده دارند که اختلالات عملکرد میتوکندری‌ها در ایجاد پارکینسون مؤثر است. یک تحقیق کلینیکی جدید، نشانگر آن بود که میزان‌ زیادی از کوآنزیم Q10 موجب کاهش سرعت پیشرفت این بیماری در تعدادی از مبتلایان شده است اما تحقیقات درباره این آنزیم هنوز به طور گسترده‌ای صورت نگرفته است تا بتوان مصرف این ماده را به مبتلایان توصیه کرد.

ویتامین E نیز می‌ تواند در مقابله با آسیب‌های مغزی ناشی از رادیکال‌های آزاد، مؤثر باشد و به نظر می ‌رسد که احتمال ابتلا به پارکینسون را پایین می ‌آورد، اگرچه شواهد محکمی در این زمینه وجود ندارد اما از آنجایی که ویتامین E عوارض جانبی کمی دارد، بسیاری از مبتلایان به پارکینسون از این دارو استفاده می‌ کنند. تحقیقات درباره مصرف انبه هندی و زغال‌اخته  و نقش آنها در کاهش مرگ سلول‌های عصبی در حال انجام گرفتن  است.

کراتین یکی دیگر از ترکیبات مورد علاقه دانشمندان است زیرا این ترکیب موجب افزایش میزان فسفوکراتین که یک منبع انرژی برای عضلات و مغز است، می‌ شود. بررسی درباره تأثیر این ماده روی آسیب‌های سلول‌های عصبی، در حال انجام است. تحقیقات همچنین روی ماده‌ای به نام گلوتاتیون و تأثیر آن روی متابولیسم سلولی و قدرت آنتی اکسیدانی آن تحت انجام است. هر دوی این ترکیبات به نظر امیدوارکننده می ‌رسند، اگرچه روش تجویز مفید آنها، عوارض و خطرات استفاده طولانی ‌مدت از آنها مشخص نیست. داروهای متفاوتی برای مبتلایان به پارکینسون در بازار وجود دارد. این داروها اغلب گران و از کارخانه‌های متفاوتی هستند. این داروها اغلب دارای عوارض جانبی و تداخلات دارویی با سایر داروها هستند، بنابراین قبل از استفاده از این داروها، مشورت با پزشکتان بسیار مهم است

بیش از ‪ ۱۰۰‬هزار نفر در اسپانیا به این بیماری مبتلا هستند.

 ‪۷۰‬ درصد از بیماران مبتلابه به پارکینسون در اسپانیا بالای ‪ ۶۵‬سال و نیمی از ‪ ۳۵‬درصد دیگر آنها کمتر از ‪ ۴۵‬سال سن دارند.

سالانه بین ‪ ۲۰‬تا ‪ ۲۵‬مورد جدید ازاین بیماری دراسپانیا کشف می‌شود. و پارکینسون دومین بیماری تخریب‌کننده سیستم عصبی در اسپانیا پس از بیماری آلزیمر محسوب می‌شود.

تنها ‪ ۱۰‬درصد مبتلایان به این بیماری بر اثر عوامل وراثتی به آن مبتلا می‌شوند و علت ابتلای بقیه افراد به آن هنوز مشخص نشده است .

اکنون کارشناسان برای کشف علل دیگر بروز این بیماری در حال تحقیق از طریق مطالعه سلولهای مادر، درمانهای ژنتیکی و نانوفناوری هستند.

درمانهای روانی ، فیزیولوژیکی و کلام درمانی از راههای معالجه مبتلایان به این بیماری برای مقابله با از دست رفتن کنترل حرکت ، توازن و هماهنگی و سخت شدن ماهیچه‌ها و دشواری در صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن است .

به اعتقاد متخصصان، عوارض روانی این بیماری در افراد مختلف با یکدیگر بسیار متفاوت است و از انکار ابتلا به آن تا خشم و غضب که به افسردگی منتهی می‌شود، متغییر است

در پارکینسون نوعی پروتئین بد، و نوعی پروتئین دیگر به‌نام”اس.ایی.پی.تی ‪”۴‬ در درون سلول عصبی جمع می‌شوند.

پژوهشگران ژاپنی دانشگاه کیوتو به دستاورد تازه‌ای درباره ریشه یابی و درمان بیماری مغزی پارکینسون دست یافتند.

بیماری پارکینسون به علت کاهش یافتن ماده”دوپامین” در مغز و بروز اشکال در شبکه ارتباطاتی اعصاب بوجود می‌آید که لرزش‌های بدنی و نافرمانی اعصاب را به دنبال دارد.

پژوهشگران ژاپنی به این دستاورد دست یافتند که در سلول عصبی مغز بیماران پارکینسون، پروتئینی بد انباشته می‌شود که کارش از بین بردن سلول عصبی و کاهش میزان ترشح ماده دوپامین در مغز است.

پژوهشگران گفتند: آنها پیش از این نیز در جریان بررسی‌های خود متوجه شده بودند که همراه این پروتئین بد، نوعی پروتئین دیگر به‌نام”اس.ایی.پی.تی ‪”۴‬ در درون سلول عصبی جمع می‌شوند.

آنها در جریان آزمایش بر روی مغز یک موش پارکینسونی ، با استفاده از فناوری ژنی کاری کردند که پروتیین “اس.ایی.پی.تی.‪ “۴‬در مغز این موش ساخته نشود.

به گفته آنها،این کار موجب شد تا عوارض بیماری در این موش نسبت به دیگر موش‌های مشابه، سه ماه زودتر پدیدار شود.

پژوهشگران با نتیجه‌گیری از این آزمایش اعلام کردند، به‌نظر می‌رسد که علت جمع شدن پروتئین “اس.ایی.پی.تی.‪ “۴‬در مغز، جلوگیری از فعالیت پروتیین بد بوده است.

آنها گفتند که یکی از کارهای مثبت پروتیین “اس.ایی.پی.تی.‪ ، “۴‬پایدار کردن کار سیستم ترشح دوپامین در مغز است.

پژوهشگران ژاپنی گفتند : نمونه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد دربیماران پارکینسون، پروتئین “اس.ایی.پی.تی.‪ “۴‬کم بوده و این موضوع به تشدید فعالیت پروتئین بد کمک کرده است.

پژوهشگران ابراز امیدواری کردند، با استفاده از این دستاورد بتوانند به باز کردن راه برای درمان بیماری پارکینسون کمک کنند.

+ نوشته شده در  Fri 4 Mar 2011ساعت 0:57  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 

 

                                        

بیماری دیابت یکنوع اختلال در سوخت وساز بدن است.به طوری که بدن در این اختلال قادر به استفاده کامل از قند نمی باشد.اگر تظاهرات و علائم آن در سنین جوانی یا کودکی ظاهر شود،آنرا بیماری دیابت جوانان (نوع۱) و اگر در سنین بالاتر بروز نماید،آنرا بیماری دیابت بزرگسالان(نوع ۲) می نامند.علائم بالینی دیابت عبارتند از:

۱-عدم توانایی در سوخت و کربوهیدراتها.                                                           

۲-افزایش قابل ملاحظه گلوکز در خون.

۳-دفع مقادیر مختلفی قند از ادرار.

میزان بیماریهای قلبی در افراد دیابتی ،دو تا سه برابر بیشتر از غیر دیابتیهاست.طبق دستور W.H.O دیابت به دو دسته کلی تقسیم می شود:

دیابت نوع ۱:I.D.D.M:

دیابت وابسته به انسولین که دیابت جوانان هم گفته می شود.

دیابت نوع ۲:N.I.D.D.M:

دیابت غیر وابسته به انسولین که در بزرگسالان دیده می شود.

تقسیم بندیهای دیگر دیابت به شرح زیر است:

G.D.M:دیابت بارداری است.

I.G.T:اختلال در تحمل گلوکز است،که دیابت نیست ولی ممکن است به دیابت تبدیل شود.

اکثر مبتلایان به دیابت از نوع ۲ هستند.در برابر هر ۱۰-۸ نفر که به این دیابت مبتلا هستندیک نفر به دیابت نوع ۱ مبتلا است.

I.D.D.M:

غالبا” از دوران کودکی شروع می شود واستعداد ژنتیکی در بروز آن حائز اهمیت است.بیماریهای ویروسی مثل:سرخجه- اوریون و یا بیماریهای دیگر سبب ایجاد واکنش خود ایمنی در بدن می شود.بنابراین:سلولهای بتای پانکراس،آنتی کور در برابر خودشان تولید می کنند،بنابراین این سلولها آسیب دیده و ترشح انسولین مختل می شود.

در مجموع هرنوع اختلال در پانکراس که موجب قطع کامل تولید انسولین شود ،به آن دیابت وابسته به انسولین یا دیابت نوع ۱ می گویند،که در گذشته بنام دیابت جوانان شناخته می شد.

در صورتیکه هر نوع اختلال جدی درپانکراس منجر به تولید ناکافی انسولین شود یا بعبارتی هایپر گلایسمی ظاهر شده و مقاومت انسولین در سطح سلول ایجاد شود به آن دیابت غیر وابسته به انسولین می گویند.تولید انسولین در دیابت نوع ۲ متفاوت است.این تفاوت در تولید اضافی انسولین می باشدکه منجر به هایپر انسولینمی می شود.این حالت مربوط به مقاومت انسولین در سطح سلول است.تفاوت دیگر در عدم کفایت در تولید انسولین می باشد،که برخی اوقات در حد طبیعی و برخی اوقات کمتر از حد طبیعی است.

دو عامل در بروز دیابت نقش مهمی دارد:

۱-چاقی ۲-ارث

دیابت نوع ۲ همراه با چاقی است.از اختصاصات این دیابت مقاومت محیطی به انسولین است.یعنی ممکن است میزان انسولین در پلاسما طبیعی هم باشد ولی بدلیل مقاومت محیطی موثر نیست.

چاقی اغلب در بزگسالان دیابتی قبل از ظهور بیماری مشاهده شده است .و عملا” دیده می شود که افراد دارای وزن طبیعی یا تا حدی کم وزن کمتر مستعد ابتلاء به بیماری دیابت می باشند .

عادات غذایی بد و نا کافی به اضافه پرخوری و نداشتن فعالیتهای بدنی ممکن است زمینه را برای تظاهر علائم بیماری دیابت آماده سازد.برخی از پزشکان معتقدند که رابطه این بیماری با فعالیتهای فکری بیش از فعالیتهای جسمی است.بدین معنی که فشارهای عصبی و نگرانیها ممکن است در بروز بیماری دخالت داشته باشد.بیماریهای کبدی -کیسه صفرا-تیروئیدو غده پانکراس نیز اغلب همراه دیابت دیده شده اند.تغییرات عروقی و سایر بیماریهای قلب و عروق -بیماریهای عروق محیطی-رتینوپاتی(آسیب شبکیه چشم) ،نوروپاتی (آسیب اعصاب مرکزی) و نفروپاتی (آسیب کلیه ها) در بیماران مبتلا به دیابت در مقایسه با افراد غیر دیابتی بیشتر مشاهده می شود.بنظر می رسد عامل ارثی اهمیت زیادی داشته باشد.

بیماری دیابت از زمان لقاح شروع می شود و از این زمان تا شروع تظاهرات آشکار بیماری ممکن است چند ماه تا چند سال طول بکشد.

تاثیر انسولین در بدن:

برای اینکه انسولین بتواند نقش بیوشیمیایی خود را ایفا کند باید به گیرنده های خاصی در سطح سلول بپیوندد.تعداد این گیرنده ها تحت تاثیر غلظت انسولین پلاسما و پرخوری است .غلظت انسولین پلاسما با تعداد گیرنده ها نسبت عکس دارد.یعنی بالا بودن سطح انسولین باعث کاهش تعداد گیرنده ها می شود.پرخوری و افراط در مصرف غذاهای پر کالری بنوبه خود ترشح انسولین را افزایش می دهد و در نتیجه تعداد گیرنده ها کم می شود.عامل دیگر:فعالیت و تحرک بدنی است که در صورت کم تحرکی تعداد گیرنده ها کاهش پیدا می کند.

در بیماری دیابت بیمار قادر به استفاده از گلوکز نیست.بهمین دلیل میزان آن در خون افزایش پیدا می کند و افزایش آن از حدود آستانه کلیوی که ۱۸۰-۱۷۰ میلی گرم در دسی لیتر است باعث دفع گلوکز از طریق ادرار می شود که گلوکزاوری نامیده می شود.برای دفع گلوکز نیاز به مایعات است.بنابراین میزان ادرار در اثر نوشیدن مایعات زیاد می شود(پلی اوری) و بدلیل اینکه گلوکز وارد سلولها نمی شود بیمار احساس گرسنگی می کند و بدلیل مصرف مواد غذایی دچار پرخوری (پلی فاژی)هم می شوند که در بیماران I.D.D.M بیشتر است.بدلیل دفع آب زیاد از طریق ادرار پرنوشی و تشنگی هم در بیماران وجود دارد.

بیماران دیابتی بدلیل افزایش قند خون مستعد ابتلاء به بیماریهای عفونی هستند.بیمار دیابتی فوق العاده نسبت به عفونت حساس است ،یعنی اگر دیابت او مهار نشده باشد،بدلیل کاهش مقاومت بدن در مقابل عوامل عفونی ،به سادگی مبتلا به عفونتهای غیر قابل مهار می شود.

در بیماران دیابتی خطر کمای دیابتی هم وجود دارد.کما بدنبال حالت کتوز در شرایطی که بیماری دیابت مهار نشده باشد بوجود می آید.در اثر کمبود انسولین میزان اسیدهای چرب خون افزایش پیدا می کند.اکسیداسیون اسیدهای چرب تولید مقدار زیادی استیل کوآنزیم آ می کند که در اثر تجمع آنها اسیدهای ستونی ایجاد می شود.افزایش اسیدهای ستونی در خون باعث آسیب دستگاه مرکزی اعصاب و ایجاد کما می شود.

علائم هشدار دهنده عبارتد از: تشنگی - خشکی دهان - برافروختگی صورت - خواب آلودگی افزاینده - -تهوع - استفراغ - دردهای شکمی -  سرد و خشک شد پوست - استشمام بوی اسید در تنفس بیمار و سخت شدن عمل تنفس -  سردرد - سرگیجه - درد در پشت پاها و ضعف بیش از حد است.

اگر یکی از علائم ظاهر شود وضع بیمار خیلی خطرناک نیست ولی اگر تعدادی از این علائم با هم وجود داشته باشد زنگ خطر است.

عارضه دیگری که در بیماران دیابتی وجود دارد ،بروز هایپو گلایسمی است بخصوص در I.D.DM .بهمین دلیل توصیه می شود که بیماران دیابتی همیشه قند یا آب نبات همراه خودشان داشته باشند.

گاهی در بیمار شوک یا عکس العمل انسولین که ناشی از سقوط ناگهانی گلوکز در خون است بوجود می آید.علائم اولیه به شکل زیر است:

عرق کردن -بی حوصلگی - دوبینی - گرسنگی - لرز - پریدگی رنگ - تند شدن ضربان قلب - سر درد و حالت ضعف و سستی شدید و بالاخره به حالت مرگ افتادن است.گرچه این علائم سریع و تند اتفاق می افتد ولی اگر فورا” مقداری کربوهیدرات زود هضم مانند:آبمیوه - آب قند و یا قند به بیمار داده شود،عکس العمل بوجود آمده کنترل خواهد شد.

مقادیر طبیعی قند خون:

F.B.S یا قند خون ناشتا ۱۰۰-۶۰ میلی گرم در دسی لیتر است .اگر F.B.S  بین ۱۴۰-۱۱۵ میلی گرم در دسی لیتر باشد فرد I.G.T  است و اگر بیشتر از ۱۴۰ میلی گرم در دسی لیتر باشد بیمار قطعا” دیابتی است.

قند خون ۲ ساعت بعد از غذا باید کمتر از ۱۲۰ میلی گرم در دسی لیتر باشد.

هدف مطلوب در بیماران دیابتی این است که قند خون را به کمتر از ۱۴۰ میلی گرم در دسی لیتر برسانیم. 

                                                                                                                                ******لطفا در پایان نظر خود را در مورد این مطلب ثبت نمایید- با تشکــر ،دکتر امید عابدی******

+ نوشته شده در  Thu 3 Mar 2011ساعت 19:39  توسط دکتر امید عابدی - 건강 블로그 | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام بر همه کسانی که از این سایت دیدن می کنند.سایت پاورچین ،یک وبلاگ شخصی ، پزشکی است که متعلق به خود من است و شما در این سایت می توانید انواع مطالب پزشکی سلامت و آناتومی های مختلف به دست آورید..ضمنا نظرهایتان را در هر بخش به ما ارائه دهید تا در بهتر کردن این سایت موفقتر باشیم.امیدوارم در هر کجا هستید شاد و سلامت و تندرست باشید . با تشکر -دکتر امید عابدی-سئول کره جنوبی서울 - 한국

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم دی 1390
هفته دوم آبان 1390
هفته اوّل مهر 1390
هفته سوم شهریور 1390
هفته اوّل شهریور 1390
هفته اوّل مرداد 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته سوم خرداد 1390
هفته دوم خرداد 1390
هفته چهارم اردیبهشت 1390
هفته سوم اردیبهشت 1390
هفته دوم اردیبهشت 1390
هفته اوّل اردیبهشت 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته سوم اسفند 1389
هفته دوم اسفند 1389
هفته اوّل اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اوّل بهمن 1389
هفته سوم دی 1389
هفته دوم دی 1389
هفته اوّل آبان 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته سوم شهریور 1389
هفته سوم تیر 1389
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

Seoul